یکی از مخاطبان شبکه علمی ثریا به نام رضا کاظمی در یادداشتی با عنوان علیه پدرخواندگی به مناسبت معرفی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش نوشت:
"تنها چند روز تا برگزاری جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه سیزدهم مانده است. در این میان بعد از معرفی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش نقاط قوت و ضعف زیادی در رسانهها در مدح و نقد جناب باغگلی طرح شد. چندین صوت از کمیسیون آموزش توسط خود نمایندگان نیز منتشر شد که با توجه به قوانین داخلی مجلس همین اقدام جای سوال دارد. برخی نمایندگان محترم مجلس نیز بنابر وظیفه نمایندگی مصاحبههایی علیه کاندیدای پیشنهادی رئیس جمهور انجام دادند. اما فضای رسانهای و اظهار نظرها سوالاتی را ایجاد میکند:
۱- چطور میشود جریان سیاسی با آمادگی کامل با نیت تخریب گزینهی پیشنهادی به استقبال آن میروند و پس از تماس رئیس جمهور با ریاست کمیسیون برنامه و بودجه، تغییر ماهیت داده و با عبارت امضا محفوظ در کانالهای معلمی دست چندم اقدام به تخریب غیرمنصفانه وزیر پیشنهادی میزدند؟
مضافا بر این به چه حقی یک کانال تلگرامی با نهایتا هزار کاربر خود را نماینده جامعه میلیونی آموزش و پرورش مینامد و از انتخاب رئیسجمهور احساس خطر میکند؟
۲- در میان همه نقدها واقعا چه ملاک قابل ارزیابی و شاخص کمی برای انتقاد از وزیر پیشنهادی وجود دارد؟ این که ما سابقه اجرایی در تخریب گزینه پیشنهادی طرح میکنیم، در واقع از چه شاخصی برای سنجش سابقه اجرایی و توان مدیریتی افراد وجود دارد؟ سابقهی وزارت یا حداقل معاونت وزیری یا مدیرکلی در سطح استان شرط لازم برای تصدی وزارت است یا توان استفاده از تمامی ظرفیتها و همراه ساختن سرمایههای انسانی بدنه آموزش و پرورش شرط لازم برای وزارت است؟
۳- پر واضح و بدیهی است که جناب باغگلی گزینه بدون نقصی نیست اما حتما انتخاب یک وزیر خارج از بافت مدیریتی بسته و الیگارشی رسوب کرده در لایههای مدیریتی یک بدنه اداری حتما جذاب است. بهنظر میرسد بهغیر از ۲ وزیر در ادوار گذشته که بازی پدرخواندههای وزارتخانه را بهم زدند، سایرین از یک حلقهی مدیریتی بسته ولو با گرایشهای سیاسی مختلف انتخاب شدهاند.
این جریان پدرخواندگی که در تمامی ادوار علیه گزینههای خارج از وزارتخانه یا بهتر خارج از گروه و تیم خود بودهاند، خوشبینانه به طور غیرهماهنگ به تخریب هر گزینهی غیرمطلوب خود میپردازند و حتی مصاحبه میکنند که ما فلانی را نمیشناسیم که توگویی شناخت آقایان ملاک انتخاب وزیر است. نگارنده حقیقتا متوجه نمیشود چرا فردی که تنها یک دوره ریاست یکی از سازمانهای تابعه وزارتخانه را در کارنامه خود دارد و بنابر گواه کارشناسان یکی از اضلاع فلاکت وزارتخانه در ادوار مختلف بوده است حق دارد برای همه وزرای آموزش و پرورش بهواسطه ارتباطات سیاسی و خانوادگی خود خط و نشان بکشد.
در دورهی پیشین وزارتخانه نیز شاهد بودیم برخی مدیران که از سایر سازمانها به کمک ادارهی آموزش و پرورش آمده بودند علیرغم توانایی غیرقابل انکار صرفا با برچسب غیر آموزش و پرورشی بودن؛ دچار چنان تخریبی شدند که به سرعت وزارتخانه را ترک کردند.
با این حساب طبیعی است الیگارشی موجود که همگی حداقل یک مدرسه غیردولتی دارند و در تمامی این سالها علیرغم تاکیدات شدید مقام معظم رهبری مانع کنترل و ورود وزارتخانه به کشیدن افسار گسیخته مدارس غیردولتی خاص شده اند، حتما از وزارت باغگلی استقبال نخواهند کرد.
به نظرم مهمترین اقدام وزیر پیشنهادی در صورت اعتماد مجلس میتواند ورود به مقوله منابع مالی مدارس خاص و تحقیق و تفحص از فعالیت آنان در تمامی سالهای پس از انقلاب است. چه بسیار مدارسی که با رانت موسس یا هیئت مدیره پشت پرده آن با استفاده از منابع دولتی، گردش مالی وحشتناکی خلق کرده و سپس با ایجاد یک الیت خاص از فارغالتحصیلان خود بر کوس نابرابری و تبعیض کوبیدهاند.
در هر صورت امیدوارم انتخاب آقای باغگلی از سوی ریاست محترم جمهوری در پایان یک حرکت تمام عیار علیه الیگارشی موجود و نوکرهای رسانهای آنان باشد و هفته آتی نیز نمایندگان مجلس شورای اسلامی بهدور از هیجانات کاذب و تخریب مشکوک و حتما غیردلسوزانهی عدهای با آغوش باز به تحول در آموزش و پرورش بیاندیشند و فراموش نکنند که اگر چه برنامه و تواناییهای فردی برای تصدی وزارتخانه لازم است اما ارتباط خوب و قدرت چانهزنی در هیئت دولت و اعتماد رئیس جمهور نیز از شروط لازم برای اداره بزرگترین وزارتخانه کشور است."
شبکه علمی ثریا آمادگی دارد مطالب و یادداشتهای ارسالی مخاطبان عزیز را با موضوعات مختلف از جمله تعلیم و تربیت منتشر نماید.