کد خبر: 134696

اختصاصی شبکه علمی ثریا

چالش‌های افزایش چت‌بات‌ها برای یادگیری مادام‌العمر

از نقطه نظر بحرانی، محصولاتی مانند ChatGPT هرگز آماده عرضه نخواهند بود مگر اینکه ما یک فناوری هوش مصنوعی فعال داشته باشیم که از یادگیری مداوم مادام العمر پشتیبانی می‌کند.

اختصاصی شبکه علمی ثریا- اگر یک ربات چت به عنوان یک دوست شناخته شود، چه می شود؟ چه می‌شود اگر یک ربات چت آنچه را می‌توان به عنوان احساسات صمیمی برای دیگری تلقی کرد، گسترش داد؟ آیا چت بات ها، در صورت استفاده نامناسل، می توانند تهدیدی واقعی برای جامعه باشند؟ این برخوردهای عجیب با چت بات‌ها چه چیزی را در مورد آینده هوش مصنوعی نشان می دهد؟ در این بین سوال مهم وجود دارد که باید بپرسیم: آیا وقتی با انسان های واقعی صحبت می کنیم، برخوردهای عجیب و غریبی نداریم؟  آیا ما به چت ربات‌های هوش مصنوعی آموزش می‌دهیم تا مراقب احساسات/حساسیت انسانی در طول مکالمات خود باشند؟ ما می‌توانیم بهتر عمل کنیم و در مورد مسائل برابری و انصاف در هوش مصنوعی پیشرفت می‌کنیم. اما راه طولانی در پیش است و در حال حاضر، ما یک مدل محاسباتی قوی برای شبیه‌سازی احساسات و حساسیت انسانی نداریم، به همین دلیل است که هوش مصنوعی حداقل هنوز به معنای هوش «مصنوعی» است، نه هوش «طبیعی».

از نقطه نظر بحرانی، محصولاتی مانند ChatGPT هرگز آماده عرضه نخواهند بود مگر اینکه ما یک فناوری هوش مصنوعی فعال داشته باشیم که از یادگیری مداوم مادام العمر پشتیبانی می کند. ما در دنیایی زندگی می کنیم که به طور مداوم در حال تکامل است و تجربیات، نظرات و دانش ما نیز در حال تکامل است. با این حال، محصولات فعلی هوش مصنوعی عمدتاً بر روی یک مجموعه داده‌های تاریخی ثابت آموزش داده می‌شوند و سپس در زندگی واقعی به کار می‌روند، با این امید که بتوانند به سناریوهای نادیده گرفته شده تعمیم دهند، که اغلب درست به نظر نمی‌رسد. با این حال، تحقیقات زیادی در حال حاضر بر یادگیری مادام العمر متمرکز است، اما این رشته هنوز در مراحل ابتدایی خود است.

علاوه بر این، فناوری هایی مانند ChatGPT و یادگیری مادام العمر دارای اهداف متعامد هستند و یکدیگر را تکمیل می کنند. فناوری مانند ChatGPT می‌تواند چالش‌های جدیدی را برای تحقیقات یادگیری مادام‌العمر با دریافت بازخورد از مردم در مقیاس بزرگ نشان دهد. اگرچه این محصول کاملاً "آماده کار نیست"، اما انتشار محصولاتی مانند ChatGPT می تواند به جمع آوری مقادیر زیادی از داده‌های کمی و کیفی برای ارزیابی و شناسایی محدودیت های مدل های فعلی هوش مصنوعی کمک کند. بنابراین، هنگامی که ما در مورد فناوری هوش مصنوعی صحبت می کنیم، اینکه آیا یک محصول واقعاً "آماده کار است" بسیار ذهنی و قابل بحث است. اشکالات در یک سیستم چت ربات هوش مصنوعی با اشکالات نرم افزاری معمولی که معمولاً به آن اشاره می کنیم بسیار متفاوت است. یک اشکال معمولاً به عنوان یک رفتار غیرمنتظره از یک محصول نرم افزاری در حال استفاده تعریف می شود. اما مشکل یک ربات چت چیست؟ رفتار مورد انتظار چیست؟

انتظارات کلی از یک چت بات این است که مکالمات باید مرتبط، روان، منسجم و واقعی باشد.واضح است که هر ربات چت یا دستیار هوشمندی که امروزه موجود است همیشه مرتبط، روان، منسجم و واقعی نیست. اینکه آیا این موضوع به یک موضوع نگران کننده اجتماعی تبدیل خواهد شد، بیشتر به نحوه برخورد ما با چنین فناوری به عنوان یک جامعه بستگی دارد. اگر چارچوب‌های مشترک انسان و هوش مصنوعی را برای بهره‌مندی از بهترین انسان‌ها و ماشین‌ها توسعه دهیم،  نگرانی‌های اجتماعی ناشی از اشکالات در سیستم‌های هوش مصنوعی کاهش می‌یابد و در عین حال، کارایی و دقت وظیفه‌ای را که می‌خواهیم انجام دهیم افزایش می‌دهد. تغییری در آینده نزدیک نمی بینم. از آنجایی که فناوری و تحقیقات هوش مصنوعی با سرعت بسیار بالایی در حال حرکت هستند، یک محصول یا فناوری خاص خیلی سریع منسوخ یا قدیمی می شود. بنابراین، درک دقیق محدودیت‌های چنین فناوری در مدت زمان کوتاه و تنظیم چنین فناوری هایی با ایجاد قوانین واقعاً چالش برانگیز است. زیرا تا زمانی که مسائل مربوط به فناوری هوش مصنوعی را در مقیاس انبوه کشف کنیم، فناوری جدیدی در حال ایجاد است که توجه ما را از موارد قبلی به سمت موارد جدید سوق می دهد. بنابراین، تردید قانونگذاران برای تنظیم فناوری هوش مصنوعی ممکن است ادامه یابد.

ما در عصر انفجار اطلاعات زندگی می کنیم. پردازش سریع حجم زیادی از اطلاعات دیگر یک امر تجملی نیست. بلکه به یک نیاز مبرم تبدیل شده است. بزرگترین امید  برای هوش مصنوعی این است که به انسان کمک کند اطلاعات را در مقیاس و سرعت بالا پردازش کند و بنابراین به انسان کمک کند تا تصمیمات آگاهانه تری بگیرد که می تواند بر همه جنبه های زندگی ما تأثیر بگذارد، از جمله مراقبت های بهداشتی، تجارت، امنیت، کار، تحصیل، و غیره. ما از بدو پیدایش جامعه دارای معایب بودیم. تنها راه مقابله با آنها شناسایی سریع آنها و محاکمه آنهاست. یکی از تفاوت های اصلی بین جرایم سنتی و جرایم سایبری این است که شناسایی یک مجرم سایبری بسیار دشوارتر از یک مجرم عادی است. این تأیید هویت یک مشکل کلی در فناوری اینترنت است، نه اینکه فقط مختص فناوری هوش مصنوعی باشد.

فناوری هوش مصنوعی می‌تواند ابزارهایی را برای انتشار اطلاعات نادرست فراهم کند، اما اگر بتوانیم منبع را به سرعت شناسایی کنیم و معایب پشت آن را شناسایی کنیم، می‌توان از انتشار اطلاعات نادرست جلوگیری کرد. قانون‌گذاران می‌توانند از یک نتیجه فاجعه‌بار با موارد زیر جلوگیری کنند:
- اجرای الزامات مجوز سخت‌گیرانه برای هر نرم‌افزاری که می‌تواند محتوای جدید را در اینترنت تولید و منتشر کند.
- ایجاد یک تیم نظارت بر جرایم سایبری با منابع خوب با کارشناسان هوش مصنوعی که به عنوان مشاور خدمت می کنند.
- ارائه مداوم اطلاعات تأیید شده در وب‌سایت‌های موثق، که به عموم مردم اجازه می‌دهد اطلاعات را از منابعی که قبلاً به آنها اعتماد دارند تأیید کنند.  
- آموزش اساسی امنیت سایبری مورد نیاز و دسترسی بیشتر به مواد آموزشی برای عموم.