به گزارش ثریا اگر بخواهیم دست فرمان رییسجمهور پزشکیان را تحلیل کنیم، به نظر میرسد به جای استفاده از گزاره «پزشکیان، وزارت کشور را به اصلاحطلبان نداد»، بهتر است گزاره «پزشکیان، وزرارت کشور را به یک مدیر قاطع اما در عین حال فروتن واگذار کرد» مورد توجه قرار دهیم. این برداشت بر اساس یک خاطره از سردار اسکندر مومنی قابل بازنمایی و استناد است.
نیما شایان، مدیر روابط عمومی دانشگاه تهران، خاطرهای از سردار اسکندر مومنی در دوران خدمت نظام وظیفه نوشته است:
سردار اسکندر مومنی از معدود نامهای حاضر در فهرست وزرای پیشنهادی کابینه مسعود پزشکیان بود که تا صبح روز معرفی رسمی وزرای پیشنهادی، نامی از او در گمانهزنیها وجود نداشت و شاید موجب تعجب بسیاری را رقم زد.
اگر بخواهیم دست فرمان رییسجمهور پزشکیان را تحلیل کنیم، به نظر میرسد به جای استفاده از گزاره «پزشکیان، وزارت کشور را به اصلاحطلبان نداد»، بهتر است از گزاره «پزشکیان، وزرارت کشور را به یک مدیر قاطع اما در عین حال فروتن واگذار کرد» تغییر دهیم. این برداشت بر اساس یک خاطره از سردار اسکندر مومنی قابل بازنمایی و استناد است.
سال ۱۳۸۹ در دوران خدمت نظام وظیفه، آجودان سردار اسکندر مومنی در فرماندهی پلیس راهور ناجا (فراجا) در شهرک آزمایش بودم. بارندگی سختی استانهای شمالی کشور را فرا گرفته بود. در دفتر آجودانی پلیس راهور آماده بودم. ساعت ۲ بامداد تلفن زنگ خورد. شماره موبایل سردار مومنی بود. تلفن را برداشتم و با صدای محکم و آماده گفتم: «سلام سردار؛ امر بفرمایید سردار ...»، سردار گفتند: «سلام پسرم». ایشان در ادامه گفتند که جادههای استانهای شمال کشور بسیار پر بارش و بعضا مسدود شده و مردم در راه ماندهاند. وضعیت دقیق جادههای شهری و بینشهری را از روسای پلیس راه و پلیس راهور این استانها جویا شوید و بلافاصله اطلاع دهید.
به یکایک روسای پلیس راه و راهور استانهایی که سردار دستور داده بود، زنگ زدم. اکثرا پاسخ دادند و موردی هم پاسخگو نبود. مراتب بلافاصله به اطلاع فرمانده رسید. سردار مومنی گفت موردی که پاسخ نمیدهند را به رییس دفتر معرفی کنید.
این فقط یک خاطره از مدیریت همهجانبه و شبانهروزی سردار مومنی و برخورد قاطع سردار با فرماندهی بود که خودش منصوب کرده بود و اتفاقا از استانهای شمالی بود، او خود هم شمالی است. اما آنجا که میدید حق مردم درراهمانده در حال تضییع است، چشمپوشی نمیکرد.
هر بار که خارج از ساعات اداری، مستقیم با سردار مواجهه داشتم، «پسرم» را ترک نکرد. شایستهتر است که وقتی از قاطعیت سردار مومنی صحبت میشود، از فروتنی ایشان هم بگوییم.
یکی از شبهای خرداد ماه در میانه برگزاری مراسم بزرگداشت ارتحال امام خمینی(ره) بود که سردار از مرقد مطهر برمیگشت. به استقبال رفتم. در حد چند دقیقه در دفتر ماندند و وقت رفتن با این مضمون گفتند که پسرم، زحمت روزها بس نیست، شبها هم ما باعث زحمت هستیم.