به گزارش ثریا خالد بیدون، استاد برجسته حقوق و نویسنده عرب-آمریکایی، با انتشار کتاب «چشمها به غزه: شاهد نابودی»، نگاهی عمیق و شخصی به نسلکشی در حال وقوع در غزه انداخته است. او در این اثر، ضمن به چالش کشیدن تصویرسازی رایج از مردان عرب در چارچوب «جنگ علیه تروریسم»، بر نقش حیاتی رسانههای اجتماعی در یادآوری انسانیت فلسطینیها در بحبوحه جنایات رژیم صهیونیستی تأکید میکند.
بیدون هدف خود از نگارش این کتاب را مستندسازی و حفظ روایتهای مقاومت مردم غزه عنوان میکند تا این تجربیات از بین نروند. «چشمها به غزه» تحلیلی نافذ از وضعیت سیاسی را با تأملات شخصی نویسنده درباره میراث خانوادگی و درک او از عدالت و تابآوری در هم میآمیزد و روایتی تکاندهنده از نسلکشی ارائه میدهد.
نویسنده با استفاده از نماد درخت زیتون، مقاومت، هویت و ریشهداری فلسطینیها را توصیف میکند. او این درخت را پیوندی زنده با سرزمین مادری تحت محاصره میداند و از طریق خاطرات پدرش و احترام او به زمین، مفاهیم جهانی آوارگی، تعلق خاطر و مقاومت را یادآوری میکند. بیدون تأکید دارد که هویت و ریشههای مردم تبعیدی، حتی با وجود فاصله و زمان، پاکشدنی نیست.
در ادامه بخوانید: کشف جزئیات جدید از زندگی شکسپیر
بیدون که خود را یک فعال و مدافع نیز میداند، بر لزوم انعطافپذیری در انتقال پیام به مخاطبان مختلف تأکید میکند. او در «چشمها به غزه» ادای احترامی ویژه به مردان فلسطینی دارد؛ افرادی که اغلب قربانی روایتهای مغرضانه جهانی هستند. بیدون با یادآوری خاطرات پدربزرگش و اشاره به چهرههایی چون معتز عزایزه، کلیشهها را به چالش کشیده و عزت و انسانیت مردانی را برجسته میکند که قربانی خشونت سیستماتیک رژیم صهیونیستی هستند، نه تروریست.
یکی از محورهای اصلی کتاب، نقد تند قوانین غربی به عنوان ابزار سلطه امپریالیستی است. بیدون با وامگرفتن از امه سزر، شاعر ضداستعماری، نشان میدهد که چگونه «حاکمیت قانون» میتواند پوششی برای خشونت، ظلم و سادیسم باشد و غزه را مطالعه موردی زندهای از این واقعیت و نسلکشی سیستماتیک معرفی میکند. او استدلال میکند که قانون ابزاری است که برای پیشبرد منافع قدرتهای امپریالیستی دستکاری میشود.
این نقد به «جنگ علیه تروریسم» نیز گسترش مییابد که به عقیده بیدون، مکانیسمی برای بدنام کردن اعراب و مسلمانان بوده است. او غزه را «زندان روباز» میخواند و جزئیات انزوا و محرومیت سیستماتیک تحمیلشده توسط اسرائیل، از محاصره اقتصادی گرفته تا نظارت دائمی بر زندگی ساکنان را شرح میدهد و تأکید میکند که رنج مردم غزه کاملاً عمدی و برنامهریزی شده است.
بیدون با الهام از مفهوم «شرقشناسی» ادوارد سعید، بدگویی از فلسطینیها را در چارچوب وسیعتر امپریالیسم و دیگریسازی نژادی قرار میدهد. او با مقایسه وضعیت غزه و کیپتاون دوران آپارتاید، بر ماهیت جهانی ستم استعماری و لزوم همبستگی واقعی برای مقابله با آن تأکید میکند و فراتر از واژه «همبستگی»، از نیاز به ایجاد «پل انسانی» برای درک کرامت فلسطینیها سخن میگوید.
نویسنده همچنین به شدت از توجیه کشتار غیرنظامیان فلسطینی توسط رژیم صهیونیستی تحت عنوان «خسارت جانبی» انتقاد میکند و این لفاظی را نشانهای از نیت نسلکشی و تلاش برای عادیسازی حذف زندگی فلسطینیان میداند. او نقش رسانههای اجتماعی مانند اینستاگرام را در سرکوب صدای فلسطینیها از طریق الگوریتمها و ممنوعیتهای پنهان، افشا میکند.
بیدون آتشبسهای مقطعی را نیز ابزارهای سیاسی برای طولانی کردن رنج و انحراف از پاسخگویی میخواند، نه راهحلی برای صلح. او از خوانندگان میخواهد از اتحادهای نمایشی فراتر رفته و به سمت اقدام ملموس حرکت کنند. کتاب با تصاویر تأثیرگذار محمد سباعنه، کارتونیست فلسطینی، غنیتر شده که مضامین مقاومت و تابآوری را به خوبی منتقل میکند.
«چشمها به غزه» اثری قدرتمند است که خوانندگان را وامیدارد تا با نسلکشی جاری در غزه نه به عنوان ناظران منفعل، بلکه بهعنوان بخشی از سیستمی جهانی که آن را تداوم میبخشد، روبرو شوند و انسانیت فلسطینیها را به رسمیت بشناسند.