کد خبر: 161607

امام رضا (ع) به استقبال این قصاب آمد

عنایت امام رضا (ع) به پیرمردی قصاب، نمونه‌ای درخشان از پاداش کمک خالصانه است. این حکایت، که از مشهدی رمضان نقل شده، نشان می‌دهد چگونه زیارت امام رضا (ع) می‌تواند با ایثار و از خودگذشتگی در راه خدمت به نیازمندان، جلوه‌ای دیگر یابد و مورد قبول آن حضرت واقع شود. داستان ایثار قصابی که سفر مشهد خود را فدای دستگیری از خانواده‌ای مستمند کرد و پاداشی شگفت‌انگیز دریافت نمود.

به گزارش ثریا یکی از حکایات دلنشین و آموزنده درباره عنایات امام رضا (ع)، داستان پیرمردی قصاب به نام مشهدی رمضان است که با کمک خالصانه خود به خانواده‌ای نیازمند، مورد توجه و لطف ویژه آن حضرت قرار گرفت. این روایت، برگرفته از کتاب "زندگی با قرآن" (ج ۲، ص ۹۵) و سخنرانی مفسر قرآن، استاد ابوالفضل بهرام‌پور، اهمیت نیت پاک و عمل نیک را به زیبایی به تصویر می‌کشد.

مشهدی رمضان، قصاب نیکوکار، نقل می‌کند روزی متوجه زنی شد که در صف خرید گوشت، مدام نوبت خود را به دیگران واگذار می‌کرد. سرانجام زن جلو آمد و پس از خرید گوشت، به جای پول، شناسنامه همسرش را به عنوان گرو گذاشت. او توضیح داد که شوهرش کارگر بنا بوده، از دیوار سقوط کرده و اکنون در خانه بستری است و خانواده‌شان یک هفته است که شام مناسبی نخورده‌اند.

با شنیدن این سخنان، مشهدی رمضان آدرس آن زن را گرفت و به منزلشان رفت. او خانواده‌ای را دید که در فقر و تنگدستی زندگی می‌کردند؛ زن بر روی گلیمی نشسته و به همسر مجروحش غذا می‌خوراند. مشهدی رمضان که قصد داشت چند روز بعد با خانواده‌اش به زیارت امام رضا (ع) در مشهد مقدس برود و مبلغ دویست تومان برای این سفر پس‌انداز کرده بود، در آن لحظه تصمیمی بزرگ گرفت.

او رو به بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) کرد و عرضه داشت: "ای آقا! من این بار از زیارت شما صرف نظر می‌کنم و در فرصتی دیگر به پابوستان خواهم آمد." سپس تمام پول پس‌انداز شده برای سفر را به آن خانواده نیازمند تقدیم کرد. این کمک خالصانه، اگرچه با ملامت خانواده‌اش به دلیل انصراف از سفر همراه شد، اما زمینه‌ساز عنایتی ویژه گشت و کرامت امام رضا (ع) را برای او به ارمغان آورد.

همان شب، مشهدی رمضان در خواب دید که وارد شهر مشهد شده است. صحن و سرای حرم رضوی مملو از جمعیت بود و کسی اجازه ورود به داخل را نداشت. در این میان، ناگهان خادمی از حرم مطهر جلو آمد و با صدای بلند اعلام کرد: "ایها الناس! راه را باز کنید، مشتی رمضان آمده است!"

با باز شدن راه، مشهدی رمضان مشاهده کرد که حضرت امام رضا (ع) از داخل ضریح مطهر با او دست می‌دهند و می‌فرمایند: "خوش آمدی به خانه ما." در آن لحظه بود که پیرمرد قصاب دریافت که عمل نیک و ایثار او، هرچند کوچک به نظر می‌رسید، مورد قبول درگاه الهی و عنایت امام رضا (ع) قرار گرفته و پاداش کمک خالصانه‌اش را به زیباترین شکل در این رویای صادقه دریافت کرده است. این داستان نشان می‌دهد که خدمت به خلق و دستگیری از نیازمندان، نزد خداوند و اولیای الهی از چه جایگاه والایی برخوردار است.

منبع: خبرگزاری حوزه

مرتبط ها