به گزارش ثریا احمد شاکری، منتقد برجسته ادبی، در یادداشتی تحلیلی که در روزنامه آگاه منتشر شده، به بررسی کتاب «نامزد گلولهها» نوشته مرتضی سرهنگی، چهره شناختهشده ادبیات پایداری، پرداخته است. این نقد کتاب، ضمن ارج نهادن به فعالیتهای سرهنگی در حوزه ادبیات مقاومت و مستندنگاری دفاع مقدس، به نقاط قوت و ضعف این اثر درباره زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی میپردازد.
شاکری در ابتدای یادداشت خود، مرتضی سرهنگی را چهرهای تأثیرگذار در پرورش نسل جدید نویسندگان ادبیات پایداری و تولید آثار شاخص مستندنگار معرفی میکند. او تأکید دارد که آثار افرادی چون سرهنگی باید بیش از پیش مورد مداقه قرار گیرند تا راههای نو در ادبیات مستندنگار انقلاب و دفاع مقدس گشوده شود. با این حال، منتقد از سکوت نقد در این حوزه ابراز نگرانی کرده و معتقد است این سکوت مانع شناخت ارزشها و خطاهای احتمالی آثار میشود.
ایجاز روایی: فرصت یا تهدید در «نامزد گلولهها»؟
محور اصلی نقد شاکری بر کتاب «نامزد گلولهها»، انتخاب «ایجاز» در روایت زندگی پرحادثه و چندوجهی شخصیتی چون حاج قاسم سلیمانی است. او این ایجاز را یک «استراتژی» از سوی سرهنگی میداند، نه ناشی از کمبود اطلاعات یا ناتوانی در تفصیل. شاکری معتقد است این رویکرد، که زندگی بیش از شش دهه حاج قاسم را در کمتر از صد صفحه روایت میکند، نمایی کلی و گذرا ارائه میدهد اما ریسکهایی نیز به همراه دارد.
به گفته این منتقد، ایجاز بیش از حد، امکان پرداخت عمیقتر به جزئیات، حسبرانگیزی و تصویرسازی را از نویسنده سلب میکند و ممکن است در برابر انتظار مخاطب برای روایتهای جزئیتر و درونیتر، نوعی عقبگرد تلقی شود. با این حال، شاکری این احتمال را مطرح میکند که هدف سرهنگی از این ایجاز، ارائه تصویری کلی و منسجم برای کشف «معنای زندگی» حاج قاسم و مشاهده سنتهای الهی حاکم بر سرنوشت او بوده است.
حضور نویسنده و چالشهای کتابسازی
شاکری به حضور کمرنگ نویسنده (مرتضی سرهنگی) در متن اشاره کرده و معتقد است حضور پررنگتر «ما»ی نویسنده میتوانست فرصتی برای روایت فرامتنی جذاب و برجستهسازی رویکرد شخصی او باشد. او همچنین به شدت از جنبه «کتابسازی» و استفاده افراطی از عناصر گرافیکی در «نامزد گلولهها» انتقاد میکند. تغییر فونت، رنگ، استفاده از تصاویر و طرحهای گرافیکی متعدد، به زعم شاکری، ماهیت «کلمه» را مخدوش کرده و تجربهای ناخوشایند برای مخاطب ادبیات جدی رقم زده است.
غیبت معنویت خاص حاج قاسم سلیمانی
مهمترین دغدغه احمد شاکری در نقد «نامزد گلولهها»، کمرنگ بودن ابعاد معنوی و ایمانی شهید حاج قاسم سلیمانی در این اثر مستندنگار است. او معتقد است کتاب، فرماندهای نوعدوست و ایثارگر را به تصویر میکشد، اما از نمایش «فرمانده عارف و زاهد شبزندهدار» غافل مانده است. شاکری به صحنه پایانی کتاب و توصیف لحظات شهادت اشاره میکند که به جای تمرکز بر اوج عرفانی یک شهید، به خاطرات زمینی و دلتنگی برای خانه پدری میپردازد.
این منتقد ادبی تأکید میکند که آنچه حاج قاسم را به شخصیتی ممتاز بدل کرد، بُعد روحانی و تربیت معنوی او بود که در «نامزد گلولهها» به اندازه کافی به آن پرداخته نشده است. شاکری در نهایت، این نقد کتاب را با تأکید بر اهمیت بازشناسی عمیقتر شخصیتهایی چون حاج قاسم سلیمانی در ادبیات پایداری و لزوم توجه به تمامی ابعاد وجودی آنها به پایان میبرد.