به گزارش ثریا تینا چهارسوقیامین، زبانشناس، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، در یادداشتی به تحلیل نقش «قهرمان» به عنوان دال مرکزی در گفتمان مقاومت پرداخت. وی با اشاره به نظریه گفتمان لاکلا و موفه، بیان میکند که دال مرکزی، همچون «نودال پوینت» یا «گرهگاه»، وظیفه انسجامبخشی به سایر دالهای گفتمان را بر عهده دارد و «قهرمان» یکی از اساسیترین دالهای مرکزی گفتمان مقاومت است که به آن معنا، مشروعیت و تثبیت میبخشد.
به باور این زبانشناس، حاج قاسم سلیمانی با منطق عملی، دگرخواهی و مصلحتسنجی، به اقناع کلامی بالایی در میان اقشار مختلف جامعه دست یافت. چهارسوقیامین در این نوشتار، از منظر «استعاره مفهومی» به بررسی شخصیت سردار سلیمانی میپردازد و تأکید میکند که استعارهها ابزاری گفتمانی-رتوریکی برای ملموسکردن مفاهیم انتزاعی هستند و دریچه ذهنی و شناختی افراد را آشکار میسازند.
وی با استناد به توصیه مقام معظم رهبری مبنی بر پرهیز از ماوراییکردن شخصیت حاج قاسم سلیمانی، معتقد است بررسی استعارههای مفهومی ملموس در زبان جاری، به واکاوی صحیح مفاهیم کمک کرده و از تقدسنمایی بیمورد جلوگیری میکند. چرا که قهرمان مقدسنماییشده، دستنیافتنی میشود و امکان الگوبرداری صحیح از او از بین میرود.
چهارسوقیامین بهترین بستر برای این بررسی را سخنرانیهای عمومی سردار سلیمانی در یادوارههای شهدا و عملیاتها میداند، جایی که ایشان با زبانی قابل فهم برای عموم مردم صحبت میکردند. یکی از استعارههای پرتکرار در کلام ایشان، «جنگ تحمیلی به مثابه گنج» است. به همین دلیل، این پژوهشگر عنوان «قهرمان گنج» را برای حاج قاسم سلیمانی پیشنهاد میکند، عنوانی که از فرمایشات خود ایشان وام گرفته شده است.
این زبانشناس توضیح میدهد که «جنگ» معمولاً تداعیگر خشونت است، اما وقتی با «گنج» همنگاشت معنایی پیدا میکند، به میراثی ارزشمند تبدیل میشود که باید حفظ و تکثیر شود، نه مصرف. سردار سلیمانی به دنبال تکثیر این «گنج» و تربیت مدل جنگی در جامعه بود و همین نگاه را به گفتمان مقاومت در غزه و لبنان نیز داشت.
از دیگر استعارههای مهم در کلام سردار سلیمانی، تمایز «امامت» از «هدایت» در فرماندهی بود. فرمانده «امام»، خود پیشگام شده و میگوید: «بیا!» در حالی که فرمانده «هادی» از دور راهنمایی میکند. ایشان فرماندهان دفاع مقدس را مصداق فرماندهی امامتگونه میدانستند. استعاره «قله» (رهبری) و «دامنه» (مردم و مسئولین) و «رهبر به عنوان طبیب جامعه» نیز از دیگر استعارههای پرکاربرد ایشان بود که نشاندهنده عمق نگاه و اطمینان به حکمت رهبری در تدبیر امور جامعه است.
چهارسوقیامین در پایان نتیجه میگیرد که تحلیل این استعارههای مفهومی، به فهم عمیقتر شبکههای معنایی در گفتمان مقاومت و ارائه الگویی دستیافتنی از «قهرمان» کمک شایانی میکند و به تبیین بهتر هژمونی مفهومی یاری میرساند. این تحلیل بر پایه آثار زبانشناسی و تحلیل گفتمان استوار است.
منبع: مهر