کد خبر: 162395

نگوگی و ادبیات مقاومت: مصاحبه‌ای که پس از مرگ فاش شد

درگذشت نگوگی وا تیونگو، نویسنده سرشناس کنیایی، با انتشار یک مصاحبه منتشرنشده از سوی روزنامه سان نیجریه همراه شد. این گفت‌وگو دریچه‌ای است به جهان فکری نگوگی وا تیونگو که ادبیات مقاومت را نمایندگی می‌کرد و آثارش میراثی بی‌نظیر در ادبیات آفریقا به شمار می‌رود.

به گزارش ثریا یک گفت‌وگوی منتشرنشده با نگوگی وا تیونگو، نویسنده فقید کنیایی، پس از درگذشت او توسط روزنامه سان نیجریه منتشر شده است. این مصاحبه، جهان فکری این چهره برجسته ادبیات آفریقا را آشکار می‌کند، کسی که ادبیات را فراتر از سرگرمی و به مثابه شکلی از مقاومت فرهنگی می‌دید.

نگوگی وا تیونگو، که در ۲۸ می ۲۰۲۵ چشم از جهان فروبست، به عنوان یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان معاصر آفریقا شناخته می‌شود. میراث ادبی او شامل رمان‌ها، نمایشنامه‌ها، داستان‌های کوتاه، مقالات انتقادی و آثار کودک است که هر یک نشان از تعهد او به ادبیات پسااستعماری دارد.

بازگشت پس از تبعید و تولد «ساحر زاغ»
بازگشت نگوگی وا تیونگو به صحنه ادبیات پس از دو دهه تبعید، با انتشار رمان «ساحر زاغ» در سال ۲۰۰۶ رقم خورد. او درباره فاصله طولانی میان این اثر و رمان پیشین خود، «ماتیگاری» (۱۹۸۶)، توضیح داد: «بیش از شش سال صرف پرورش ایده، نگارش به زبان کیکویو و سپس ترجمه آن شد. این کتاب هم از نظر حجم و هم از نظر معنا، اثری بزرگ بود.» این تعهد به زبان مادری یکی از ویژگی‌های بارز نگوگی وا تیونگو بود.

تئاتر مردمی: درسی برای آزادی بیان
تجربه تئاتر مردمی با نمایش «وقتی بخواهم ازدواج می‌کنم» (۱۹۷۷) در مرکز فرهنگی کامیریتو، نقطه عطفی در کارنامه نگوگی بود. او با به چالش کشیدن مفهوم «تئاتر ملی»، تئاتر را به میان مردم روستا برد. بازیگران این نمایش کشاورزان، کارگران کارخانه و مزارع چای بودند و تمام نمایش به زبان کیکویو اجرا شد.

این تجربه، مرزهای میان تحصیل‌کردگان و مردم عادی را از میان برداشت و به گفته نگوگی وا تیونگو، برای همه «آزادکننده» بود. این رویکرد به هنر مشارکتی، بعدها در آثار دیگر او نیز بازتاب یافت و نشان داد چگونه ادبیات مقاومت می‌تواند در عمل شکل بگیرد.

نگاهی به استعمار با عینک فانون و مارکس
در رمان «دانه‌ای گندم»، تأثیر اندیشه‌های فرانتس فانون و کارل مارکس مشهود است. نگوگی در این مصاحبه توضیح می‌دهد که گرایش او به مارکسیسم عمدی نبوده، بلکه به دنبال «پیوند پدیده‌ها» بوده است. او کشف دیالکتیک و تأثیر متقابل پدیده‌ها بر یکدیگر را بسیار مهم می‌دانست.

به گفته نگوگی وا تیونگو، اندیشه‌های فانون زبان لازم برای تحلیل «خیانت به مردم پس از استقلال» را فراهم کرد؛ موضوعی که یکی از دغدغه‌های اصلی ادبیات پسااستعماری و آثار این نویسنده کنیایی است.

جایگاه نویسنده: اتصال قصرها و زندان‌ها
وقتی از نگوگی وا تیونگو درباره انتقادات تندش از ساختار قدرت در کنیا و پیامدهای آن مانند آزار و حبس پرسیده شد، او پاسخ داد که عامدانه علیه حکومت‌ها موضع نمی‌گیرد. او تأکید کرد: «وقتی درباره‌ فقر و گرسنگی حرف می‌زنید و پیوند آن را با شکوه کاخ‌ها نشان می‌دهید، آزار می‌بینید. اگر این پیوند را انکار کنید، شما را نویسنده‌ خوبی می‌دانند. ولی اگر نشان دهید که کاخ‌ها و زندان‌ها چگونه به هم مربوط‌اند، شما را برانداز می‌خوانند.» این نگاه جسورانه، نگوگی را به صدای بی‌صدایان و نماد مبارزه با بی‌عدالتی بدل کرد.

ادبیات؛ فراتر از سرگرمی، آینه‌ واقعیت
نگوگی دیدگاه رایج مبنی بر اینکه ادبیات صرفاً برای سرگرمی است را رد می‌کرد. او معتقد بود: «ادبیات بخشی از هنر است و هنر زاده‌ تخیل انسان. تخیل چیزی است که ما را از حیوان متمایز می‌کند. ادبیات، حتی وقتی سرگرم‌کننده است، از واقعیت می‌گوید.» این تعریف از نقش ادبیات، در تمام آثار او جاری است.

قدرت زبان مادری: مرز بردگی و توانمندی
دفاع پرشور از نوشتن به زبان‌های بومی آفریقایی، از مواضع ثابت نگوگی وا تیونگو بود. از سال ۱۹۷۵، تمامی آثار ادبی او به زبان کیکویو نوشته شده‌اند. او تصریح می‌کرد: «اگر کسی زبان مادری‌اش را نداند اما زبان‌های دنیا را بداند، در واقع برده است. ولی اگر زبان مادری‌اش را بداند و بعد زبان‌های دیگر را هم بیاموزد، آن‌وقت توانمند شده است.» برای نگوگی، زبان مادری ابزاری برای توانمندسازی فرهنگی و مقاومت در برابر استعمار زبانی بود.

جایزه نوبل و واکنش مردم: «نوبل واقعی را از خوانندگانم گرفته‌ام»
با وجود انتظارات فراوان، جایزه نوبل ادبیات هرگز به نگوگی وا تیونگو تعلق نگرفت. در سال ۲۰۱۶، همزمان با اعطای نوبل به باب دیلن، انتقادات زیادی متوجه آکادمی سوئد شد. نگوگی با لبخند در این باره گفت: «چیزی که برای من مهم است، این است که مردم زیادی در جهان، پس از خواندن کتاب‌هایم، گفته‌اند که شایسته‌ نوبل هستم. به‌نظرم، این جایزه، نوبل واقعی است: نوبل خوانندگان.» او همواره تأکید داشت که هدف اصلی‌اش نوشتن بهترین آثار ممکن به زبان کیکویو است، و این مهمترین میراث ادبی اوست.

روایت غیرخطی: ویژگی داستان‌سرایی آفریقایی
در پاسخ به پیچیدگی ساختاری رمان «گل‌های خونین»، نگوگی به سنت شفاهی و داستان‌سرایی آفریقایی اشاره کرد: «ما معمولا داستان‌ها را خطی تعریف نمی‌کنیم. داستان‌ها در هم تنیده‌اند، ولی در نهایت، به خط اصلی بازمی‌گردی. این شیوه‌ طبیعی روایت میان مردم است.» این ویژگی، آثار نگوگی وا تیونگو را به فرهنگ شفاهی مردمش پیوند می‌زند.

پایانی بر زندگی، ادامه‌ای بر میراث نگوگی وا تیونگو
با درگذشت نگوگی وا تیونگو در ۸۷ سالگی، یکی از صداهای بزرگ عدالت‌طلبی و ادبیات پسااستعماری آفریقا خاموش شد، اما میراث او در آثاری چون «گریه مکن فرزندم» تا «ساحر زاغ» زنده است. او چه با فعالیت در تئاترهای روستایی و چه با تدریس در دانشگاه‌ها، همواره زبان را سلاح مبارزه با ظلم و استعمار می‌دانست. نگوگی، چه نوبل گرفته باشد و چه نه، «نوبل واقعی را از خوانندگانش گرفته است»؛ نوبلی که هرگز از او پس گرفته نخواهد شد.

 
منبع: ایسنا