به گزارش ثریا حضرت امام محمد باقر (ع)، پنجمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، به «باقرالعلوم» یعنی شکافنده دانشها شهرت داشتند. ایشان با علم و حلم بینظیر خود، نهتنها پاسخگوی شبهات علمی بودند، بلکه با اخلاق کریمانه، قلوب را نیز تسخیر میکردند.
روزی مردی مسیحی، با قصد تمسخر و استهزاء، لقب «باقر» را به «بقر» (به معنای گاو) تغییر داد و خطاب به امام گفت: «انت بقر!». امام محمد باقر (ع) بدون هیچگونه ناراحتی یا عصبانیتی، با آرامش فرمودند: «نه، من بقر نیستم، من باقرم». این پاسخ، نشان از صبر و کنترل خشم ایشان در برابر اهانت بود.
مرد مسیحی به این توهین بسنده نکرد و ادامه داد: «تو پسر زنی هستی که آشپز بود.» امام باقر (ع) با همان متانت پاسخ دادند: «شغلش این بود، این عار و ننگی محسوب نمیشود.» جسارت مرد مسیحی ادامه یافت و گفت: «مادرت سیاه و بیشرم و بدزبان بود.»
پاسخ امام (ع) در این لحظه، اوج حلم و بزرگواری ایشان را به نمایش گذاشت: «اگر این نسبتها که به مادرم میدهی راست است، خداوند او را بیامرزد و از گناهش بگذرد، و اگر دروغ است از گناه تو بگذرد که دروغ و افترا بستی.» این برخورد نشان از عمق بردباری و اخلاق اسلامی ایشان داشت.
مشاهده این سطح از صبر، گذشت و حلم از سوی امام محمد باقر (ع)، شخصیتی که توانایی مقابله به مثل و حتی آزار آن مرد خارج از دین اسلام را داشت، انقلابی در روحیه مرد مسیحی ایجاد کرد. او که برای تحقیر آمده بود، خود تحت تأثیر عظمت روحی امام قرار گرفت.
این مواجهه و نمایش بیبدیل اخلاق اسلامی، چنان تأثیری بر مرد مسیحی گذاشت که در نهایت، نور هدایت بر قلبش تابید و به دین مبین اسلام مشرف شد. این داستان، نمونهای درخشان از تأثیر رفتار و منش اسلامی در دعوت به حق و از جلوههای شکافنده بودن دانش و معرفت امام محمد باقر (ع) حتی در عرصه اخلاق و رفتار است.
منبع: حوزه