کد خبر: 162699

وقتی یک شوخی، دندان‌های مبارک پیامبر (ص) را نمایان کرد

ماجرای شوخی صهیب رومی با پیامبر اسلام یکی از شیرین‌ترین روایات از زندگی صحابه است. این شوخی خواندنی صهیب رومی با پیامبر که به تبسم زیبای ایشان منجر شد، نشان‌دهنده عمق صمیمیت میان یاران صدر اسلام است. صهیب، مجاهد جنگ بدر، با وجود فضل و تقوا، طبعی لطیف داشت. در ادامه، این خاطره دلنشین را بازخوانی می‌کنیم.

به گزارش ثریا صهیب بن سنان رومی، ملقب به ابویحیی، از صحابه برجسته پیامبر اسلام و از مجاهدان غیور جنگ بدر بود. او که اصالتاً رومی‌تبار و پدرش از والیان خسرو پرویز در موصل بود، در روزی به‌یادماندنی همراه با عمار یاسر به دین اسلام گروید و زندگی خود را وقف یاری پیامبر (ص) کرد. وفات این صحابی جلیل‌القدر در سال ۳۸ هجری قمری ثبت شده است.

ابن عبدالبرّ، مورخ نامدار، در کتاب «استیعاب» به ویژگی جالبی از شخصیت صهیب اشاره می‌کند: او با تمام فضل و ورعی که داشت، بسیار اهل شوخی و مطایبه بود. این جنبه از شخصیت او در روایتی که به اسناد صحیح از خود وی نقل شده، به‌خوبی نمایان است. صهیب تعریف می‌کند که روزی در قُباء به محضر رسول الله (ص) رسید.

در پیشگاه پیامبر، ظرفی از خرمای تر و خشک قرار داشت. صهیب رومی که از درد چشم (رَمَد) رنج می‌برد، بدون پرهیز شروع به خوردن خرما کرد. حضرت با مهربانی به او فرمودند: «ای صهیب، با وجود درد چشم، خرما می‌خوری؟» پاسخ هوشمندانه و شوخی صهیب با پیامبر در همین لحظه رقم خورد.

او گفت: «یا رسول الله، من با آن طرف چشمم می‌خورم که درد نمی‌کند!» این پاسخ، تبسم زیبای پیامبر را به همراه داشت، به‌طوری که دندان‌های مبارکشان نمایان شد. این خاطره شیرین، نه‌تنها حس شوخ‌طبعی و هوشمندی صهیب رومی را نشان می‌دهد، بلکه بیانگر اوج صمیمیت، مهربانی و گشاده‌رویی پیامبر اکرم (ص) در برخورد با یاران خویش است؛ رابطه‌ای که فراتر از یک رهبر و پیرو، سرشار از محبت و دوستی بود.

منبع: حوزه