به گزارش ثریا هر سال فاطمیه، ده شب مراسم میگرفت.
اوایل، برنامه را در حیاط خانهاش در کرمان برگزار میکرد. ده سال بعد، با جابهجایی خانهاش به خیابان شهید رجایی فعلی، زمین کنار خانهاش را خرید، به آن ملحق کرد و اسمش را گذاشت «بیتالزهرا (س)».
سال ۱۳۷۶ که به تهران منتقل شد، بیتالزهرا را وقف عزاداری کرد. دوست داشت آنجا مرکزی برای نشر فرهنگ قرآن و اهلبیت (ع) باشد. حتی پیمانکار صحن حضرت زهرا (س) در نجف اشرف را آورد تا فضای داخلی آنجا را طبق معماری اسلامی–ایرانی تزیین کند.
میگفت: «دوست دارم تا فاطمیه تمام شود.»
در مراسم فاطمیه، بیشتر کارها با خودش بود؛ از جارو زدن تا چای دادن. برای تمیز کردن سرویسهای بهداشتی بیتالزهرا کارگر گرفته بودیم.
تا فهمید، رفت پایین پیششان، نگذاشت کارگرها دست بزنند. بعد همه را بیرون کرد. قدغن کرد کسی پایین برود. در را بست و مشغول تمیز کردن شد. بعد از چهل و پنج دقیقه آمد بیرون. یک نفس راحت کشید و گفت: «آخیش! منم تونستم به عزاداری حضرت زهرا (س) یه خدمتی بکنم.»
کار که زیاد بود، حاجی سختترین و بیریاترین را انتخاب کرده بود.
راویان: فاطمه مرادزاده و ابراهیم شهریاری، کتاب سلیمانی عزیز؛ گذری بر زندگی و رزم شهید حاج قاسم سلیمانی