کد خبر: 171681

جنگ رمضان؛ وظایف شرعی مسلمانان در مدیریت جنگ و احکام تقلید

وظایف شرعی آحاد جامعه و نحوه مواجهه با دشمن به یکی از دغدغه‌های اصلی تبدیل شده است. کارشناس مسائل دینی به تشریح دقیق وظایف محوله به نیروهای مسلح، اقشار شغلی خاص و عموم مردم پرداخته و بر ضرورت انجام فرایض شرعی در این مقطع حساس تاکید داشته و به سوالات پرتکرار پیرامون تقلید از مجتهد شهید پاسخ داده است.

به گزارش ثریا مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات (حوزه‌های علمیه)، گفتگوهایی دربارۀ «رهبر شهید و رهبر جدید» از طریق تلویزیون اینترنتی پاسخ با کارشناسان و اساتید حوزوی داشته‌اند که در این شماره به متن بیانات حجت الاسلام و المسلمین حسین وحیدپور در مورد «وظایف شرعی مسلمانان در مدیریت جنگ و احکام تقلید» خواهیم پرداخت.

وظایف شرعی در آستانه تحولات؛ ابهام‌زدایی از تقلید از شهید و راهبردهای مقابله با دشمن

وظیفه نیروهای مسلح ما حفظ و حراست از مرزهای جمهوری اسلامی ایران یعنی مرزهای زمینی و مرزهای هوایی و مرزهای دریایی است.

وظیفه اقشار شغلی خاص ما، از قبیل پرستاران، آتش نشان ها، پرسنل اورژانس، پلیس (فراجا) و امثال اینها، مسئولیت ها و وظایف مشخصی بر عهده شان است.

وظایف عمومی مردم:

اول: برائت از دشمنان:

این ابراز برائت صرفاً در دل نباشد، بلکه در عمل و موضع گیری آشکار باشد. اسرائیل جنایتکار، آمریکا جنایتکار، حامیان آنها، منافقین و مزدوران و نفوذی های داخلی، ما برائت از آنها اعلام می کنیم.

دوم: اظهار وفاداری:

نه تنها در قلب، بلکه در ظاهر و عمل. حضور در مساجد، این سنگر است. مساجد را پر کنید. بخصوص بعد از افطار. حرکت به سمت خیابان ها و حضور در صحنه. این حضور مردمی توطئه ها را خنثی می کند.

سوم: کمک های مختلف.

آمادگی برای کمک های عملی، آنگونه که در دوران هشت سال دفاع مقدس بود. آمادگی برای اهدای خون یا هر نوع کمکی که در توان داریم.

چهارم: دعا و توسل.

این عمده ترین عامل پیروزی است. برای نابود شدن دشمنان، اسرائیل، آمریکا و حامیانشان، بهترین امر توسل به حضرت ولی عصر (عج) است.

احکام تقلید از شهید

حال به سوالات مهمی که در این خصوص مطرح شده است، پاسخ داده می شود.

* سوال: آیا می توانیم همچنان بر تقلید از شهید بزرگوارمان، قائد امت اسلامی، باقی بمانیم؟

در این خصوص، فرض های مختلفی وجود دارد:

فرض اول: اگر مقلدین، شهید را بر اساس معیارهای شرعی و حجت شرعی، اعلم از سایر مجتهدین می دانستند و می دانند، بر اساس اتفاق نظر علما، بقاء بر تقلید واجب است. یعنی نه جایز، بلکه واجب است. در این صورت مقلدین باید کماکان به فتوای شهید عمل کنند.

فرض دوم: اگر مقلدین، شهید را مساوی با سایرین می دانستند و صرفاً از باب تساوی تقلید می کردند، در این صورت بقاء بر تقلید جایز است. یعنی نه واجب. در این حالت هم می‌توانند بر تقلید از شهید باقی بمانند و هم می توانند به یک مجتهد زنده برای تقلید رجوع کنند.

فرض سوم: اگر مقلدین پس از شهادت شهید، با تحقیق و بررسی به این نتیجه برسند که در میان فقهای زنده، مجتهدی اعلم وجود دارد، در این صورت بقاء بر تقلید بی معنا شده و باید رجوع کنند به مجتهد حی زنده اعلم.

بنابراین:

یک صورت: بقای بر تقلید واجب است.

یک صورت: بقای بر تقلید جایز است. یعنی هم می توان باقی ماند و هم رجوع کرد.

یک صورت: رجوع و عدول به مجتهد زنده واجب است.

نکته مهم: در مورد میزان تقلید از شهید، برای کسانی که در تقلید از رهبری شهید باقی مانده‌اند، طبق نظر بسیاری از مراجع فعلی، می توانند در همه احکام از فتوای ایشان پیروی کنند. (این بخش نیاز به دقت و شفاف سازی بیشتر دارد، زیرا عموماً در مسائل مستحدثه، رجوع به مجتهد زنده لازم است).

مسائل جدید و مستحدثه:

در صورت مطرح شدن مسئله جدید یا ناپیدایی که شهید در مورد آن فتوا نداده است، مقلدان نمی توانند باقی بر تقلید باشند.

در چنین مواردی، مقلد باید برای فتوا و حکم در آن موضوع جدید، به مجتهد حی و زنده اعلم رجوع کند. اگر اعلم مشخص نبود، یا حتی احتمال اعلمیت کسی وجود نداشت، به حکم تساوی، فتوا را در آن مسئله جدید از یک مجتهد جامع الشرایط زنده دریافت کنند.

تقلید ابتدایی فرزندان:

فرزندانی که به سن تکلیف می رسند، یعنی دختران ۹ سال قمری، پسران بلوغ یا ۱۵ سال قمری، و قصد شروع تقلید دارند، نمی توانند تقلیدشان را از شهیدی که از دنیا رفته آغاز کنند، زیرا تقلید ابتدایی از مرجع از دنیا رفته مجزی نیست (کافی نیست و حجت شرعی محسوب نمی شود).

بنابراین، پدران و مادران باید فرزندانشان را راهنمایی کنند تا از مجتهدین حی و زنده، بر اساس حجت شرعی و معیارهای مشخص، کسی را انتخاب کرده و تقلیدشان را از ایشان آغاز کنند.

تغییر تقلید:

رجوع از حی به میت (شهید): طبق نظر فقها و مراجع معظم تقلید، رجوع از حی به مرجعی که از دنیا رفته است و یا شهید شده است، جایز نیست.

اما عکس این حالت (رجوع از مجتهد از دنیا رفته یا شهید به مجتهد زنده) جایز است.