آیتالله مهدی هادوی تهرانی رئیس و مؤسس مؤسسه رواق حکمت درهمایش بین رشتهای انسان، جامعه و سلامت در صحبت مقدماتی خود به این نکته اشاره کرد که وقتی در مورد انسان بحث میکنیم دو منظر را میبینیم. بعد فردی و بعد اجتماعی. نظیر همین دیدگاه زمانی است که در مورد سلامت صحبت میکنیم، یعنی سلامت فردی و اجتماعی اجتماعی او را مورد بررسی قرار می دهیم؛ انسان از دو جنبه مادی و معنوی برخوردار بوده و منحصر در امور مادی نیست. به بیان بهتر اصل و آن چیزی که باقی میماند روح است که در معاد جسمانی به جسم باز میگردد. برخی به این شبهات کودکانه غربی دامن میزنند مبنی بر اینکه ذرات بدن انسان داخل ذرات طبیعی دیگر و اجسام دیگر میشوند، بنابراین ذرات و مولکولهایی که در بدن دیگران بوده در روز قیامت در بدن کدام شخص ظاهر میگردد؟
در حکمت متعالیه بدین سؤال پاسخ داده شده است که جسم من در قالب روح من است. جسم دائماً در حال تغییر است، اما روح باقی و ثابت بوده و قوام جسم به آن است. به عبارت بهتر هویت اصلی انسان به روح او است. از اینرو مهمتر از سلامت جسم، سلامت روح است، تعبیر روان با روح در فلسفه متفاوت است. روان از یک بعد جسمی و مادی برخوردار است، اما روح اینگونه نیست.
رئیس موسسه رواق حکمت در ادامه افزود: پرسشی که در اینجا مطرح میگردد این است که آیا نگرش به سلامت انسان از سنخ یک نگرش سیستمی است؟ در طب سنتی نگاه سلامت یک نگاه سیستمی است. مثلاً وقتی در مورد مزاج بحث میشود، یک نگاه سیستمی وجود دارد که تمام اعضای بدن را به هم مرتبط می داند؛ اما در طب جدید و مدرن این نگاه وجود ندارد. در حقیقت اعضای بدن را جداگانه از یکدیگر مطالعه میکنند. در بحث سلامت و پزشکی از یک نگاه سیستمی برخوردار نیستیم.
وی گفت: درباره طب سنتی در سیستم پزشکی کشور، دو دیدگاه وجود دارد: برخی با آن موافق و برخی دیگر مخالفند. مسأله اصلی که با آن مواجه هستیم، این است که این دو دیدگاه قابلیت گفتگو با یکدیگر ندارند. بهتر بگویم موافقان طب سنتی آن را به مثابهی امری تعبدی دانسته و تلاش نمیکنند تحقیق و پژوهشی بر روی آثار گذشتگان انجام دهند. اما اگر هر دو طرف حال بکوشند با یک نگاه علمی و نزاع علمی به سراغ این طب کهن بروند، میتوانند طب سنتی را با معیار و روشهای امروزی تطبیق داده و آن را در مجامع علمی و آکادمیک ارائه کنند.
او در ادامه افزود: طب با همهی اهمیتش صرفاً تأمین کننده سلامت جسم است و با روح و ابعاد دیگر انسان کاری ندارد؛ آنچه در مسائل دینی مطرح شده و اهمیت دارد، بحث سعادت و رستگاری است. در حقیقت سعادت به عنوان امر اولی بوده و به عنوان هدف اصلی دین مطرح است. البته هر چند سلامت میتواند بستری برای سعادت باشد، اما قلمرو سلامت صرفاً محدود به این دنیا میشود. در حالی که حوزه دین قلمرو سعادت دنیوی و اخروی را در راستای یکدیگر و به صورت سیستمی دارد. دین مسیر را در سه حوزه اعتقادات، اخلاقیات و فقه به صورت یک نگرش سیستمی مطرح کرده و مدعی است، نباید اینها را جداگانه از یکدیگر مطالعه نمود.
آیتالله هادوی تهرانی در مورد اندیشه مدون اسلام گفت: ادعای این نظریه این است که وقتی در زمینهای به دین مراجعه میکنیم مثل اقتصاد، مدیریت، سلامت و... دین دارای دو دسته از مطالب میباشد. برخی از عناصر به عنوان عناصرجهان شمول بوده و وابسته به شرایط نیست، اما عناصری نیز دارد که وابسته به شرایط بوده و در حال حاضر نمیتوان بدان تمسک کرد. بنابراین باید با تحقیق و پژوهش و اضافه کردن شرایط زمان و مکان و تناسب با عناصر جهانشمول، اندیشه اسلام را استخراج نمود.