به گزارش ثریا، با وجود سر و صداهایی که این پرونده در سطح بینالمللی به راه انداخته، دولت ایران ترجیح داده سکوت اختیار کند؛ سکوتی استراتژیک توامان با تماشای ماجرا از دور. تهران و ریاض در حالت قهر سیاسی و قطع کامل رابطه دیپلماتیک به سر میبرند و این ماجرا بیتاثیر بر سکوت تهران در قبال ماجرای کشته شدن خاشقجی نبود. با تطویل بحران و خودداری اولیه سعودی از پذیرش مسوولیت قتل، اندک اندک تحلیلها در سطح منطقهای به این سمت و سو رفت که تاثیر این فشارها بر سعودی، بر ایران و البته سیاستهای دونالد ترامپ، رییسجمهور امریکا در قبال تهران چه خواهد بود؟ جمال خاشقجی روز 2 اکتبر مفقود شد و این در حالی بود که اگر سعودی دست به قتل وی نمیزد قرار بود اکتبر به ماه تشدید فشارهای امریکا بر ایران تبدیل شود تا در نهایت در روز 4 نوامبر (13 آبان) تحریمهای ثانویه امریکا علیه ایران آغاز شود. از آنجا که از زمان حضور محمد بن سلمان در جایگاه ولیعهدی، اصل در عربستان بر کار احمقانه است و تدبیر به حلقه مفقوده سیاستهای سعودی بدل شده، توپی که ترامپ از چندماه پیش برای قرارگرفتن آن در دروازه ایران دورخیز کرده بود، با اقدام محمد بن سلمان در هوا معلق و سپس تبدیل به گل به خودی شد که دروازه مشترک امریکای ترامپ و عربستان محمد بن سلمان را باز کرد.
برخی از تحلیلگران میگویند هدف اصلی محمد بن سلمان از تمام اقدامهای تند و تیزی که در دو سال اخیر انجام داده ترساندن منتقدان داخلی و مخالفان خارجی بوده با این وجود اگر کشتن جمال خاشقجی برای سعودی 7 دقیقه طول کشید، تبعات آن میتواند پایههای حکومت محمد بن سلمان را متزلزل کند. هرچند ملک سلمان و محمد بن سلمان میگویند قتل خاشقجی کار عوامل خودسر بوده اما هرکسی که دستور این قتل را داده ناخودآگاه به سیاستهای ضدایرانی دونالد ترامپ حداقل در کوتاه و میانمدت ضربه جدی وارد کرده است.
دونالد ترامپ در شش ماه گذشته و از زمان خروج از برجام تمام تلاش خود را به کار گرفت تا تهران از روز 13آبان به بعد تاثیر فشارهای سیاسی و اقتصادی حداکثری بر خود را احساس کند. ترامپ با خروج یکجانبه از برجام نه تنها نتوانست از همراهی اروپاییها برخوردار شود بلکه با سدی از مقاومت مشترک چین، روسیه و اتحادیه اروپا روبه رو شد که خواهان حفظ برجام هستند و در چندماه گذشته دست به ابتکارهای اقتصادی بسیاری برای نگاه داشتن ایران در این توافق هستهای زدهاند. بنابراین میتوان گفت که 4 نوامبر در حالی از راه میرسد که نزدیکترین متحدان امریکا در غرب به حمایت سیاسی از استراتژی ضدایرانی ترامپ نه گفتهاند. در چنین شرایطی که ترامپ به کمک سعودی برای تحت فشار قراردادن اقتصادی ایران نیاز داشت، عربستان با قتل خاشقجی خود را در کلافی هزار سر گرفتار کرده است.
رییسجمهور امریکا خواهان قطع خرید نفت از ایران است اما برای جبران کسری نفت در بازارهای بینالمللی به افزایش تولید نفت عربستان نیاز دارد. این مساله برای ترامپ با توجه به نزدیک شدن به انتخابات میان دورهای کنگره نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است. هرچند تا پیش از کشته شدن خاشقجی توسط سعودی در ترکیه هم کارشناسان نسبت به موفقیت صددرصدی تحریم نفتی ایران ابراز شک و تردید کرده بودند اما اکنون وضع برای عربستان و امریکا وخیمتر از قبل شده است.
سایت المانیتور درباره تاثیر پرونده خاشقجی بر ایران مینویسد: قیمت جهانی نفت از زمانی که ترامپ در ماه مه از توافق هستهای با ایران خارج شد بالا رفته است. کارشناسان میگویند اگر ترامپ بخواهد تحریم نفتی ایران را به مدت نامحدود ادامه دهد، سعودی نمیتواند از عهده جبران نفت ایران در بازار برآید. روسیه نیز بر حجم تولید نفت خود افزوده و احتمالا میتواند بر این رقم در آینده هم بیفزاید اما هیچ کس نمیتواند پیش بینی کند که تولید با حداکثر توان تا چه زمانی برای روسیه و عربستان ممکن است؟ ابهامی که درباره آینده توان نفتی روسیه و عربستان برای جبران نبود نفت ایران وجود دارد بر بازار تاثیرگذاراست لذا نمیتوان انتظار کاهش قیمت را داشت. جدا از بحران نفتی که نقشههای ترامپ برای ایران در سطح بینالمللی ایجاد کرده، نحوه برخورد رییسجمهور امریکا با مساله خاشقجی به نمایی از استانداردهای دوگانه امریکا در قبال مسائل حقوقبشری تبدیل شده است.همزمان با تلاشهای ترامپ برای فشارهای اقتصادی بر ایران، دولت ترامپ جنگ با ایران در سایر حوزهها را هم کلید زده و به عنوان مثال ایران را به نقض حقوق بشر متهم میکند.
درحالی که جهان نگران سرنوشت خاشقجی بود مایک پمپئو، وزیر خارجه ایالات متحده در نوشتاری برای فارن افرز با عنوان مقابله با ایران به نقد رفتارهای تهران در منطقه پرداخت و همچنین اتهامهایی را در حوزه حقوق بشر بر ایران وارد کرد. در همان نوشتار پمپئو، مساله حقوق بشر را هم به 12 پیششرطی که پیش از این در ماه مه برای مذاکره با ایران مطرح کرده بود، اضافه کرد. چهرههای متفاوت در دولت ترامپ در حالی ایران را به فعالیتهای مخرب در منطقه و همچنین نقض حقوق بشر متهم میکنند که همزمان سرمایهگذاری وسیعی برای فروختن این تبلیغات منفی به افکار عمومی هم کردهاند. نزدیکان ترامپ تلاش میکنند با تخریب وجه ایران در افکار عمومی و فشار اقتصادی بر تهران، ایرانیها را به پای میز مذاکرهای بازگردانند که میوه آن به قول ترامپ توافقی بهتر است. با این وجود پمپئو در حالی در رثای حقوق بشر در ایران نوشت که متحد اصلی امریکا در منطقه یعنی عربستان سعودی قتل شهروند خود در کنسولگریاش در استانبول را رد میکرد. برخورد دولت ترامپ با پرونده خاشقجی به آینه استانداردهای دوگانه امریکا در سطح بینالمللی تبدیل شد. در متن حقوق بشر امریکایی خطوط نانوشتهای وجود دارد مبنی براینکه نقض حقوق بشر توسط مخالف ما محکوم اما نقض آن توسط متحد ما قابل اغماض و چشمپوشی است.
ترامپ همچنان به سعودی نیاز دارد
برخی از تحلیلگران امریکایی در تحلیلهایی که به نوعی رنگ حمایت از سیاست ترامپ در قبال سعودی را به خود گرفته ادعا میکنند که دلیل حمایت ترامپ در این مقطع از عربستان نیازی است که به نفت سعودی در نبود نفت ایران دارد. در همین رابطه پیتر بینارت در یادداشتی برای مجله آتلانتیک مینویسد: «حمایت دولت امریکا از بربریت عربستان نشانگان یک بیماری است. تشخیص این بیماری این است: علاقه برای آغاز یک جنگ سرد جدید در خاورمیانه. وقتی در مورد خاورمیانه صحبت میکنیم، ترامپ و مشاوران سیاست خارجیاش یک تحلیل ساده دارند: ایران مساله اصلی است و عربستان بخشی از راهحل.» این استاد روزنامهنگاری دانشگاه نیویورک، در شرایطی که در ادامه یادداشت خود در مقایسه ایران و عربستان سعودی اتهاماتی واهی به جمهوری اسلامی ایران وارد کرده است ، مینویسد: «امریکا باید تلاش کند تا جنگ سرد میان سعودی و ایرانیها را آرامتر کند، جنگ سردی که با نبردهای نیابتی سهمگین میان دو کشور در سوریه و یمن تشدید شده است. اما در عوض دولت ترامپ تلاش میکند تا این جنگ را شعلهورتر کند.» بینارت ادامه میدهد: «علاقه ترامپ برای جنگ سرد با ایران عامل پنهان بیمیلی او در محکوم کردن عربستان در ماجرای قتل خاشقجی است. دولت ترامپ برای نابود کردن اقتصاد ایران، مجبور است که با ریاض صمیمی بماند، حتی اگر این صمیمیت به معنای کمک به خاندان سلطنتی در ادامه جنگی باشد که به کشتار کودکان یمن منجر میشود یا اگر به معنای کمک به دروغگویی درباره قتل یک روزنامهنگار سعودی باشد. این هزینه علاقه امریکا به یک جنگ سرد است.» یادداشتنویس مجله آتلانتیک در پایان با اشاره به دوران جنگ سرد میان شوروی و امریکا بین دهههای 1950 تا 1980 و تقسیم جهان به دو بلوک موهوم شرق و غرب مینویسد: «ترامپ سنتهای بدنام آن دوران را دوباره احیا میکند. منتقدان او نباید فقط به تلاش او برای لاپوشانی قتل خاشقجی اعتراض کنند و حتی نباید با پایان همدستی امریکا در جنگ یمن هم راضی شوند. ریشه مشکل دولت ترامپ در تلاشش برای شعلهورتر کردن درگیری در منطقهای از جهان است که اتفاقا به درگیری کمتر نیاز دارد. اگر دموکراتها پاییز امسال وارد کنگره شوند، این سیاست اصلیترین موضوعی است که باید جلوی آن را بگیرند.»
ولیعهد جوان فرصت طلایی نتانیاهو را هدر داد
محمد بن سلمان با اشتباه نابهنگامی که در ماجرای قتل خاشقجی مرتکب شد نه فقط ولایتعهدی خود را به خطر انداخت بلکه منافع اسراییل و امریکا در پروژه ایران هراسیشان را هم زیر سوال برد.
نیویورکتایمز در تحلیلی در این باره مینویسد: «نبود محمد بن سلمان در عربستان سعودی میتواند ضربهای به اسراییل باشد. قرار بود محمد بن سلمان اهرمی ضدایرانی در راس هرم قدرت در عربستان باشد. مسلمانی که به مساله فلسطین اهمیت چندانی نمیداد و حتی قرار بود معامله قرن مد نظر ترامپ را هم وی به بازار افکار عمومی در جهان اسلام بفروشد. هرچند که عربستان سعودی همچنین رابطه دیپلماتیکی با ایران ندارد اما محمد بن سلمان در دو سال گذشته بارها و بارها در راستای منافع تلآویو سخن گفته است.»
به گزارش «اعتماد»، زمانی که ترامپ از توافق هستهای با ایران خارج شد تنها سعودی و برخی از فرزندخواندههایش در منطقه مانند بحرین و امارات و البته رژیم اسراییل به حمایت از ریاض برخاستند. اکنون در همین ائتلاف کمتعداد نیز شکاف ایجاد شده و البته که مقصر این شکاف هم محمد بن سلمان است که در لحظه طلایی تحریم ایران از نظر ترامپ دست به قتل یک منتقد معتدل آن هم در خاک یک کشور دیگر زده است. قتل خاشقجی نه فقط ملک سلمان بلکه متحدان پیدای سعودی در سطح بینالمللی و رفقای پنهان آنها در منطقه را هم نگران کرده است.
نیویورکتایمز در بخشهایی از گزارش خود مینویسد: برای اسراییل، طرح این مساله که ولیعهد سعودی دستور قتل خاشقجی را صادر کرده تا همین حالا هم هزینهساز بوده است. در حالی که اسراییلیها باید طبق برنامهریزیهای مشترک تلآویو و واشنگتن، از فرصت 30 روزه در ماه اکتبر برای جلب اجماع اقتصادی و سیاسی علیه ایران استفاده میکردند در دو هفته گذشته وادار به سکوت مصلحتی شدهاند. تیتر تمام رسانهها در این دو هفته به پرونده خاشقجی اختصاص داشته و جایی برای عرض اندام فعالیتهای غیرایرانی نتانیاهو به خصوص با توسل به اتهامهای همیشگی مبنی بر فعالیتهای مخرب ایران در منطقه نمانده است. سفیر سابق امریکا در اسراییل در این باره به نیویورکتایمز میگوید: ما برای ائتلافسازی علیه ایران به حضور محمد بن سلمان دور میز نیاز داشتیم اما اکنون دیگر نمیتوان عضوی از کنگره امریکا یا رهبر یک کشور اروپایی را یافت که بخواهد دور یک میز با حضور محمد بن سلمان بنشیند.»
قتل خاشقجی در کنسولگری عربستان در استانبول نه تنها به معنای نقض حاکمیت کشور ترکیه و دستور برای انجام اقدام تروریستی در خاک کشور ثانی است بلکه توانست تا حدودی پرونده جنایتهای محمد بن سلمان در یمن را هم به چشم جهانیان بیاورد به گونهای که رسانه امریکایی نیویورک تایمز اخیرا عکس صفحه یک خود را به بحران یمن و تیتر یک آن را به قتل خاشقجی اختصاص داده بود.
نیویورکتایمز در بخشهای دیگری از تحلیل خود مینویسد: ضربه به اعتبار عربستان سعودی میتواند دو برنامه مهم ترامپ برای منطقه را زیر سوال ببرد: نخست معامله قرن و دوم ائتلافسازی چندجانبه علیه ایران. با اتفاقی که در کنسولگری عربستان در استانبول رخ داد حتی انگشتشمار متحدان سعودی در منطقه هم در حمایت بیقید و شرط از محمد بن سلمان تردید کردهاند و نگران تاثیرگذاری رفتارهای نابخردانه ولیعهدجوانبر معادلههای منطقهای هستند. در میان متحدان سعودی در منطقه بیشترین ضربه را امارات متحده عربی متحمل خواهد شد که هم در ائتلاف سعودی برای حمله به یمن و هم در سیاستهای ریاض در قبال ایران با محمد بن سلمان همراه و همپیاله شد. همزمان امارات دست سعودی در سرکوب اخوانالمسلمین را هم رها نکرد و همین مساله پای این کشور به بحران در مصر، لیبی و سوریه را هم باز کرد. نکته دیگری که وجود دارد این است که تصمیمهای اشتباه محمد بن سلمان وضعیت را برای متحدان ایران در منطقه یا کشورهایی که ایران را بخشی از راهحل بحرانهای متعدد در منطقه میدانند و نه بخشی از مشکل، بهتر کرد. به عنوان مثال قطر و ترکیه که از سیاستهای ضدایرانی عربستان فاصله گرفتهاند در حال بهرهبرداری از گرفتاری هستند که دامن خاندان سعودی را گرفته است. در حالی که قطر با ابزارهای رسانهای و ترکیه با در اختیار داشتن اطلاعات به نوعی در ماجرای خاشقجی ورود کردهاند ایران ترجیح میدهد با فاصله و از دور بحران سعودی را تماشا کند. یک تحلیلگر مسائل خاورمیانه در این باره به نیویورکتایمز میگوید: ایرانیها در سکوت به استراتژیهای بلندمدتتر خود فکر میکنند.
میتوان گفت که ایران در این مرحله نیازی به عکسالعمل ندارد و تنها کاری که باید انجام بدهد این است که شاهد شکاف در ائتلافی باشد که ترامپ با اتکا به آن میخواست سیاست فشار حداکثری علیه ایران را پیش ببرد. یک نگاه دیگر هم وجود دارد و آن این است که اگر امریکا از محمد بن سلمان فاصله بگیرد، ولیعهد جوان به سمت چین و روسیه متمایل خواهد شد و این مساله میتواند از زهر سیاستهای ضدایرانی وی بکاهد چرا که هم چین و هم روسیه در برجام باقی ماندهاند و در حال اتخاذ تدابیری برای حفظ ایران در این توافق هستند. شاید ثمره این داستان دور شدن سعودی از محور امریکایی – اسراییلی باشد. همزمان دوستان ایران در منطقه از بشار اسد، رییسجمهور سوریه تا حزبالله لبنان و البته حوثیها در یمن هم سکوت اختیار کردهاند چرا که دلیلی نمیبینند برای خود در این پرونده هزینهتراشی کنند. زمانی که میبینید دشمن شما در حال فروپاشی از درون است نیازی به انجام کار دیگری نیست. میتوانید بنشینید و در آرامش صحنه را ببینید.» درحالی که گمانهزنیهای متعددی درباره ادامه ولیعهدی محمد بن سلمان مطرح است اما میتوان گفت که فارغ از نتیجه تحقیقات ترکها و تصمیمگیری نهایی ملک سلمان، تداوم حضور محمد بن سلمان در قدرت هم میتواند به نفع تهران باشد. محمد بن سلمان بدنام در افکار عمومی، تضعیف شده و طردشده از جمع سران سیاسی در سطح بینالمللی برای ایران بهتر از ولیعهدی تازه نفس است که کارنامهای به سیاهی محمد بن سلمان در دست ندارد.
سکوت استراتژیک ایران ضربه به اعتبار عربستان سعودی میتواند دو برنامه مهم ترامپ برای منطقه را زیر سوال ببرد: نخست معامله قرن و دوم ائتلافسازی چندجانبه علیه ایران
درحالی که گمانهزنیهای متعددی درباره ادامه ولیعهدی محمد بن سلمان مطرح است اما میتوان گفت که فارغ از نتیجه تحقیقات ترکها و تصمیمگیری نهایی ملک سلمان، تداوم حضور محمد بن سلمان در قدرت هم میتواند به نفع تهران باشد. محمد بن سلمان بدنام در افکار عمومی، تضعیف شده و طردشده از جمع سران سیاسی در سطح بینالمللی برای ایران بهتر از ولیعهدی تازه نفس است که کارنامهای به سیاهی محمد بن سلمان در دست ندارد
ایرانیها در سکوت به استراتژیهای بلندمدتتر خود فکر میکنند. میتوان گفت که ایران در این مرحله نیازی به عکسالعمل ندارد و تنها کاری که باید انجام بدهد این است که شاهد شکاف در ائتلافی باشد که ترامپ با اتکا به آن میخواست سیاست فشار حداکثری علیه ایران را پیش ببرد
یک نگاه دیگر هم وجود دارد و آن این است که اگر امریکا از محمد بن سلمان فاصله بگیرد، ولیعهد جوان به سمت چین و روسیه متمایل خواهد شد و این مساله میتواند از زهر سیاستهای ضدایرانی وی بکاهد چرا که هم چین و هم روسیه در برجام باقی ماندهاند و در حال اتخاذ تدابیری برای حفظ ایران در این توافق هستند
روزنامه اعتماد