به گزارش شبکه علمی ثریا، رحیم محمدی، عضو هیأت علمی دانشگاه امام حسین(ع)، در یادداشت پیش رو با اشاره به شکل گیری اصطلاح ملت در ادبیات جهانی معتقد است، زیست جهان ملی یک زیست جهان متکثر و متنوع است و درواقع زیست جهان پذیرندگی و مدارا و تسامح و تساهل است. در ادامه این یادداشت آمده است:
از چند روز پیش که واقعه تروریستی خونبار داعش در ایران رخ داد و عواطف جریحهدار شدند و معلوم شد تروریستها هم ایرانی هستند، همزمان مفاهیم «داعش وطنی» و «داعش ایرانی» نیز پدیدار شد و یکبار دیگر بحث قومیّت و ایرانیّت بالا گرفت و سخنهایی از تضاد پنهان «اقوام» و «ملیت» ایرانی گفته شد. اما خوب است توجه کنیم تا زمانی که معنای «ملت» در ابهام باشد و درک روشنی از ملت در میان نباشد، مفاهیم دیگری چون ملیگرایی(ناسیونالیسم)، ملت ـ دولت، دولت ملی، هویت ملی، زبان ملی و فرهنگ ملی نیز مبهم خواهند بود و چندان درست فهمیده نخواهند شد.
در همین آغاز تأکید میکنم، ملت مفهوم مدرنی است و در زبان و جهان مدرن معنا دارد. ملت ظهور یک واقعیّت «نسبتاً انتزاعی» و «استعلاء یافته» در روند تحولات تاریخی است که در زمانی از حیات یک کشور از نو، یک «ما» خلق میشود و احساس جدیدی از همگرایی میان اهالی همجوار ظاهر میگردد و به طور نسبی این درک و احساس به اهالی و اعضاء دست میدهد که «ما یک ملت هستیم.»
تا پیش از عصر مدرن عامل اتحاد و همبستگی گروههای انسانی و مردمان کشورها عمدتاً مبتنی بر ارزشهای قومی و قبیلهای و نژادی و مذهبی و طبقاتی (مثل همبستگی بردگان و رعیتها) بود، و ویژگی اساسی این عوامل پیوند دهنده و انسجام بخش آن بود که عناصری ملموس و مادی و عینی هستند، مثلاً هر کس به سهولت همخونی را میفهمد و میداند با چه کسانی خویشاوند است و با چه کسانی بیگانه.
اما یک زمانی شرایطی پیش آمد و تحولاتی در جهان رخ داد و دگرگونیهایی در جهانشناسی و ارزشها و نهادها و کنشهای اهالی یک کشور و «گروههای انسانی همجوار» پیدا شد که احساس کردند دیگر نمیتوانند با ارزشها و دریافتهای سنتی و صرفاً قومی و نژادی و طبقاتی و مذهبی سابق همزیستی مناسبی داشته باشند و به ترقی و زندگی خوب و خیر همگانی و حقوق انسانی و آزادی دست پیدا کنند. در همین زمان در اهمیت عوامل انسجام بخش قدیمی تردید کردند و ذهنها و زبانها از شک و پرسش و نقد آکنده شد، از آن پس جستجویی آغاز شد و کشمکشهایی پدید آمد و گفتارهایی پدیدار شد و نتیجه آن یک نوع «آگاهی جمعی» بود که به ساختن و تجربه کردن عناصری نو و ارزشهایی جدید و نهادهایی تازه ختم شد، به نحوی که همگان کم و بیش در آن احساس اشتراک و همراهی کردند. این آگاهی تازه در زبان و ادبیات و روایتها و نهادهای جدید انباشته شد و سامانی از «آگاهی ملی» را پدید آورد. بنابراین از این زمان عناصری چون آرزوهای ملی و علائق ملی و آرمانهای ملی هم پدیدار شدند. به دیگر سخن امر ملی از یک سو امری همگانی و عمومی است و از سوی دیگر از ارزشها و جهانشناسی سابق فراتر میرود و «استعلاء» یافتهتر و «انتزاعیتر» است. در نتیجه امر ملی نسبت به سابق فراگیرتر و فراختر و پذیراتر است.
اما در جهان مدرن مهمترین چیزی که در تکوین و تحقق و تداوم امر ملی مؤثر افتاد «تجارب مشترک» بود. یک تجربه مشترک شبیه «تجربه همسفران» در یک سفر طولانی است، وقتی خاک و سرزمین گروهی توسط دیگری بنام دشمن اشغال میشود، آنگاه انسانها تمایز گروه «خود» را در قیاس با گروه «دیگری» میفهمند و در اینجا تفکیک خود از دیگری رقم میخورد. یا وقتی گروهی مشکلات مهاجرت را باهم تجربه میکنند یا وقتی مشترکاً در جنگی خانمان سوز گرفتار میشوند یا باهم انقلاب میکنند یا وقتی مشکلی بزرگ را باهم تحمل میکنند، ناچاراً در این شرایط عواطف و گفتارها و اعمال و آرزوها شبیه هم میشوند و انسانها همداستان و همکار و همدل میگردند. کمتر چیزی مثل یک تجربه مشترکْ یک گروه و یک ملت را به هم پیوند میزند. تجربه مشترک تجربه سختیها و خوشیها و همسفریها است، تجربه همدردی و همدلی و همکاری است، تجربه لحظههای درد و رنج و گرفتاری است. وقتی اهالی یک سرزمین شاهد اشغال شهر و دیار خویشاند یا وقتی مشقتهای جنگ را باهم پشت سر میگذارند یا وقتی با هم در جنبشی بزرگ شرکت میکنند، به دنبالش خواسته و ناخواسته، دانسته یا ندانسته پیوندی میان شان برقرار میشود و احساسی مشترک پیدا میکنند و هموطنی را درک میکنند.
از این رو در «زبان و گفتمانهای مدرن» ملت یک اتحاد عمومی و جمعی تازه است که به کلی از اتحادها و جمعهای قدیمی متفاوت است. ملت اتحادی است که آدمهای همفکر و همسخن و همتجربه و همکار برحسب معیارهایی جدیدْ و از روی یکسری محاسبات عقلانی و شبه عقلانی و علائق جدید و احساسات نو، مثل حقوق مشترک و دوست داشتن همنوع و آزادی و برابری انسانها و برابری جنسیتی و تشکیل نهادهای جدید و تدوین قوانین نو و تعریف حقوق تازه و سیاست نو سامان دادهاند. از اینرو ملت یک اتحاد سیاسی و فرهنگی و اجتماعی فراگیرتر و فراتر از امور خُرد محلی و همخونی و تبار مشترک و هممذهبی است، بلکه اتحادی بر اساس اراده مشترک شهروندان آزاد (یعنی سوژهها) یا قرارداد اجتماعی یا اجماع ضمنی تاریخی است. به عبارت دیگر ایجاد و تشکیل یک اتحاد و انسجام نو بر اساس ارزشهای نو و جهانشناسی جدید است که فراتر از اتحادها و انسجامهای سنتی و محلی است، و ساختن عناصری نو و اقبال به علائق و آرزوها و آرمانهایی است که همگان در آن احساس اشتراک میکنند و پس از آن است که آرزوها و علائق و آرمانهای ملی شکل میگیرند.
پس تحقق یافتن هر امر ملی اعم از ملیّت و زبان ملی و فرهنگ ملی و هویت ملی و دولت ملی به معنای یک مهاجرت شناختی و عاطفی انسانها و شهروندان از خانه کوچک محلی و ارزشها و جهانشناسی سنتی به یک خانه نسبتاً وسیع و ارزشهای مدرن و جهانشناسی تازه است، و اینجا است که باید بپرسیم این ایدهها و ارزشهای مدرن کدامها هستند؟ در اینجا با توجه به سوابق ملل مختلف، طیفی از ایدهها و ارزشها از قبیل؛ وحدت سرزمین و زبان مشترک و منافع همگانی تا خیر عمومی و حقوق بشر و آزادی و دموکراسی مطرح است. به دیگر سخن مفهوم ملت و ملیّت با مرجعیّت عقل و علم، توسعه، اخلاق جدید، منافع و مصالح عمومی، نفع و هزینه مشترک، رفاه بیشتر، امنیت بهتر، حقوق، آزادی، برتری قانون بر فرمان حاکمان، ترجیح مصلحت و خیر همگانی بر مصلحت شخصی و مصالح حاکمان، چرخش مسالمت آمیز قدرت و با چرخش نخبگان سیاسی نسبتی مستقیم دارد. پس میتوان نتیجه گرفت، ملت و هر امر ملی یک هستی چند وجهی است و مهمترین وجوه آن عبارت از: وجه شناختی، وجه عاطفی، وجه حقوقی، وجه اخلاقی، وجه نهادی و وجه کنشی و رفتاری است. به طوری که ترکیب این وجوه در یک جمعیت هم مکان و هم تاریخ، ملت و میهن را تحقق اجتماعی میبخشد.
اما در عین حال به جهت آنکه فضای ملی و دنیای ملت فضائی عامتر و فراختر و پذیراتر و بزرگتر است، و نه تنها ارزشها و شاخصهای خرد محلی و قومی و مذهبی و گروهی را طرد نمیکند، بلکه افقی فراختر و ارزشهائی انتزاعیتر و استعلائیتر را به روی همگان باز میکند تا کسانی بر سر ارزشهای قومی و مذهبی و محلی و مادی ستیز نکنند، بلکه به افقی وسیعتر و فراختر نگاه کنند. به دیگر سخن زیست جهان ملی ضمن اینکه یک زیست جهان متکثر و متنوع است، اما زیست جهان پذیرندگی و مدارا و تسامح و تساهل است. در واقع امروز چنانکه ملی شدن مبتنی بر تنوع و تکثر است، فرآیند «جهانی شدن» نیز مبتنی بر تنوع و تکثر و پذیرش تنوعات و تکثرات است.
تاریخ انتشار: شنبه 27 خرداد 1396 - 08:09
کد خبر: 2987
یادداشتی از رحیم محمدی؛
زیست جهان ملی زیست جهان متکثر و متنوع است
زیست جهان ملی یک زیست جهان متکثر و متنوع است. در واقع امروز چنانکه ملی شدن مبتنی بر تنوع و تکثر است، فرآیند «جهانی شدن» نیز مبتنی بر تنوع و تکثر و تنوع است.