به گزارش ثریا، برای دولت مستقر نامهای متفاوت و متضادی در فضای محاورهای کشور استفاده شده است که از بار ارزشی منفی و مثبت برخوردارند. برخی را خود دولتیان و بخشی را منتقدین نامگذاری کردهاند که میتوان از جمله به: «دولت اعتدال»، «دولت تدبیر و امید»، «دولت اصلاحات»، «دولت پیرها»، «دولت میلیاردرها»، «دولت بیایده»، «دولت تکنوکرات»، «دولت توسعهگرا»، «دولت بروکرات»، «دولت غربگرا»، «دولت غیرانقلابی»، «دولت حرف» و... اشاره کرد.
دقت در حوزه نگرشی دولت نشان میدهد جای نام «دولتِ پیوستن به...» در بین گزارههای بالا خالی است، دکتر روحانی راه علاج کشور را کلاً در دو مقوله سرمایهگذاری خارجی و هضم شدن در معاهدات بینالمللی میداند و تاکنون کمتر به رهیافتهای داخلی اشاره کرده است.
پیوستن به معاهدات بینالمللی – که معمولاً سردمداران و طراحان آن غربیها هستند – ظاهراً چیز بدی نیست، اما دقت در فرهنگ بومی و اهداف و آرمانهای انقلاب و امام (ره) و سیاستهای کلی نظام نشان میدهد که «زنجیره پیوستنها» با هدف خاموش کردن موتور انقلاب اسلامی صورت میگیرد. وقتی مهار انقلاب اسلامی از طریق جنگ و تهدیدات نظامی، تهاجم فرهنگی، تحریم، ترور و جنگ روانی مؤثر واقع نشد، حقوق بینالملل را برای کنترل و مهار انقلاب اسلامی به میدان آوردند و چه رهیافت به ظاهر موجه و قشنگی!
CFT یا FATF در معنای حقوقی چیز بدی نیستند. از مخالفان آن میپرسند مگر ما اهل پولشویی و ترور هستیم که با اینها مخالفید؟ قطعاً نظام جمهوری اسلامی پرچمدار مبارزه با تروریسم است، اما معنادهی غرب به تروریسم دقیقاً در راستای خاموش کردن شعلههای پرفروغ انقلاب اسلامی در جهان اسلام است.
همان شعلههایی که ۴۰ سال است آب زیر پای امریکا در خاورمیانه را داغ کرده است و امریکا فهمیده است که اگر کنسولگری ما در بصره بسته شود، کنسولگری وی نیز کمتر از ۴۸ ساعت بسته خواهد شد، اما مثال نمادین ماجرا این است: کسانی که کنسولگری ما را میبینند از نگاه غرب به دخالت ایران در عراق اعتراض دارند، اما کسانی که کنسولگری امریکا را میبینند «تروریستهای مورد حمایت ایران» هستند.
این معنادهی اساس مشکل ماست که پیوستن ما را دچار تأمل و تدّبر میکند. اما دولت ما باور دارد که هر پیوستنی باعث یک نفس راحت نظام و مردم خواهد شد و نوعی خلاصی و فشار روانی و اقتصادی را مرتفع خواهد کرد. کاش همین بود و تمام.