شبکه علمی ثریا ـ حجتالاسلام حبیبالله بابایی*: بسیاری از مورخان، متکلمان و ادبا و شعرای ما به مقوله عاشورا پرداختهاند، اما در میان رویکردهای موجود کمتر به این موضوع از نگاه تطبیقی میان مذاهب و ادیان توجه شده است. بررسی عاشورا با چنین رویکردی را میتوان تقریباً منحصر به برخی آثار مسیحیان دانست که کوشیدهاند امام حسین(ع) را با حضرت عیسی(ع) مقایسه کنند. لوئی ماسینیون در کتاب مصائب حلاج این کار را با در کنار هم قرار دادن امام حسین(ع)، حضرت عیسی(ع) و منصور حلاج انجام داده است و کاری شبیه این را آنتوان بارا در کتاب الحسین فی الفکر المسیحی با دغدغه بررسی موضوع رنجهای مقدس در ادیان، به خصوص مسیحیت و اسلام، انجام میدهد.
این گونه بررسیها در مطالعات دینی و تطبیقی ما و در ادبیات الهیاتی اسلامی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این فقدان را میتوان ناشی از این عامل دانست که اساساً ما عاشورا و امام حسین(ع) را در مقیاس جهان اسلام و یا فراتر از آن در مقیاس دنیای امروز ندیده و تحلیل نکردهایم. ما به طور برجستهای این مسئله را مورد توجه قرار ندادهایم که آیا بررسی عاشورا میتواند برای انسان امروز، فارغ از تدین به هر دینی، مفید باشد و مسائل و معضلات زیستی، اجتماعی و سیاسی او را حل کند. قطعاً ما به آموزههای عاشورا توجه داشتهایم، اما گفتمان حاصل از آن فقط محدود به فضای شیعی مانده و تا کنون قابلیت روایت و ارائه در خارج از این فضا را پیدا نکرده است. این امر مستلزم فعال شدن ظرفیتهای بینالادیانی و ظرفیتهای الهیات تطبیقی در این موضوع است که میتواند در پروژههای تحقیقاتی و پایاننامهها و رسالههای دانشجویی مورد توجه قرار گیرد.
امروزه برنهاده اصلی الهیاتهای پرکتیکال یا الهیاتهای سیاسی و اجتماعی این است که الهیات صرفاً به عقاید دینی مردم نمیپردازد، بلکه میتواند به عنوان یک عامل اجتماعی عمل کند. بر این اساس آموزهها و مقولات الهیاتی صرفاً مربوط به ماوراء نیست، بلکه مؤلفههایی است که قادر به نقشآفرینی در زندگی روزمره انسانهاست و میتواند ضمن تفسیر وضعیت انسان در جهان، برای معضلات جامعه و انسان امروز راه چاره و تدبیر ارائه کند.
بنابراین مواجههای الهیاتی با واقعه عاشورا نیز این پرسش را دنبال میکند که آیا با الهیات عاشورا میتوان مسائل و معضلات انسان معاصر را درمان و یا تدبیری برای آن پیشنهاد کرد. آیا با الهیاتورزی درباره عاشورا، میتوان به آموزههایی در مورد رنج، عشق، عرفان، قربانی کردن، قربانی شدن، شهادت و ... دست یافت که این یافتهها برای وضعیت اخلاقی انسان مدرن چیزی قابل ارائه داشته باشد؛ چیزی که امروزه در ادبیات و اندیشه مدرن وجود ندارد و شما با فعال کردن الهیات عاشورا و ظرفیتهای الهیاتی در عاشورا میتوانید راهی برای اندیشیدن درباره آنها و یا حل آنها بگشایید.
بر این اساس باید توجه داشت که منظور از الهیات عاشورا صرفاً تفسیر ابعاد الهیاتی آن نیست، بلکه منظور فعال کردن ظرفیتهای الهیاتی عاشورا و آوردن آن ظرفیتها در صحنه عینی زندگی امروز است. مقصود از این نوع بررسی عاشورا این است که حتی انسان مدرن و بیاعتقاد به باورهای اسلامی و شیعی نیز بتواند در مواجهه با مقولات استخراج شده و قابل فهم شده از عاشورا، فارغ از عقیده و باورهایش، آنها را در مقام حقایقی مغتنم، منجی خود بیابد و با وارد کردن این مفاهیم و مقولات به سنت خود از بهره آنها برخوردار شود.
بررسی و آزمون این موضوع که الهیات عاشورا و مؤلفههای آن تا چه حد میتواند به انسجام و وحدت میان انسانها بیانجامد و یا گسستها را رفع کند در بوته تاریخ میسر است. اما برای بررسی آن نیاز به منتظر ماندن برای آینده نیست، بلکه میتوان آن را در گذشته مورد توجه قرار داد. ما در مطالعه تاریخی درباره عاشورا میبینیم که مواضع در قبال عاشورا نه تنها مسئلهای اختلافی در عالم اسلام نبوده، بلکه نقطه اتفاق و ایجادکننده وفاق در میان مسلمانان شده است. این موضوع تنها در مواردی که با بیتدبیری و جهل همراه بوده به مسئلهای اختلافی تبدیل شده است. حتی برخی از اهل سنت نیز کاملاً به این موضوع اذعان دارند که عامل خلاف و شکاف در گذشته جهان اسلام نه تفکر و منش و روش امام حسین(ع)، بلکه شخصیت و عملکرد یزید بن معاویه بوده است.
یکی از اصلیترین محورهایی که میتواند در مطالعات تطبیقی عاشورا مورد توجه قرار گیرد، موضوع رنج مقدس یا متعالی در ادیان الهی است که به علت کمتر ورود کردن به مباحث تطبیقی جای خالی آن در مطالعات ما کاملاً مشهود است و جایگاه و درک مناسبی از این موضوع در مباحث ما وجود ندارد. به عبارتی ما به دلیل نپرداختن به این دست موضوعات، از کارکردهای متفاوت و نوینی که پرداختن به مقوله الهی رنج متعالی و یادکرد رنج متعالی میتواند داشته باشد، غافلیم؛ در حالی که به نظر میرسد با مورد توجه قرار دادن رنجها و دردها و آلام متعالی که در ادیان، از جمله اسلام و مخصوصاً عاشورا مطرح است، میتوان فضایی معنوی و معنادار برای پوشش دادن به دردها و رنجهای انسان امروز و دردها و رنجهای عصر اضطراب کنونی فراهم آورد.
نگارنده خود کوشیده که در کتاب رنج عرفانی و شور اجتماعی برای رفع این نقیصه بکوشد. این کتاب از یک نظر تلاشی است برای گشودن راه گفتگوی بینالادیانی و به خصوص گفتگوی اسلام و مسیحیت بر محور آلام متعالی پیامبران و اولیاء الهی. آنچه در این حرکت دنبال شده راهگشایی برای گفتگوهای تمدنی و همزیستی از طریق تعایش علمی در مقیاس دنیای امروز و با مورد توجه قرار دادن مصائب متعالی در ادیان است. بر این اساس ما معتقدیم که یادکرد مصائب متعالی پیامبران و نگاه به مصائب انسانی از منظری عرفانی میتواند تمرینی معنوی باشد که نجات و رسیدن به سعادت را در دوران غیبت امام معصوم تسهیل کرده و امکان آن را برای ما فراهم کند.
در توضیح معنا و مدلول رنج مقدس یا آلام متعالی باید گفت که ما میتوانیم رنج و درد را به طور کلی به دو نوع «رنج از ...» و «رنج برای ...» تقسیم کنیم. قسم نخست نوعاً رنج ناشی از نداشتن و یا از دست دادن است و با همراه شدن با احساس نیاز، به درد و رنج منجر شده و گاه میتواند به احساس پوچی ختم شود. اما قسم دوم، یعنی «رنج برای ...» رنجی است که شما در مسیر رسیدن به چیزی متحمل میشوید و نه تنها هیچ جایی برای احساس پوچی در آن وجود ندارد، بلکه نوعی از رنج است که کاملاً همبسته با امید و نوعاً همراه با معرفت و عرفان و معنا و معنویت است. رنج مادر برای به دنیا آوردن فرزند، تلاش برای خلق یک اثر هنری و یا علمی و رنجهای پیامبران برای نجات بشریت همگی از این سنخ رنج هستند.
قطعاً «رنج برای» نیز با نظر به شاخصهایی میتواند طبقهبندی شود که اجتماعی بودن، عقلانی بودن، قابلیت فهم برای دیگران، دارا بودن کارکردهای دنیوی و همچنین کارکردهای اخروی و متعالی و معنوی میتواند برخی از آنها باشد. بر اساس همین شاخصها میتوان گفت رنج پیامبر اسلام و اهل بیت او، خاتم و احیانا خاتِم رنجهای متعالی بشری بوده است. به عبارت دیگر اگر بخواهیم برترین «رنج برای» را در ویترین تاریخ قرار بدهیم و انسانها را دعوت کنیم که از رنجهای متعالی یاد کنند، بهترین رنج متعالی در میان رنجهای متعالی مصائبی بوده که در عاشورا اتفاق افتاده است.
بر این اساس ما معتقدیم که یادکرد مصائب متعالی امام حسین(ع) ـ که توسط امامان ما نیز توصیه شده است ـ تنها برای شیعیان مفید نیست، بلکه دنیای اسلام و حتی انسان امروز نیز میتواند از این امر بهرهمند شود. تنها مانع در این مسیر این است که آن چه تاکنون در جامعه دینی ما بیشتر مورد توجه قرار داشته کارکردها و کاربردهای درونی این یادکرد بوده و اساساً نگاههای برونی و بین ادیانی که در الهیات تطبیقی مطرح میشود به این موضوع صورت نگرفته است.
* استادیار و رئیس مرکز مطالعات اجتماعی و تمدنی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
منبع: خردنامه همشهری (شماره 164)