کد خبر: 161067

به قلم میلاد حسن‌زاده؛

انفجار بندرعباس، بحران رسانه‌ای عمیق‌تر از آوار

انفجار مهیب بندرعباس، بیش از سازه‌ها، مدیریت بحران کشور در حوزه اطلاع‌رسانی را لرزاند. نبود پیوست رسانه‌ای مدون در مدیریت بحران این حادثه، خلاء خطرناکی را آشکار ساخت که به سرعت با سیل شایعات و هراس اجتماعی پر شد. این رویداد تلخ، ضرورت حیاتی بازنگری در نقش رسانه‌ها و تدوین فوری پروتکل‌های ارتباطی در زمان بحران را فریاد می‌زند.

شبکه علمی ثریا- انفجار مهیب در بندر شهید رجایی بندرعباس در ششم اردیبهشت ۱۴۰۴، گرچه با خسارات فیزیکی و انسانی همراه بود، اما موج دوم و سهمگین‌تری را در فضای مجازی به راه انداخت: بحران اطلاع‌رسانی و گسترش بی‌سابقه شایعات.

این حادثه بار دیگر نشان داد که مدیریت بحران مدرن بدون یک پیوست رسانه‌ای کارآمد، ناقص و آسیب‌پذیر است. در عصر سرعت اطلاعات، رسانه دیگر ابزاری جانبی نیست، بلکه در بطن خود بحران قرار دارد و غفلت از آن می‌تواند هزینه‌های روانی، امنیتی و اقتصادی را چند برابر کند.

نبود اطلاع‌رسانی سازمان‌یافته، سریع و اقناعی پس از انفجار بندرعباس، بستر مناسبی برای رشد اخبار جعلی و روایت‌های بی‌پایه فراهم کرد. این وضعیت، که مختص ایران نیست، اهمیت حیاتی مدیریت رسانه در کنترل بحران‌ها و جلوگیری از تبدیل نااطمینانی به هراس اجتماعی (social panic) را برجسته می‌سازد.

در ادامه بخوانید: 
دهگانه رسانه‌ای برای تحقق هدف سرمایه گذاری برای تولید

مأموریت دوگانه رسانه در بحران

رسانه‌ها در شرایط بحرانی دو وظیفه کلیدی دارند: اول، مدیریت هیجانات عمومی با ارائه اطلاعات دقیق، شفاف و به‌موقع. دوم، مقابله فعال با شایعات و اخبار جعلی که می‌توانند بحران جدیدی خلق کنند. فقدان پیوست رسانه‌ای مدون، این دو مأموریت را مختل کرده و به بی‌اعتمادی عمومی و تضعیف سرمایه اجتماعی دامن می‌زند.

مولفه‌های کلیدی مدیریت رسانه در بحران

حادثه تلخ بندرعباس فرصتی برای بازاندیشی در اصول مدیریت رسانه در بحران است:

سیاست‌گذاری پیشگیرانه: آمادگی قبل از بحران با تدوین سناریوهای رسانه‌ای، تربیت خبرنگار تخصصی بحران و تعریف خط‌مشی‌های اطلاع‌رسانی.

تسلط بر روایت نخستین: انتشار سریع و دقیق اطلاعات رسمی برای جلوگیری از شکل‌گیری روایت‌های جعلی توسط رسانه‌های غیررسمی یا مغرض.

مهار هیجانات و مدیریت احساسات: روایتگری آرام‌بخش، پرهیز از تصاویر خشونت‌آمیز و تمرکز بر امید، ایثارگری و همبستگی اجتماعی.

مسئولیت اجتماعی: اطلاع‌رسانی کاربردی، آموزش رفتارهای صحیح و مقابله فعال با شایعات بر پایه منافع ملی.

وحدت روایت و هماهنگی پیام: حرکت هماهنگ رسانه‌های رسمی و سخنگویان بر محور یک روایت واحد برای جلوگیری از سردرگمی و افزایش اعتماد.

سرمایه اعتماد: اهمیت سابقه رسانه‌ها در صداقت و دقت؛ اعتماد در بحران ساخته نمی‌شود، بلکه از پیش باید وجود داشته باشد.

حساسیت به اطلاعات امنیتی و روانی: پرهیز از انتشار اطلاعاتی که موجب هراس اجتماعی یا آسیب روانی بیشتر می‌شود.

شناسایی و مقابله با شایعات: رصد فعال فضای مجازی و پاسخگویی مستند و فوری به شایعات رایج.

درس‌های جهانی و ضرورت پیوست رسانه‌ای

تجارب جهانی (آتش‌سوزی استرالیا، زلزله ژاپن، بحران کووید۱۹ در نیوزیلند) نشان می‌دهد که مدیریت رسانه هوشمندانه و شفاف می‌تواند اعتماد عمومی را حفظ کرده و به مهار بحران کمک کند. انفجار بندرعباس لزوم تبدیل پیوست رسانه‌ای به بخشی الزامی از هر برنامه مدیریت بحران را آشکار ساخت؛ سندی شامل پروتکل‌های ارتباطی و راهبردهای مقابله با اطلاعات نادرست.

در ادامه بخوانید: 
دانشگاه‌ها، کانون‌های توسعه دانش‌بنیان در استان‌ها

بلوغ اجتماعی مردم؛ پاسخی فراتر از رسانه

با وجود ضعف‌های اطلاع‌رسانی رسمی در بحران انفجار بندرعباس، واکنش مردم ستودنی بود. حضور گسترده شهروندان در صف‌های اهدای خون، نمادی از بلوغ، همبستگی اجتماعی و مسئولیت‌پذیری بود که پاسخی قدرتمند به فضای مسموم شایعات در فضای مجازی داد.

این همیاری مردمی نشان داد که سرمایه‌های فرهنگی و اجتماعی می‌توانند حتی در غیاب مدیریت رسانه مؤثر، به کنش‌های منطقی و آرام‌بخش منجر شوند. این ظرفیت عظیم مردمی، اگر با اطلاع‌رسانی شفاف و پیوست رسانه‌ای کارآمد همراه شود، می‌تواند به مهم‌ترین پشتوانه ملی برای عبور از بحران‌های آینده بدل گردد. حادثه بندر شهید رجایی، گرچه تلخ، اما درسی بزرگ برای آینده مدیریت بحران در ایران بود.