به گزارش ثریا علی فردوسی، شاعر شناختهشده ایرانی، در گفتگویی از انتشار تازهترین مجموعه شعر خود با عنوان «سلمآه» توسط انتشارات شانی خبر داد و به توضیح درباره دلایل دوری خود از محافل رسمی شعر و همچنین حال و هوای کتاب جدیدش پرداخت.
این شاعر که برخی او را کمکار میدانند، در پاسخ به این موضوع گفت: «کمکار نیستم ولی از فضاهای رسمی شعر دورم. در جلسات شعر و جشنوارهها و… شرکت نمیکنم؛ در هیچ قالبی، نه به عنوان شاعر، نه شرکتکننده، نه داور.» او افزود که شعرهایش را برای دل خود مینویسد و گاهی در فضای مجازی منتشر میکند، اما همکاریهایی نیز با خوانندگان و گروههای سرود دارد که بیشتر جنبه «شعر سفارشی» دارند.
فردوسی درباره انگیزهی انتشار کتاب شعر جدید خود اظهار داشت: «حقیقت اینکه بعد از چاپ هشت نه کتاب شعر، خیلی دغدغه چاپ کتاب جدید نداشتم، اما چند ماه پیش مجید صالحی مدیر انتشارات شانی زنگ زد و اصرار کرد که کتاب جدیدم را در شانی منتشر کنم. با پیشنهاد آقای صالحی من هم وسوسه شدم و مجموعه را جمع کردم و نامش را «سلمآه» گذاشتم.»
محتوای اصلی کتاب «سلمآه» را غزلهای عاشقانه و اجتماعی تشکیل میدهند، هرچند به گفته شاعر، حجم «غزل عاشقانه» در آن بیشتر است. فردوسی تاکید کرد که کتابهای شعر معمولاً بازتابی از احساسات شاعر در یک دوره زمانی خاص هستند و «سلمآه» نیز نمایانگر حس و حال علی فردوسی بین سالهای ۹۸ تا ۱۴۰۳، یعنی حدود پنج سال گذشته، است. این مجموعه شامل حدود ۳۲ غزل میشود.
شاعر «غزل آلا» درباره حال و هوای غالب بر این مجموعه گفت: «غمگین است. من به صورت کلی دست و دلم به شعر شاد نمیرود. عمده شعرهای کتاب سلمآه هم عاشقانه غمگین است.» وی اشاره کرد که واکنشهای اجتماعی پراکندهای نیز ممکن است در شعرها دیده شود، اما تم اصلی همان عاشقانههایی با چاشنی غم است.
در ادامه بخوانید: کشف جزئیات جدید از زندگی شکسپیر
علی فردوسی همچنین به تجربههای دیگرش در قالبهای رباعی و چهارپاره اشاره کرد و گفت که به دلیل همکاری با اهالی موسیقی، چهارپارههای موضوعی و سفارشی زیادی سروده و همچنین حجم قابل توجهی رباعی منتشرنشده دارد که شاید روزی در قالب مجموعههای مستقل منتشر شوند.
نام کتاب، «سلمآه»، ترکیبی است از نام دخترش «سلما» که عزیزترین فرد زندگی اوست، با «ماه» و «آه» تا جنبه ادبی و حسی آن با فضای شعرها همخوان شود. یکی از غزلهای کتاب نیز به دخترش تقدیم شده است.
فردوسی در توضیح تفاوت «سلمآه» با کتاب قبلیاش «هفت»، به تغییر سبک اشاره کرد. او کتاب «هفت» را دورهای دانست که در آن روایت سینمایی بر اشعارش حاکم بود (مانند شعر معروف «سنگ» درباره مقاومت فلسطین)، اما در کتاب شعر جدید خود «سلمآه»، مخاطب با غزلهایی نزدیک به «غزل سبک عراقی» روبرو میشود، هرچند ممکن است التزام به روایت عمودی در آنها بیشتر از شعرای کلاسیک این سبک باشد.
در پایان، غزلی از مجموعه شعر «سلمآه» ارائه میشود:
با کولهی امید به آینده راهیام
حال و هوای مدرسهی مهر ماهیام
چون تختهای نشسته به دیوار سالهاست
یک نسل زل زدهاست درون سیاهیام
من مرد چارخانهی تنهای گچ به دست
در پشت جلد دفتر چل برگ کاهیام
یک لنگهپا کنار کلاس ایستادهام
بیچارهی فلکزدهی اشتباهیام
هربار پای تخته صدایم زدند، باز-
از هول صفر شد نمرات شفاهیام
اینگونه من بزرگ شدم، ساده و زلال
هم پالکیّ شعر حسین پناهیام
انشای من هنوز همان علم و ثروت است
یک عمر آزگار سر این دو راهیام
منبع: مهر