به گزارش ثریا امیرالمؤمنین امام علی (ع) در حکمت ۱۳ نهج البلاغه، نکتهای کلیدی درباره شکر و نقش حیاتی آن در تداوم نعمتها بیان میفرمایند. ایشان هشدار میدهند: «هنگامی که مقدمات نعمتها به شما روی آورد، ادامه آن را به واسطه کمی شکرگذاری از خود دور نسازید.» این بیان، بر اهمیت سپاسگزاری در حفظ برکات الهی تأکید دارد.
امام (ع) در این سخن حکمتآمیز، به تشریح آثار شکر نعمت و پیامدهای کفران میپردازند. ایشان توضیح میدهند که نعمتها اغلب بهتدریج وارد زندگی انسان میشوند و وظیفه فرد هوشیار، استقبال از آنها با شکرگزاری قلبی، زبانی و عملی است. همانند پرندگانی که با دیدن آرامش بر شاخهای مینشینند، نعمتهای الهی نیز با مشاهده شکر و قدردانی، پایدار میمانند و افزایش مییابند.
در مقابل، کمشکری و ناسپاسی، همچون صدای ناهنجاری است که این «پرندگان نعمت» را رمانده و دور میسازد. این اصل نه تنها در هنگام ورود نعمت، بلکه در زمان احساس زوال تدریجی آن نیز صادق است؛ شکر میتواند مانع از دست رفتن کامل نعمت و حتی موجب بازگشت آن شود. این مفهوم عمیق، ریشه در آیات قرآن کریم دارد، آنجا که خداوند میفرماید: «اگر شکرگزاری کنید، (نعمت خویش را) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است.»
داستان قوم سبأ در قرآن مجید نیز نمونهای عبرتآموز از قومی است که با وجود برخورداری از نعمات فراوان، به دلیل کفران نعمت و ناسپاسی، دچار زوال و پراکندگی شدند. روایات متعددی از پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) نیز بر اهمیت این فضیلت انسانی تأکید دارند. امام صادق (ع) میفرمایند که خداوند به گروهی نعمت داد اما چون شکر نکردند، آن نعمتها وبالشان شد؛ و گروهی دیگر در مصائب صبوری ورزیده و شکرگزار بودند، پس مصیبتها برایشان به نعمت تبدیل گشت.
اما حقیقت شکر چیست؟ شکر دارای سه مرحله است: قلبی (خشنودی و رضایت از نعمت)، زبانی (بیان سپاس) و مهمتر از همه، عملی. شکر عملی به معنای استفاده صحیح از نعمتهای الهی در راستای اهدافی است که برای آن خلق شدهاند؛ مانند استفاده از عقل در مسیر صحیح و بهرهگیری از آزادی برای تکامل.
فلسفه شکرگزاری نیز با درک این مراحل روشن میشود. این مواهب از آن ما نیستند، بلکه امانتی از سوی خداوند برای اهدافی معین هستند. بنابراین، شکر نه برای رفع نیاز خداوند، بلکه برای رشد و تعالی خود انسان و جلوگیری از محرومیت از نعمتها است. کسانی که نعمتهای الهی را ضایع کرده و در غیر اهداف آن به کار میگیرند، در واقع راه تداوم نعمتها را بر خود میبندند.
پی نوشت ها:
(۱). «أطراف» جمع «طَرَف» در اینجا به معنای آغاز هر چیزی است به قرینه «اَقْصاها» که در جمله بعد آمده، و به معنای انتهای چیزی است.
(۲). ابراهیم، آیه ۷.
(۳). سبأ، آیه ۱۵.
(۴). سبأ، آیه ۱۷.
(۵). بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۴۱، ح ۳۱.
(۶). سند گفتار حکیمانه: پیش از مرحوم سیّد رضی ابوعثمان جاحظ عین همین عبارت را در کلمات خود آورده و بعید نیست که سیّد رضی از او روایت کرده باشد و از کسانی که بعد از مرحوم سیّد رضی بوده اند جماعتی آن را در کتاب های خود آورده اند از جمله قاضی قضاعی در دستور معالم الحکم و آمدی در غررالحکم و زمخشری در ربیع الابرار. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۱۵). در کتاب تمام نهج البلاغه این سخن حکمت آمیز در لا به لای دستوری که امام(علیه السلام) به یارانش درباره آداب دین و دنیا تعلیم داده آمده است. (تمام نهج البلاغه، ص ۷۱۹).
منبع: کتاب پیام امام امیر المومنین (علیه السلام)، شرح تازه و جامعی بر نهج البلاغه