کد خبر: 2383

مرتضی جوادی آملی:

مرزهای فقه سیاسی و فلسفه سیاسی متفاوت است

حجت الاسلام مرتضی جوادی آملی گفت: مرزهای فقه سیاسی و فلسفه سیاسی متفاوت است؛ فقه سیاسی ناظر به عمل مکلفان نسبت به سیاست است ولی فلسفه سیاسی کاری به فعل مکلفین ندارد.

به گزارش شبکه علمی ثریا، حجت‎الاسلام والمسلمین مرتضی جوادی آملی در نشست علمی فلسفه سیاسی صدرالمتألهین که در مجمع عالی حکمت اسلامی قم برگزار شد، با ذکر این مطلب که ملاصدرا در سالهای مبارک زندگانی خود برگ‎های زرینی در عرصه علم و فقاهت و حکمت و تفسیر و… به یادگار گذاشت، گفت: صدرالمتألهین بحثی در عرصه وجود تکوینی و اعتباری دارد که باید به خوبی تبیین شود؛ فلسفه پیرامون وجود و اقسام عام وجود بحث می‎کند و اصلی‎ترین وجود را، وجود خداوند متعال می‎داند؛ با تبیینی که صدرالمتألهین در این حوزه دارد، هستی را از وجود خالق می‎داند.
رئیس بنیاد علوم وحیانی اسرا با ذکر این مطلب که پس از بحث واجب، این حکمت وارد افعال واجب می شوند و افعال واجب را به دو حوزه تکوینی و تشریعی تقسیم می‎کند اظهارکرد: از منظر ملاصدار فعل واجب به معنوی مداخله اسماءالله در هستی است.
وی افزود: خداوند در نظام تکوین و تشریع، ایجاد می‎کند؛ سه نشئه‎ای که در فلسفه صدرایی بیان شده است با ایجاد حق، یافت می‎شود؛ فرق ایجاد و موجود به اعتبار است.
استاد حوزه با اشاره به سه نشئه عقل و مثال و نفس و طبع در حوزه تکوین اظهارکرد: در نشئه عقل، موجودات از هر نوع نقص و کاستی و کمبود وجودی منزه هستند و همه کمالاتی که از آنها متوقع است در حال وجود آنها موجود  است که از آن به نشئه مفارغات یاد می‎کنند.
حجت‎الاسلام والمسلمین جوادی آملی افزود: در نشئه وجود نیز از وجود سخن می‎گویند که به نقص آلوده هستند، ولی نقصشان را از جایگاه خود ترمیم می‎کنند؛ در نشئه طبیعت که عالم نفس است از جایگاه موجودات دیگر، نقص آنها ترمیم می‎شود.
وی گقت: در نسبت اعتباریات و وجود باید گفت که در عالم اعتبار، وجود را داریم و به همین لحاظ یکی از مراتب تقسیم هستی بیان می‎کنیم که موجودات یا حقیقی هستند و یا اعتباری؛ علامه نیز علوم را به دو قسم حقیقی و اعتباری تقسیم می‎کنند.
حجت‎الاسلام والمسلمین جوادی آملی افزود: به همان میزانی که تقسیم هستی، به تقسیم هستی خارجی و ذهنی تقسیم می‎شوند، در عالم اعتبار نیز دارای وجود حقیقی و اعتباری هستیم؛ وجود حقیقی موجوداتی هستند که در عالم طبیعت یافت می‎شوند ولی موجودات اعتباری موجود هستند ولی در عرصه اعتبار حضور دارند؛ از جمله اینکه ذمه یا دین، موجود است ولی این موجود اعتباری است.
استاد حوزه تصریح کرد: فلسفه با توجه به اینکه نوع نگاه هستی شناسانه دارد و فضای قالب در فلسفه، نگرش حقیقی و تکوینی است سوال این است که آیا می‎توان برای این دسته از علوم و حقایق جایگاهی را بیان کنیم یا خیر؟
وی گفت: مرز بین فقه سیاسی و فلسفه  سیاسی متفاوت است؛ فقه سیاسی ناظر به عمل مکلفان نسبت به سیاست است؛ فقه سیاسی در ارتباط با عمل مکلفان بحث می‎کند؛ فلسفه سیاسی کاری به فعل مکلفین ندارد؛ سوال این است که آیا در حکمت اسلام، فلسفه سیاسی وجود داشته است یا خیر؛ برای پاسخ به این سوال باید جهان بینی اسلامی و الهی بیان شود و بر این اساس پرسش فلسفه سیاسی بیان می‎شد؛ فلسفه الهی از فعل الهی بحث می‎کند.
این استاد حوزه تصریح کرد: اقتضای حکمت، در حوزه فعل الهی و اینکه خداوند دارای اراده تشریعه است، قابل فهم است؛ در حکمت الهی راجع به ذات واجب، اوصاف واجب و افعال واجب سخن می گوییم که این حوزه دارای حوزه تشریع و تکوین است و خداوند با کتاب خود به راه‎های سعادت بشری اشاره کرده است.
حجت‎الاسلام والمسلمین جوادی آملی اظهارکرد: از مهمترین و روشن‎ترین و بارزترین امور اعتباری، شریعت مقدس است؛ دین امری اعتباری است و صاحب شریعت نیز خداوند متعال است وخداوند متعال در مقام فعل و ایجاد گاهی اوقات به لباس تکوین و تشریع، با اراده تشریعیه اش آن را ایجاد می‎کند؛ این دین، موجود به ایجاد الهی و در عالم اعتبار موجود است.
وی عنوان کرد: سیاست الهیه که در حوزه اندیشه حکمی باید توضیح داده شود، جلوه‎ای از جلوه‎های شریعت است؛ شریعت را به عنوان روح سیاست نام می‎برند؛ این شریعتی که موجود به وجود و ایجاد الهی است و نظام اعتباری جامعه انسانی را تامین می‎کند، یک حقیقت اعتباری است و به همان میزانی که نظام تکوین از ناحیه پروردگار الهی موجود شده است، این عنصر نیز موجود است.
استاد حوزه تصریح کرد: عالم اعتبار یعنی شریعت و دین، به تکوینی وابسته است که مسبوق و ملحوق به تکوین است؛ نه اینکه آنها را امری اعتباری و رها شده بدانیم؛ امر اعتباری از جهاتی قوی تر از تکوین و یا حداقل در همان رده است.
حجت‎الاسلام والمسلمین جوادی آملی اظهارکرد: نماز و روزه و حج و دستورات شریعه ما که در ظاهر آن را یک سری امور اعتباری جمع شده اند دارای یک ریشه حقیقی هستند؛ اینکه در آثار و اسرار آن معارفی بیان می شود از جایگاه اعتباری نیست بلکه از جایگاه تکوینی است؛ جایگاه این عناصر دارای اعتبار در حوزه حقیقی است؛ اگر رابطه بین وجود ذهنی و خارجی را بدانیم باید بگوییم که اگر مصداق به ذهن بیاید ، مفهوم ذهنی است.
عرفان ملاصدرا، عرفان در حال انزوا نیست
حجت‎الاسلام والمسلمین بهرام دلیر در نشست علمی فلسفه سیاسی صدرالمتألهین گفت: مباحثی که در فلسفه ملاصدرا بیان می‎شود سابقه ای در فلسفه یونان و حتی فلسفه میرداماد که استاد وی است ندارد.
وی افزود: صدرالمتالهین عارف، فقیه، حکیم و نویسنده بسیار بزرگی بوده است؛ در منابع یونان باستان کتاب و مبانی و سنت وجود ندارد؛ مبانی و روش وی ، با فلسفه یونانی کاملا متفاوت است؛ روش صدرالمتالهین ناظر به توسعه دانشی و علوم بین رشته ای است.
استاد حوزه ودانشگاه اظهارکرد: ملاصدرا در مقدمه اسفار بیان می‎کند، قلمرو حق از حوزه تلاش من بیشتر است؛ وی در این کتاب اجازه عبور از خود را می‎دهد؛ صیروریتی که در اندیشه وی است بیان می‎کند، همه چیز در حال شدن و ایجاد است و به همین دلیل نظام سیاسی مد نظر وی، انعطاف پذیر است.
پژوهشگر حوزه فلسفه اسلامی تصریح کرد:فلسفه  ملاصدرا با یونان باستان تفاوت‎های بسیاری دارد و نمی‎توان گفت، ملاصدرا فلسفه خود را از یونان باستان گرفته است؛ تکیه مفاهیم بیانی ملاصدرا کاملا متناظر با وحی است؛ توحیدی که از اسفار و ملاصدرا صادر می شود از آثار بسیاری از بزرگان حکمای تاریخ اسلام دیده نمی‎شود؛ نگاه ملاصدرا نگاهی قرآنی و توحیدی است.
حجت‎الاسلام والمسلمین دلیر عنوان کرد: نگاهی که ملاصدرا به اسمای حق و توحید دارد با دیگران متفاوت است؛ در اندیشه وی، سیاست مدار، یک خلیفه است؛ خلیفه فعل مستخلف عنه می‎کند و گفتار مستخلف عنه را بیان می‎کند؛ به همین جهت امام باقر (ع)بیان می‎کند که جایگاه مومن جایگاهی است که اگر به درخت اشاره به حرکت کرد، درخت حرکت کند؛ انسانی سیاسی در اندیشه ملاصدرا به جایگاهی می‎رسد که دارای دخل و تصرف می‎شود.
استاد حوزه و دانشگاه اظهارکرد: ایشان بیان می کند، اگر صاحبان سیاست به این درجه از تعالی نرسند، مردم نیز نمی‎توانند به این جایگاه برسند؛ سیاست ملاصدرا با عرفان متفاوت است؛ عرفان ملاصدرا، عرفان در حال انزوا نیست، زیرا این عرفان در جمع مردم است؛ دغدغه‎ای که صدرالمتالهین در هدایت انسان دارد در هیچ کدام از اندیشه‎های فلسفه سیاسی غربی دیده نمی‎شود.
پژوهشگر حوزه فلسفه اسلامی تصریح کرد: وقتی برایند فلسفه غربی هدف نهایی حرکت انسانی را قدرت می‎داند، تفاوت آنها با اندیشه ملاصدرا مشخص می‎شود که وی هدف حرکت انسانی را تعالی و رسیدن به توحید و خداشناسی می‎شناسد؛ به همین علت است، باید بگوییم که اندیشه ملاصدرا نه تنها با غرب متفاوت است با فلسفه بزرگانی چون ابن سینا و استاد خود نیز بالاتر است.
 

منبع: مهر