به گزارش شبکه علمی ثریا، غلامرضا ذاکرصالحی، دانشیار مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، در تازهترین مقالهاش، چهار الگوی دانشگاهی جهانی ناپلئونی، همبولتی، آکسبریجی و مبتنیبر بازار را مرور کرد و به آسیبشناسی الگوی دانشگاه ایرانی پرداخت. بنا به نتایج این پژوهش، دانشگاه در ایران، عناصری از هر چهار الگوی یادشده را اقتباس کرده است اما هیچ الگویی را بهطور کامل اجرا نکرده است. نویسنده بر این باور است که این فقدان الگو، در ضعف مؤلفههای هویتساز و کمتوجهی به تدوین فلسفه آموزش عالی ریشه دارد.
بریدهای از این مقاله را میخوانید که در تازهترین شمارۀ پژوهشنامۀ مبانی تعلیم و تربیت به چاپ رسید، از نظر شما می گذرد:
اکنون مسئله ما این است که دانشگاه ایرانی بهدلیل ضعف عناصر هویتساز درونزا، همۀ انواع الگوهای رایج دانشگاهی را به عاریت گرفته و از هریک ایدهای ناقص برگرفته است. این «چندالگویی» را نمیتوان داشتن الگو تلقی کرد؛ زیرا از درون انتخابی هوشمندانه حاصل نشده است. در اینجا چندالگویی به مثابه بیالگویی است. البته نمیتوان انکار کرد که این اقتباسها دستاوردهای مثبتی نیز برای توسعه آموزش عالی در ایران داشته است.
دانشگاه در ایران به عنوان یک نهاد مدرن از ابتدای تولد و ظهور خود زیست بحرانی داشته است. ازاینرو، پیوسته هویت و کارکرد آن مورد مناقشه و بحث گروههای اجتماعی و نخبگان بوده است. این نهاد مدرن به جامعۀ سنتی آن روز ایران الصاق شد اما در فرآیند تکوین و رشد خود بسیاری از ابعاد وجودی آن همچون استقلال آکادمیک و آزادی علمی ادراک نشد. در چهار دهۀ اخیر نیز این نهاد دچار تراکم نقش و تورّم انتظارات شد. گاهی از این نهاد توقع انتقال دانش و تربیت متخصص میرفت و گاهی تولید دانش دست اول و نظریهپردازی. زمانی انتظار این بود که به کانون فناوری تبدیل شود و در دورهای دیگر، گرایش به تبدیل این نهاد به نهادی شبیه سازمان تبلیغات اسلامی یا باشگاه احزاب وجود داشته است. این تراکم نقش که گاهی تعارض نقش را برای دانشگاه ایرانی به دنبال داشته موجب سردرگمی هویتی و ابهام در کارکرد اصلی دانشگاه در جامعه ایران شده است.
متن کامل این مقاله را در اینجا بخوانید.
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.