به گزارش شبکه علمی ثریا، کرسی ترویجی عرضه و نقد ایده علمی «مفهوم عرفان شیعی» به همت پژوهشکده فلسفه و کلام پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد.
محمد سوری در کرسی ترویجی عرضه و نقد ایده علمی «مفهوم عرفان شیعی» در حاشیه سومین نمایشگاه دستاوردهای پژوهشی دفتر تبلیغات اسامی حوزه علمیه قم برگزار شد، اظهارداشت: چرا در سالهای اخیر بحث از عرفان شیعی بیش از پیش برای ما اهمیت پیدا کرده است؟ این حجم از ادبیاتی که در تحت عنوان عرفان شیعی در دو دهه گذشته نبود. به ذهن می رسد که پس از پیروزی انقلاب و تحت تأثیر اندیشه های امام راحل(ره) و علامه طباطبایی در حوزه ها و سرتاسر کشور گرایشی به عرفان به معنایی که در کم و بیش در میان عرفای شیعه مطرح شده بود، گسترش پیدا کرد و عده زیادی علاقه مند شدند که به این حوزه بپردازند.
وی گفت: در سالهای اخیر این گرایش کم شده و پرداختن به مکاتب ضد عرفان در حوزه های علمیه رشد داشته است. به این مسأله سبب مطالعه و تحقیق در این زمینه شد.
مدیر گروه فلسفه پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسامی درباره ارتباط بین دو مفهوم تصوف و عرفان تصریح کرد: با بررسی متون عرفانی در طول هزار و دویست سال ادبیات سترگی به عنوان ادبیات عرفانی تشکیل شده و تلقی صوفیان یک چیز بوده است و هیچ گاه این دو اصطلاح را به عنوان دو امر متباین محسوب نمی کردند.
وی ضمن مفهوم شناسی عرفان افزود: تعاریف زیادی از عارفان ارائه شده است اما آن چزی که می توان دریافت کرد این است که نوعی سلوک، و پیمودن و رفتن از نقطه ای به نقطه دیگر است اما این پیمودن و طی کردن یک سری منازل و مقامات زیر نظر کسی که این راه را رفته است، عرفان گفته می شود.
سوری با بیان این که در بین عالمان شیعه تا حدود قرن هشتم و نهم کسی را نمی شناسیم که هم عالم شیعه و هم عارف باشد، اظهار داشت: در طول این تاریخ نسبتا طولانی، تا حدود قرون ذکر شده نفیاً و اثباتاً هیچ برخوردی بین عالمان و عارفان شیعه صورت نگرفته است که عالمی ردیه ای بر عرفان نوشته باشد و تا قبل از صفویه هیچ سندی ردیه ای از عالمی بر عرفان نداریم.
وی گفت: اگر می بینیم که در طول این مدت عرفایی کتابهایی نوشته اند، به خاطر این نیست که آنها یک عارف بوده اند و می خواستند رد بر شیعه بنویسند، به خاطر متکلم بودنشان رد بر رافضه نوشته اند. این احتمال هم وجود دارد که از اتهام به تشیع فرار کند.
مدیر گروه فلسفه پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تصریح کرد: به نظر می رسد که مکتب حله در میان مکاتب کلامی شیعه جزو اولین مکاتبی است که زمینه پذیرش متون تصوف در آن ایجاد شده است.
وی افزود: در بین سلسله های عرفانی، همه آنها به امیر مؤمنان(ع) و از آن حضرت به پیامبر اکرم(ص)می رسد به جز نقش بندیه که به ابوبکر می رسد. در دوره ای که کسی نمی توانست خود رابه راحتی منتسب به حضرت علی(ع) کند، محدثینی بودند که به خاطر نقل فضیلت آن حضرت تا آخر عمر سرکوب شدند و به این مسئله اذعان می کردند.
سوری با بیان این که عرفان در اصل شیعی بوده و بعدها رنگ و بوی دیگری گرفته است، اظهار داشت: در کتاب های کلامی وقتی درباره حضرت علی(ع) سخن می گوییم، به کتاب های اهل سنت ارجاع می دهیم و در یک تتبعی می توان دریافت که عارفان مسلمان نقش اصلی در انتقال فضایل و مناقب اهل بیت(ع) داشتند. در این بین، اگر عارفان مسلمان را حذف کنیم، بسیاری از روایات در فضایل ائمه اطهار(ع)حذف می شوند.
وی برخی از عارفان را پیرو ابن عربی عنوان کرد و گفت: پدیده دیگر این بوده که علمای عارفی هستند که تصوف را از خود نفی می کنند اما عارف هستند و پیرو ابن عربی می باشند.
مدیر گروه فلسفه پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسامی تصریح کرد: عارفان شیعه معتقد هستند که دستگاه عرفانی غیر از این که انتصاب به اهل بیت(ع) است، معتقد هستند که این دستگاه بهتر می تواند آیات عرفانی را تبیین کنند.
در این کرسی، حجت الاسلام والمسلمین محمدتقی سبحانی استاد حوزه و دانشگاه به عنوان ناقد ابتدائاً بر مبانی بحث نقد وارد کرد و گفت: ابهامات و تناقضاتی در متن این تحقیق به چشم می خورد.
وی گفت: باید مقصود ارائه کننده بحث از عارف و عرفان شیعی مشخص شود. این مسأله تاریخی نیست بلکه مفهومی می باشد اما نویسنده به صورت تاریخی مطرح کرده که این بحث مدعا را ثابت نمی کند.
استاد حوزه و دانشگاه ضمن بیان نقدهایی تصریح کرد: اگر عرفان عرفای اخیر عرفان شیعی است، باید اثبات شود چرا که دلایل ذکر شده این ادعا را اثبات نمی کند. در تحقیق دو مدعا داریم یکی این که آیا تشیع و تصوف از نظر تاریخی با هم ارتباط دارند که اصلا این دو ارتباطی ندارند و اگر گفته می شود که عرفان متأخر، عرفانی شیعی را مطرح کرده اند که شواهد چهارگانه این ادعا را ثابت نمی کند.
حجت الاسلام والمسلمین علی امینی نژاد از دیگر ناقدان این کرسی نقد گفت: با کلیت تعریف عرفان و تصوف در این تحقیق موافق هستم، اما تعریف عرفان جامع ارکان و شاخه ها نیست.
وی تصریح کرد: در این تحقیق، تا قرن هشتم برخوردی سلباً یا ایجاباً با عرفان صوفی صورت نگرفته است، در حالی که هم در عصر اهل بیت(ع) صوفی داشتیم هم این که بزرگانی داریم که در کتب خود از عرفا و صوفیان نقل می کنند.
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.