کد خبر: 172751
ف
وقتی کتاب کنج خلوتی برای برای خانواده‌های آسیب‌دیده از جنگ شد
بهروزفخر می‌گوید مسئولیت اداره کتابخانه در هتل را خود بچه‌ها برعهده دارند؛ کتاب معرفی می‌کنند و امانت می‌دهند. حتی کسانی که پیش‌تر اهل مطالعه نبودند، با گذشت زمان به کتاب علاقه نشان دادند.

به گزارش ثریا اینکه زندگی‌ات را جمع کنی در یک دستِ گشوده بگذاری و تقدیم وطن و هم‌وطن کنی، کاری‌ست که در چند جمله و حتی یک گفت‌وگو نمی‌گنجد. اینکه «زندگی‌ات» را به «زندگی‌مان» تبدیل کنی و سرنوشت خودت را گره‌خورده به سرنوشت بقیه بدانی، تصمیمی نیست که یک‌شبه گرفته شود. به یک مسیر نیاز دارد که تو را به آن نقطه رسانده باشد؛ مسیری که در آن مدت‌ها به دغدغه‌های جمعی فکر کرده باشی، مدت‌ها دلت برای بقیه تپیده باشد، مدت‌ها ذهنت درگیر رنج دیگران شده باشد و آغوشت جای امنی برای محتاجان. این مسیر را می‌توانی سال‌ها طی کرده باشی و هنوز به آن نقطه تصمیم‌گیری نرسیده باشی، به آن نقطه نتیجه‌گیری؛ اما جنگ می‌تواند در یک لحظه تو را هُل بدهد به‌سمت آن لحظه که باید تصمیم بگیری، باید انتخاب کنی.

فاطمه بهروزفخر تصمیم گرفت. او مدرس دانشگاه و پژوهشگر است و زنی دغدغه‌مند که در جنگ تحمیلی سوم از خانه خود دل کَند و به خانه موقت هم‌وطنان آسیب‌دیده رفت: به هتل‌هایی که حجم بزرگی از رنج و درد را در خود جای داده بودند. او تصمیم گرفت در کنار مردمی باشد که خانه خود را از دست داده بودند، در کنار بچه‌هایی که اتاق و اسباب‌بازی و وسایل‌شان را رها کرده و برای حفظ جان‌شان، به هتل آمده بودند. او تصمیم گرفت این در کنار مردم بودن را با بازی و مطالعه برای بچه‌ها و خانواده‌ها جذاب‌تر، سرگرم‌کننده‌تر و مفیدتر کند. او برایمان درباره این روزها گفته است. روایت فاطمه بهروزفخر از روزهای جنگ و حضور در کنار مردم آسیب‌دیده را در این گفت‌وگو می‌توانید بخوانید:

* خانم بهروزفخر، قبل از جنگ بیشتر وقت خود را مشغول چه فعالیت‌هایی بودید؟

من پیش از جنگ به تدریس مشغول بودم؛ البته هنوز هم تدریس می‌کنم. مدرس دانشگاه هستم و درس‌های «فارسی عمومی»، «تاریخ جامع ادیان»، «تدبری در نهج‌البلاغه» و «آیین نگارش» از جمله واحدهایی بود که در ترم‌های گذشته تدریس کرده‌ام. در کنار آن، دو پژوهش در دست انجام داشتم که قرار است در قالب کتاب منتشر شود؛ یکی درباره مصدومان بمب‌های شیمیایی در جنگ هشت‌ساله است که با افراد نظامی و غیرنظامی در این زمینه مصاحبه شده و قرار است در قالب یک پژوهش روایی منتشر شود. پژوهش دیگر درباره «وقف‌نامه‌های زنان» است. پیش از جنگ تمام وقت من صرف نوشتن، تدریس و پژوهش می‌شد.

* چه شد که پس از شروع جنگ انتخاب کردید در میدان باشید و نقشی برای خود در نظر گرفتید؟

راستش اتفاق خاصی نیفتاد که بشود آن را نقطه آغاز دانست؛ چون همیشه در پیِ فهم نسبت خودم با وطن بودم. همیشه می‌خواستم بدانم کاری که انجام می‌دهم، چقدر من را به دیگری، به هم‌وطنم و به وطنم نزدیک می‌کند. انگار درونم نوعی رسالت شخصی وجود دارد که تلاش می‌کنم فعالیت‌هایم را در نسبت با ایران معنا کنم.

کمتر پیش آمده که پروژه یا هدفی داشته باشم که کاملاً شخصی باشد. شاید این نگاه از پدر و مادری بیاید که همیشه ایران دغدغه‌شان بوده و کارهایشان در نسبت با دیگری تعریف می‌شده است. مثلاً مادرم مدیر یک مرکز مراقبتی آموزشی برای کودکان فاقد سرپرست مؤثر در جنوب تهران است. با آغاز جنگ، این دغدغه در من هم پررنگ‌تر شد. در چنین موقعیتی، توجه به پروژه‌های شخصی به حاشیه می‌رود و سؤال این می‌شود که «برای ایران در جنگ چه می‌توانم بکنم؟» از همین‌جا تلاش کردم کار ویژه‌ام را پیدا کنم و از آزمون و خطا نترسیدم؛ کارهای مختلفی را تجربه کردم تا به نقش مؤثر خود برسم.

* شما هم در سالن شست‌وشوی شهدای جنگ فعالیت داشتید و هم با کودکان کار کردید. چه شد که به سمت این دو حوزه رفتید؟

فعالیت در بهشت زهرا جزو روزهای نخست جنگ بود و به نظرم آمد باید بروم و کمکی انجام دهم؛ چون تصور می‌کردم آن بخش، جایی است که کمتر کسی داوطلبانه سراغش می‌رود. فکر می‌کردم دغدغه‌ام باید انجام کاری باشد که دیگران از آن پرهیز می‌کنند؛ اما بعد دیدم اشتباه کرده‌ام چون اتفاقاً کار در بهشت زهرا از جمله فعالیت‌هایی بود که داوطلبان بسیاری با آمادگی روحی بالا داشت. آنجا انسان با بخش مرگ، با نقطه پایان جنگ مواجه می‌شود. شاید همین تجربه بود که من را از تونل‌های تاریک و فضای پرغصه به‌سمت کودکان سوق داد.

دیدن مرگ، آدم را به زندگی نزدیک‌تر می‌کند. وقتی با خشونت جنگ چشم در چشم شدم، آن وجه غم‌انگیز ماجرا من را آورد سمت زندگی و سمت کودکان؛ هرکدام از آن‌ها در نظرم تجسم آینده‌ای برای این سرزمین بودند. حس کردم اگر امروز بتوان کاری کرد، باید تمام تلاش را برای کاهش رنج آن‌ها گذاشت؛ چون این کودکان در سال‌های آینده سرمایه‌های ایران خواهند بود و امید ما برای ادامه مسیر وطن.

* در جریان جنگ تحمیلی سوم، شما در زمینه کمک به بهزیستی و سپردن کودکان به خانواده‌های امین فعالیت داشتید. انجام این کار چرا مهم است و چه سختی‌هایی دارد؟

به نظر من این اقدام یکی از بهترین جلوه‌های هم‌دلی مردم ایران در شرایط جنگی است. توجه به دیگری در بحران، همان چیزی است که تاب‌آوری اجتماعی را بالا می‌برد. خانواده‌هایی هستند که در اوج بحران اقتصادی و روانی، تصمیم می‌گیرند کودکی را به جمع خانواده‌شان اضافه کنند و مدتی از او مراقبت کنند؛ یعنی مسئولیتی جدید در شرایط دشوار می‌پذیرند. این کار علاوه‌بر جنبه انسانی، بخشی از بار سنگین مسئولیت مراکز نگهداری و بهزیستی را کاهش می‌دهد. تصور کنید اگر تمام آن کودکان ـ مثلاً هفتاد نفر در یک مرکز ـ در زمان حمله در همان محل می‌ماندند، خطر و دغدغه مسئولان چند برابر بود. طرحِ سپردنِ کودکان به خانواده‌های امین، تجربه‌ای منحصربه‌فرد است که باید درباره آن مستندسازی کرد.

از نظر اجرایی هم چون طرح نسبتاً جدیدی است (از سال ۱۴۰۲ آغاز شده و با جنگ‌های اخیر پررنگ‌تر شد)، خانواده‌ها هنوز جزئیاتش را نمی‌دانند و کار کمی فشرده‌تر پیش می‌رود. بااین‌حال کیفیت کار حفظ شده است؛ مصاحبه با مددکاران و روان‌شناسان انجام و پرونده‌ها با دقت تشکیل می‌شود. این مرحله، مرحله آزمون و خطاست؛ اما باور دارم که بعد از این تجربیات، پروتکل و شیوه‌نامه‌های دقیق‌تری تنظیم خواهد شد.

* در بخشی دیگر از فعالیت‌هایتان، در هتل‌هایی حضور دارید که مردم آسیب‌دیده در آن‌ها زندگی می‌کنند و با کودکان کار می‌کنید. از این تجربه برایمان بگویید.

وقتی کار داوطلبانه در هتل‌ها به من پیشنهاد شد، دو سه هفته از آغاز جنگ گذشته بود. پذیرفتم، چون حس می‌کردم کارم باید در همین مسیر باشد. روزهای من در جنگ، با کودکان گره خورد و اگر این فعالیت‌ها نبود، تحمل آن روزها برایم بسیار سخت می‌شد. بودن با بچه‌ها برایم شکلی از مقاومت و مبارزه برای وطن بود؛ برای بچه‌های وطن.

همان ابتدا فهمیدم که به تنهایی از عهده کار با کودکان در شرایط بحران برنمی‌آیم؛ بنابراین از دوستان متخصصم کمک گرفتم و گروهی تشکیل دادیم. برنامه‌ای مُدَوَّن فراهم شد و کودکان را براساس رده‌های سنی تقسیم کردیم. برای هر گروه فعالیت‌های متنوعی داشتیم؛ از قصه‌های ایرانی و معرفی هنرهای اصیل ایرانی مانند سفالگری و قالی‌بافی تا کلاس‌های خلاقیت برای خردسالان که بسیار از آن استقبال شد.

برای سالمندان به‌ویژه مادربزرگ‌ها هم برنامه‌هایی تدارک دیدیم؛ برایشان کاموا و میل بافتنی تهیه کردیم و جلسات قلاب‌بافی راه انداختیم. این دورهمی‌ها موجب ایجاد دوستی، آرامش و کاهش اضطراب شد. مربیان خبره‌ای از میان همکارانم مسئول کلاس‌ها هستند و توان کار با کودک در شرایط بحران را دارند. این فعالیت‌ها همچنان ادامه دارد و بخشی از معنای روزهای من در جنگ شده است.

* برای کودکان آسیب‌دیده ساکن در هتل‌ها کتابخانه‌هایی فراهم کرده‌اید. چرا خواستید ارتباط کودکان با کتاب در زمان جنگ قطع نشود؟ کتاب‌خوانی در چنین شرایطی چه تأثیری دارد؟

در فضای هتل، نوعی بلاتکلیفی حاکم است؛ خانواده‌هایی که خانه‌شان آسیب دیده، نمی‌دانند چه زمانی می‌توانند بازگردند یا باید خانه جدیدی پیدا کنند. در چنین وضعی، پیوند انسان با مفهوم «خانه» گسسته می‌شود. فکر کردم با امکانات محدود، باید فضایی ایجاد کنم که کودکان، نوجوانان و حتی والدین احساس کنند بخشی از خانه را با خود دارند. شاید این فضا قرار نباشد خانه‌ای واقعی باشد اما می‌تواند نشانه‌ای از خانه باشد.

به همین دلیل، ایجاد کتابخانه را نخستین اقدام دانستم. دیدم که بسیاری از اهالی هتل در لابی می‌چرخند و به‌دنبال کاری برای پر کردن فراغت خود هستند. کتاب می‌توانست بهانه‌ای باشد برای آرامش و کنج خلوتی در دل بحران. یک اتاق کودک ساختیم با چند اسباب‌بازی ساده و تعدادی کتاب؛ سپس کتابخانه‌ای راه‌اندازی کردیم که شکل و حال‌وهوای کتابخانه‌های خانگی را داشته باشد، با قفسه‌های نامرتب و کتاب‌هایی کوچک و بزرگ در کنار هم. استقبال فوق‌العاده بود؛ حتی کارمندان هتل برای خودشان و فرزندان‌شان کتاب امانت می‌گرفتند.

مسئولیت اداره کتابخانه را خود بچه‌ها برعهده دارند؛ کتاب معرفی می‌کنند و کتاب امانت می‌دهند. نکته مهم‌تر اینکه این کتابخانه به کمک داوطلبان مردم‌دوست راه‌اندازی شد؛ با یک فراخوان، صدها کتاب از سوی افراد علاقه‌مند رسید. آن‌ها کتاب‌های موردعلاقه‌شان را جدا کردند و برای ما فرستادند. در نهایت، نه‌تنها کتابخانه اصلی را ساختیم بلکه به راه‌اندازی پنج کتابخانه دیگر هم کمک کردیم. بعضی از آن کتابخانه‌ها، کتاب‌های کهنه و کم‌طرفداری داشتند و ما برایشان عناوین تازه فرستادیم. جالب اینکه حتی کسانی که پیش‌تر اهل مطالعه نبودند، با گذشت زمان به کتاب علاقه نشان دادند و حتی سفارش کتاب می‌دادند تا برایشان تهیه شود. این تجربه، از روشن‌ترین نقطه‌های کار ما بود.

* فکر می‌کنید تا چه زمانی به مرهم‌گذاشتن بر زخم‌های وطن و هم‌وطنان ادامه خواهید داد؟ آیا اصلاً لزومی برای ادامه این فعالیت‌ها وجود دارد؟

راستش فکر می‌کنم تا همیشه. مسیر زندگی من به قبل و بعد از این جنگ تقسیم شد؛ چیزهایی که پیش‌تر برای خودم متصور بودم، جای خود را داد به چیزهایی که برای «ما» و جمع‌مان متصورم. مسیر کاری و اجتماعی‌ام کاملاً تغییر کرد و به‌سمت تشکل‌های مردم‌نهاد آمدم؛ دغدغه‌ام جدی‌تر از قبل شد.

به نظرم این فعالیت‌ها پایانی ندارد؛ چون ما زخمیِ دشمنی‌ها و بدعهدی‌های تاریخیم؛ همان‌طور که در گذشته بوده‌ایم. ممکن است شیوه کار تغییر کند اما هدف و جهت آن پابرجاست. زبان فارسی برایم بیش از پیش دغدغه شد: ترویج درست‌نویسی، آموزش املا و انشای کودکان. حتی طرح درس‌های دانشگاه را بازنگری کردم تا متناسب با شرایط ایران در جنگ باشد.

بعد از جنگ هم قصد دارم فعالیت‌ها را متوقف نکنم. در گفت‌وگویی با یکی از دوستانم که مدیریت گروه مربیان را برعهده دارد، پیشنهاد دادم پس از بازگشت کودکان به خانه‌هایشان، همین تجربه‌ها را برای کودکان آسیب‌دیده دیگر ادامه دهیم؛ آن‌هایی که سرپرست ندارند یا تجربه خانواده ندارند. نباید این تجربه‌های ارزشمند را بایگانی کنیم؛ باید آن‌ها را به‌سمت کمک به رنج‌های دیگر بسط دهیم.

منبع: مهر


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

تمدید مهلت انتخاب رشته پذیرش بدون آزمون کاردانی به کارشناسی ۱۴۰۵

فرصت مجدد ثبت نام در پذیرش بدون آزمون کاردانی مهارتی ۱۴۰۵ فراهم شد

محتوای دروس معارف دانشگاهی براساس تحولات روز و جنگ‌های اخیر بازنگری می‌شود

نگرشی نو به حفظ قرآن در مدارس، محور چهارمین همایش ایده‌پردازان قرآنی

وطن‌دوستی در نگاه اسلام فضیلت است یا تعصب؟

تصویری از رهبر شهید در مراسم ۳۱۳ هزار نفری جان‌فدایان

حضور نمادین کاروان مراسم عروسی سیریک در رزمایش جان‌فدا

‏ حضور مقتدرانه بانوان کلاه‌کج‌ در رزمایش جان‌فدا

حضور خاخام اعظم جامعه یهودیان ایران در مراسم جان فدا

فراخوان ارسال مقالات به همایش اربعین در مکتب امام شهید

خبرنگار آمریکایی: گازوییل در فلوریدا و تگزاس تمام شده است+عکس

براساس قواعد فقهی تنظیم گری فضای مجازی ضروری است

نرخ اجاره‌بهای خوابگاه‌های دانشجویی در سال جدید اعلام شد+عکس

جانفدایان مسلح به شمشیر و کاتانا

دانشگاه مبعوث رستاخیز دانایی در امتداد غیرت ملی

مدادهایی که بعد از تمام شدن، سبز می‌شوند

ادبیات پایداری روایتی مویرگی از زندگی است

از علیرضا طبایی «باید به آفتاب بگویم»

چه کسی گفته است قهرمان‌ها فقط در خط مقدم ساخته می‌شوند؟

نوجوان را دستِ کدام کتاب بسپاریم؟

غذا چگونه جایگاه اجتماعی و منزلت افراد را شکل می‌دهد؟

روایت رادیو تهران از دفاع مقدس؛ از مادران جنگ تا بدرقه فرزندان شهدا

حمایت از فلسطین باعث حذف رپر مشهور شد

فیلم ۱۰۰ جشنواره ایده‌هاست، روایت فیلمسازان جوان از جنگ در بستر زندگی

معرفی بهترین برنامه‌های تلویزیونی ۲۰۲۶؛ «خلیج بیوه» ۱۴ جایزه امی برد

سیامک صفری: ظرفیت بازگشت به سریال‌های نوستالژیک اضافه می‌شود

سامانه «سادان» برای ارزش‌گذاری دارایی‌های نامشهود راه‌اندازی می‌شود

آزمون عملی علوم ورزشی در ۲۶ حوزه کشور کلید خورد

بیش از ۱۰۰ میلیارد دقیقه مکالمه و ۸۶ میلیارد پیامک تنها در ۳ ماه

شناسایی خشکیدگی درختان جنگلی با هوش مصنوعی

روند پرداخت یارانه‌های تغذیه دانشجویان بدون تغییر ماند

بیل گیتس: همه دولت های جهان عقب تر از هوش مصنوعی هستند

نتایج نهایی ۵ آزمون گروه علوم پزشکی منتشر شد

دانشگاه صنعتی امیرکبیر به‌دنبال جذب دانش‌آموزان مستعد کشورهای همسایه

شبکه شعب خودرو۴۵ به ۷۸ شعبه رسید

هلیا امامی: دوست داشتم از کلیشه دختر مثبت فاصله بگیرم

لباس مدرسه فقط فرم نیست، کودک باید آن را دوست داشته باشد

به مناسبت روز سینما: روزی که دوربین شهید آوینی روایتگر جنگ شد

کتاب عروس بی نشان ها: قرار بود یک عمر کنار هم باشند، اما جنگ مهلتشان نداد

حق کودک بر حریم خصوصی؛ چالشی برای فرهنگ دیجیتال ایران

نشر در لهستان؛ انتشار بیش از ۳۱هزار عنوان کتاب در سال ۲۰۲۵

نشان درجه یک هنری به این کارگردان اهدا شد: علیرضا داوودنژاد بدترین فیلمش هم «سینما» است

افزایش پذیرش دانشجو معلم تا سه برابر ظرفیت

۹۵ درصد مدارس کشور آماده بازگشایی هستند

ارزیابی سالانه یک میلیون و ۲۰۰ هزار نوآموز در برنامه سنجش

مهلت ثبت نام پذیرش بدون آزمون کاردانی به کارشناسی ۱۴۰۵ تمدید شد

تمدید مهلت ثبت نام پذیرش بدون آزمون کاردانی ویژه مهارتی سال ۱۴۰۵

پایان نخستین دوره پسادکتری علوم ورزشی امیرکبیر با محوریت هوش مصنوعی

بزرگ‌ترین رقابت دانش‌آموزی در حوزه کوانتوم و لیزر برگزار شد

شرکت انگلیسی داده‌های مشتریانش را به هکرها داد

مهلت انتخاب رشته آزمون دستیاری پزشکی مجدد تمدید شد

حمله ایران معماری هوش مصنوعی امارات را تغییر داد؛ فرار داده‌ها به کوه

چالش‌های مصوبه اخیر «ستاد ویژه ساماندهی فضای مجازی» از منظر حقوقی

مدیران ارشد هوش مصنوعی خواستار کندتر شدن پیشرفت آن شدند

قالیباف قانون ملی توسعه هوش مصنوعی را ابلاغ کرد

سهمیه ویژه کنکور برای آسیب‌دیدگان جنگ نیازمند بازنگری است

پارادوکس رفاه و رضایت؛ چرا مدرنیته ما را شادتر نکرد؟

پیوند عرفان کلاسیک با زیست انسان معاصر در شرح فتوحات مکیه باب ۵۶۰

عالمی که علم و مبارزه را به سنگر امامت جمعه پیوند زد

نظریات و رویکردهای اسلامی در خصوص مددکاری اجتماعی

نسل امروز بی اراده‌تر از نسل قبل است؟

از تربت ۱۷ کیلویی تا یک میلیون سند تاریخی، جلوه‌ای از حرم بانوی کرامت

حجت‌الاسلام قمی: مردم نمی‌گذارند قیمت پایان جنگ، فروختن عزت ایران باشد

جزئیات برگزاری بیستمین آزمون سراسری قرآن و عترت

خیابان و زندگی؛ واکاوی نقش زنان در پایداری اجتماعات شبانه

«دهکده سلامت» یادگار یک خیر بزرگ برای بیماران صعب العلاج

چرا عرفان‌های نوپدید برای جوان امروز جذاب‌اند؟

نگاهی به سریال «دیوار دفاعی»؛ ملی شدن صنعت نفت با چاشنی فوتبال

شعری از نظامی گنجوی موضوع یک انیمیشن کوتاه شد

دیوارنگاره میدان ولیعصر (عج) موقتا تغییر نمی‌کند؛ آغاز ایمن‌سازی

«اسکورت» بر صدر فروش روزانه نشست؛ استقبال از آزادی زنان زندانی

حسین علیزاده مهمان «هم‌کلام» می‌شود

بازی «بوم‌بوم» با حضور خانواده شهید طهرانی‌مقدم رونمایی شد

«ململ» مهمان نمایشگاه ایران نوشت شد

محرابی که منافقین را به وحشت انداخت؛ چرا مدنی باید ترور می‌شد؟

اپل به جمع تولید کنندگان موبایل تاشو پیوست

رئیس دانشگاه تهران: برای مقابله با تحریم‌های علمی برنامه‌ریزی می‌کنیم

روحانیِ پیونددهنده دین و آزادی

توصیه پذیرفته شدگان تیزهوشان، کدام آموزشگاه است؟!

برگزیدگان ‌بیستمین جشنواره ملی شیخ بهایی معرفی و تقدیر شدند

سهمیه ویژه کنکور برای آسیب‌دیدگان جنگ نیازمند بازنگری است

مهلت انتخاب رشته آزمون دستیاری پزشکی مجدد تمدید شد

تمدید مهلت ثبت نام پذیرش بدون آزمون کاردانی ویژه مهارتی سال ۱۴۰۵

نتایج نهایی ۵ آزمون گروه علوم پزشکی منتشر شد

مهلت ثبت نام پذیرش بدون آزمون کاردانی به کارشناسی ۱۴۰۵ تمدید شد

افزایش پذیرش دانشجو معلم تا سه برابر ظرفیت

پایان نخستین دوره پسادکتری علوم ورزشی امیرکبیر با محوریت هوش مصنوعی

دانشگاه صنعتی امیرکبیر به‌دنبال جذب دانش‌آموزان مستعد کشورهای همسایه

مدیران ارشد هوش مصنوعی خواستار کندتر شدن پیشرفت آن شدند

نشان درجه یک هنری به این کارگردان اهدا شد: علیرضا داوودنژاد بدترین فیلمش هم «سینما» است

چالش‌های مصوبه اخیر «ستاد ویژه ساماندهی فضای مجازی» از منظر حقوقی

بزرگ‌ترین رقابت دانش‌آموزی در حوزه کوانتوم و لیزر برگزار شد

شرکت انگلیسی داده‌های مشتریانش را به هکرها داد

هلیا امامی: دوست داشتم از کلیشه دختر مثبت فاصله بگیرم

قالیباف قانون ملی توسعه هوش مصنوعی را ابلاغ کرد

به مناسبت روز سینما: روزی که دوربین شهید آوینی روایتگر جنگ شد

نشر در لهستان؛ انتشار بیش از ۳۱هزار عنوان کتاب در سال ۲۰۲۵

از تربت ۱۷ کیلویی تا یک میلیون سند تاریخی، جلوه‌ای از حرم بانوی کرامت

حمله ایران معماری هوش مصنوعی امارات را تغییر داد؛ فرار داده‌ها به کوه

شبکه شعب خودرو۴۵ به ۷۸ شعبه رسید

حق کودک بر حریم خصوصی؛ چالشی برای فرهنگ دیجیتال ایران

«دهکده سلامت» یادگار یک خیر بزرگ برای بیماران صعب العلاج

نگاهی به سریال «دیوار دفاعی»؛ ملی شدن صنعت نفت با چاشنی فوتبال

ارزیابی سالانه یک میلیون و ۲۰۰ هزار نوآموز در برنامه سنجش

۹۵ درصد مدارس کشور آماده بازگشایی هستند

نسل امروز بی اراده‌تر از نسل قبل است؟

شعری از نظامی گنجوی موضوع یک انیمیشن کوتاه شد

شناسایی خشکیدگی درختان جنگلی با هوش مصنوعی

نظریات و رویکردهای اسلامی در خصوص مددکاری اجتماعی

پیوند عرفان کلاسیک با زیست انسان معاصر در شرح فتوحات مکیه باب ۵۶۰