کد خبر: 172294
ف
 شکوهمندتر می‌شوی ای ایران عزیز
شب گذشته میدان جهاد تهران مخصوص بچه‌ها بود و طبق شنیده‌هایم، انگار هرشب این بچه‌ها هستند که می‌گویند، می‌شنوند، اجرا می‌کنند و مبارزه.

به گزارش ثریا «خدا قوت»، «ممنونم». این کلمات دوبار بین‌مان ردوبدل شد. بین ما و نیروی امنیتی که برای حفاظت از میدان جهاد تهران و خیابان‌هایش آنجا ایستاده بود. لبخندی ناخودآگاه روی صورتم نشست. نمی‌دانم این لبخند از کجا آمد؛ شاید وقتی قلب سرباز گرم شد، پیله صبرش باز شد و پروانه امید بیرون آمد و هنگام پرواز، یک لبخند هم روی صورت من انداخت و رفت سراغ بقیه مردم.

از خیابان که رد شدم نگاهم افتاد به شهربازی کوچکی که وسط میدان راه انداخته بودند. قصر بادی‌اش پر از صدای بچه‌ها بود. مادرها روی چمن‌ها و لبه سنگی میدان نشسته و مراقب بچه‌هایشان بودند. انگار امشب اولین شبی است که این شهربازی راه افتاده تا خیال مادرها و پدرها از سرگرم‌کردن بچه‌هایشان راحت باشد. فضای میدان خانوادگی بود.

صدای مداحی و شعار در میدان پخش شده بود. پرچم‌های ایران و فلسطین در هوا تکان می‌خورد. غرفه‌هایی در شکل و محتوا، منسجم و هدفمند در کنار میدان ساخته شده بود. صدای پسربچه‌ای به گوش می‌رسید که نه در حد مهارت مجری ولی تا توان داشت سعی می‌کرد به‌خوبی شعارها را تکرار کند و از مردم همراهی بگیرد. پسربچه دیگری هم در بین جمعیت نه به خوبی بزرگ‌ترها ولی تا توان داشت سعی می‌کرد پرچم بزرگی را که در دست داشته و چوب سنگینی هم به آن وصل بوده، بچرخاند.

دفترچه و خودکارم را درآوردم تا دیده‌هایم را به کلمات ویژه‌ای تبدیل کنم و روی کاغذ بیاورم تا موقع نوشتن روایت امشب، به آن‌ها رجوع کنم و چیزی را از قلم نیندازم. مثلا از قلم نیندازم دیدن غرفه‌ای را که اسمش «نذر کاغذ» بود. خانمی که آنجا معرف غرفه بود، برایم گفت که نذر کاغذ یعنی هر کتاب و کاغذ باطله‌ای که نمی‌خواهید به ما تحویل دهید و ما آن‌ها را به دست کسی که نیاز دارد می‌رسانیم. کتاب‌هایی که بقیه هدیه داده بودند حالا به مبلغی اندک به فروش می‌رسید تا دوباره این آثار به چرخه مطالعه مردم برگردند. کاغذها هم در راه درستی مصرف می‌شد، مطمئن بودم؛ چون این غرفه‌ها با هدف خوبی برپا شده بودند.

گروه سرود دخترانه‌ای که مرتبط به مدرسه میناب بود روی صحنه آمد و سرودی را اجرا کرد. صدای بچه‌ها همراه با تصاویری که پشت سرشان به نمایش درمی‌آمد بغض به گلویم انداخته بود. سعی کردم قورتش دهم. پسر نوجوانی چشمم را گرفت. پرچم می‌گرداند اما پرچم فلسطین. آیا او می‌داند که فلسطین چه دردها کشیده تا این پرچم همچنان برافراشته باقی بماند؟ آیا او می‌داند چند پسر و دختر نوجوان هم‌سن‌وسالش آرزوی مدرسه و درس و کتاب را با خود به بهشت بردند؟ آیا او می‌داند طرفداری از این پرچم و این ملت و اتحادی که بین ملت ایران و ملت فلسطین وجود دارد و باید وجود داشته باشد، چقدر برای شکست و شکستن دشمن اهمیت دارد؟ در دلم به او مرحبا گفتم، قربان‌صدقه‌اش رفتم و به این شب‌ها و میدان‌ها و خیابان‌ها فکر کردم که نوجوانان‌مان را چطور در مدت کوتاهی بزرگ و بزرگ‌اندیش کردند.

سر که چرخاندم در کنار همان غرفه «نذر کاغذ»، غرفه دیگری دیدم که مختص همین بچه‌ها بود: «بُرنا». این غرفه مربوط به «واحد کودک و نوجوان منتظر» بود، سنجاق شده به مؤسسه منتظران منجی علیه‌السلام. کتاب‌های کودک و نوجوانی در قفسه‌ها بود که نویسندگان دغدغه‌مندی آن‌ها را تألیف کرده بودند. با مسئول غرفه گپ و کتاب‌ها را هم ورق زدم. دوست داشتم بخوانمشان. من وقتی کتاب می‌بینم دست‌وپایم را گم می‌کنم؛ اگر کتاب کودک و نوجوان باشد که بیشتر. کتاب‌ها برای بچه‌های چهار تا ۱۲ سال مناسب بود و در محورهای مختلفی تهیه شده بودند مثل خودشناسی و مهدویت. گفتم مهدویت؟ می‌دانستید که میدان جهاد عطر حضرت منجی(عج) را گرفته بود؟ نمی‌دانم عطرشان چگونه است؛ فقط می‌دانم که هرکجا می‌رفتم و هر قدمی که برمی‌داشتم به یاد ایشان می‌افتادم چون همه‌جا به انگلیسی نام «Mahdi» نوشته شده بود آن هم با قلبی که وسط M طراحی شده بود. موکبی که چای و آش می‌داد هم متعلق به نام حضرت صاحب‌الزمان(عج) بود. شب جمعه باشد و هرکجا سر بچرخانی به یاد امام زمان بیفتی، نشانه نیست؟ من می‌گویم هست! من کمی بلدم نشانه‌ها را ببینم.

مثلا یکی از نشانه‌ها را در چشم‌های ماکان نصیری دیدم که با هوش مصنوعی ویدیویی برایش ساخته بودند. ویدیو عقب بود و یک پسر نوجوان جلوتر. او چه می‌گفت؟ چه می‌خواند؟ روایتی از زندگی ماکان. او با صدایش که سعی می‌کرد نلرزد و محکم بماند، از شمع تولد هفت‌سالگی‌ای گفت که فوت نشد، از آن صدای جهنمی که نزدیک ظهر شهر را پر کرد، از روز تولد ماکان که آخرین روز عمرش هم شد، از صبح هفت‌سالگی ماکان که برخلاف همیشه، دلش خواسته بود صبحانه بخورد و مادر برایش صبحانه آماده کرده بود. اگر سر می‌چرخاندم ماکان را در چهره همه بچه‌هایی که در میدان بودند، می‌توانستم ببینم؛ اما آیا مادرش نیز می‌توانست ماکان را در چهره کسی دیگر ببیند؟ کاش نشانه‌ای از ماکان برای مادرش بیاید، کاش نشانه‌ای از ماکان پدرش را خوش‌حال کند؛ هرچند که اندوه شمع فوت‌نشده تولد ماکان آن‌قدر بزرگ است که هیچ خبر خوش‌حال‌کننده‌ای آن‌ها را سر ذوق نمی‌آورد.

مجری خبر داد که برادر یکی از شهدای جنگ رمضان اینجاست و دارد روی صحنه پرچم می‌گرداند. چشم‌هایم را که خوب نمی‌دید تیز کردم تا ببینم آنجا چه خبر است. شهید که بود؟ برادرش کیست؟ کاش نمی‌دیدم. شهید یک زینب دوساله بود، زینب صاحبی و برادرش یک پسربچه شاید پنج، شش‌ساله. چقدر شهادت نزدیک شده است. چقدر بچه‌ها شهید می‌شوند، چقدر رنج‌های زیبا دوروبرمان را پر کرده است.

امشب میدان جهاد مخصوص بچه‌ها بود و طبق شنیده‌هایم، انگار هرشب این بچه‌ها هستند که می‌گویند، می‌شنوند، اجرا می‌کنند و مبارزه. مبارز بعدی یک نوجوان نقّال بود. آمد روی صحنه و چرخید و گفت، گفت و چرخید و مَنتَشایش (عصای چوبی نقّالی) را تکان داد. برایمان از نبرد رستم و اکوان‌دیو گفت؛ برای مردمی که هرشب در حال نبرد با دیوهای خون‌خوار زمانه‌شان هستند. در دلم به این برنامه‌ریزی محتوایی آفرین گفتم. این نوع برگزاری تجمع هم‌زمان هم شور دارد و هم شعور، هم شعار دارد و هم شوق. شعارها ما را به نبرد علیه دشمن ایران و اسلام فرا می‌خوانند، سرودهایی که کودکان و نوجوانان اجرا می‌کنند هنرشان را که با درد همراه شده است، به نمایش می‌گذارد و شاهنامه‌خوانی ایران امروز را به ایران گذشته و نبردهای دیگری که علیه ظالم داشته متصل می‌کند و کاری دیگر که واقعا این پازل را تکمیل می‌کند، معرفی کتاب بود. شنیدم که کتابی به مردم حاضر در میدان معرفی کردند تا به علم‌شان درخصوص موضوع آن کتاب افزوده شود. اسمش را یادداشت نکردم؛ چون سرم گرم دیدن بچه‌های نشسته در کالسکه بود. نمی‌دانم آیا خاطره‌ای از این روزها و شب‌ها به یادشان می‌ماند یا نه؛ اما امیدوارم وقتی بزرگ شدند ایران را بزرگ‌تر و قوی‌تر از امروز ببینند و در کتاب‌های درسی‌شان بخوانند که مسیر شکوفایی بیش از پیش ایران و شکوهمندترشدنش، از جایی در زمان و مکان آغاز شد که مردم مبعوث شدند برای وطن‌داری، برای حفظ دین و آیین‌شان.

امشبم تکمیل شده بود ولی اشتباه فکر می‌کردم. هنوز خداوند با ما کار داشت. صدای نوای امام رضا(ع) به گوش رسید و ناگهان دیدیم که پرچمی از مشهدالرضا به میان جمعیت آمد. پرچم سبز آمد و آمد و رسید به من. زل زدم به آن. انگار او هم داشت من را نگاه می‌کرد. دست کشیدم، بوسیدمش و در دلم از خداوند تشکر کردم که چقدر عجیب خدایی می‌کند و نشانه می‌فرستد. من فکر می‌کردم لغو قرار دیشب و انتخاب امشب کار خودم بوده؛ ولی اشتباه فکر می‌کردم. خدا خودش برایم انتخاب کرده بود که در چنین شبی اینجا باشم و این‌ها را ببینم. باز هم نشانه دیدم؟ دیدم.

مثلا نماز استغاثه به امام زمان(عج) که تمام شد، به‌سختی تاکسی گیرمان آمد. به محض نشستن در ماشین، راننده گفت: «خسته نباشید. از آن سر شهر می‌آیید اینجا؟ کار دارید یا پاتوق‌تان است؟» گفتیم: «کار داشتیم» و این شاید جزو ده، بیست جمله‌ای بود که بر زبان آوردیم. بقیه راه را راننده حرف زد. از امام شهیدمان که بعد از شهادت، ارادت آقای راننده به ایشان بسیار زیاد شده بود، از حیرتش از مردم، از ایران‌داری‌مان، از دشمن‌خسته‌کردن‌مان، از خدایی که پازل زندگی راننده را هم خوب چیده بود. آقای راننده ادبیات خوانده بود، از کتاب و مقاله و شعر حرف زد و من را با خواندن یک شعر که رهبر شهید روزی آن را خوانده بود، با خودم و نشانه‌های امشب تنها گذاشت: «گرم است به هم پشت رقیبان پی قتلم/ای عشق دل‌افروز دل من به تو گرم است».


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

گوگل به مدارس هشدار داد

دختران ایرانی در جستجوی «خود»؛ هویت در میدان کشمکش سنت و مدرنیته

روز مبارزه با استکبار، روز به خاک مالیدن پوزه قلدران وحشی خواهد شد

قرآن از راز ماندگاری قدرت فرعون می‌گوید

آغاز کار نگارش جلد دوم مجموعه چهار جلدی «کربن‌شناسی»

آیا بانک‌ها برای خلق پول به مجوز فقهی نیاز دارند؟

مسجد باید میدان‌دار اصلی فعالیت‌های قرآنی جامعه شود

وام تحصیلی دانشجویان برتر، ممتاز و متأهل ۵۰ درصد افزایش می‌یابد

ثبت‌نام وام‌های تحصیلی و ودیعه مسکن متأهلی دانشجویان شروع شد

اعلام فهرست رشته‌های پذیرش مستقیم دستیاری تخصصی از بین پزشکان عمومی

وزیر علوم: پیوند دانش و فناوری، قدرت ملی را افزایش می‌دهد

مسئولیت شرعی والدین در قبال نیازهای فرزندان امروز چیست؟

موج جدید هک سوپرمارکت‌های اروپا

تب هوش مصنوعی در شرکت‌ها هم داغ شد

علت فوت حمید علیدوستی چه بود؟

داروهایی که به نفع ویروس‌ عمل می‌کند و سلامت بیمار را به خطر می‌اندازد

کشف یک جرم مرموز در لبه منظومه شمسی توسط اخترشناسان

تصویر روز ناسا از شب در سیاره‌ای وهم‌انگیز

کنجکاوی کودک تا کجا باید درباره تلفن همراه والدین پیش برود؟

کتاب صوتی «پل‌های مدیسون کانتی» منتشر شد

چرا از قهرمانان فقط مدال‌هایشان را می‌بینیم؟

کتاب «هم‌سفیر» منتشر شد

ستاره اسکندری پس از هفت سال به صحنه تئاتر بازمی‌گردد

کمبود جدی فضای آموزشی در مناطق حاشیه‌ای و پرتراکم شهری

دانش‌آموزان قرآنی شایسته قدردانی هستند

چرا سریال «روشنایی شب» با واکنش رسانه صهیونیستی مواجه شد؟

محدودیت دسترسی به اطلاعات اسلحه‌ها برای نوجوانان در چت جی پی تی

ثبت‌نام آزمون انتخاب حسابدار رسمی سال ١۴۰۵ آغاز شد؛ اعلام زمان آزمون

تسهیلات جدید برای قبولی‌های ارشد و دکتری از سوی وزارت علوم

نمرات مردودی دانشجویان ورودی ۱۴۰۲ به بعد در معدل کل محاسبه نمی‌شود

تفکیک مسیر ارتقای اساتید علوم انسانی از رشته‌های مهندسی و کشاورزی

امکان ویرایش معدل و سهمیه در آزمون کارشناسی ارشد علوم پزشکی فراهم شد

کلیداولیه آزمون دکتری تخصصی علوم پزشکی۱۴۰۵ منتشر شد

کد آیسیک چیست؟ راهنمای انتخاب و استعلام فعالیت اقتصادی | آرمیتاتکس

محرابی که در عید قربان تبریز به خون نشست؛ نخستین شهید محراب که بود؟

نمایشگاه جدید موزه «جستجوی ایران» افتتاح شد؛ بازخوانی ریشه‌های بحران هویت و گسست تاریخی

رمانی در ستایش قدیس مهربانی برنده جایزه بزرگ رمان آکادمی فرانسه شد

۱۷۳ هنرمند در جشنواره هنرهای تجسمی جوانان رقابت می‌کنند

تنوع دیدگاه‌ها معیار انتخاب در کارگاه نقاشی جشنواره تجسمی جوانان است

هومن کیایی و مجتبی رجبی‌معمار «داستان زندگی من» را روایت می‌کنند

فیلم‌های «بالاچ» و «سومری‌ها» اکران می‌شوند

معرفی اعضای هیئت انتخاب آثار جشنواره تئاتر خیابانی مریوان

تلاش برای کشف استعدادها؛ بخش بین‌المللی تئاتر نیاز به تقویت دارد

یک بازار سه روایت؛ بندرعباس در تهران تماشایی شد

متا خارج از دادگاه نوجوان شاکی را راضی به تسویه کرد

دانشگاه آزاد اسلامی در زمره ۱۰۰ دانشگاه‌ برتر جهان قرار دارد

اجرای طرح فروش حضوری و مجازی کتاب‌فروشی‌ها در «بازار کتاب»

لبیک نهادهای علمی به پیام رهبر انقلاب: برای خیزش علمی شتابان آماده‌ایم

نحوه دریافت ارز از دانشجویان خارجی اعلام شد

جزییات افزایش تسهیلات رفاهی دانشجویان علوم پزشکی؛ افزایش وام ازدواج

نوبت دوم آزمون کارشناسی ارشد علوم پزشکی سال ۱۴۰۵ در ۳۳ رشته برگزار شد

ظرفیت پذیرش پزشکی و دندانپزشکی در سال ۱۴۰۶ تعیین شد

رونمایی از نرم‌افزار «ردا کارت» دانشجویی؛ زمان اجرا به زودی مشخص می‌شود

فرهنگستان علوم ظرفیت خود را برای تحقق خیزش علمی کشور به کار می‌گیرد

کنار رفتن «حجاب ابزار» برای مستندسازی یک فرصت است؛ فرا رفتن از گزارش

حریم خصوصی در فضای مجازی؛ انتشار پیام و تصویر دیگران شرعا جایز است؟

حجت‌الاسلام قمی: هیئت، سیاسی‌ترین و استکبارستیزترین محفل شیعه است

«گوهر فضیلت»؛ بازخوانی میراث علمی و سلوک معنوی آیت‌الله مروارید

وقتی تصویر و صدای جعلی به نام حقیقت منتشر می‌شود؛حکم شرعی تغییر هوشمند

فاطمیه فرصتی برای پیوند محبت فاطمی با فرهنگ وقف و خیر ماندگار

«کافه سلطان»؛ روایت زندگی روزمره در سایه جنگ

از بازتاب سخنان تلخ اکبر زنجان‌پور تا گرامی‌داشتی برای اکبر عبدی

رویا میرعلمی مهمان آخرین قسمت «هم‌کلام» می‌شود

نقشم در «نسخه آزمایشی» از من دور بود؛ سارقی که بعد از نامزدی توبه کرد

موسیقی بازی‌ها از قاب نمایشگر تا صحنه ارکسترال

معرفی آثار ۲ بخش از جشنواره فیلم مقاومت

اپل لپ تاپ گرانقیمت با نمایشگر لمسی را معرفی کرد

گرم‌کن گرافنی ژاپنی در سه ثانیه گرم می‌شود

آمازون دوباره کارمندانش را بیکار کرد

دست نوشته دانشجو‌یان در بیعت با رهبر انقلاب

امکان تحصیل دانش آموزان ایرانی خارج از کشور فراهم است

اعلام لبیک شورای عالی انقلاب فرهنگی به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب

ثبت نام بیش از ۳۰ هزار نفر در آزمون دکتری نیمه‌متمرکز سال ۱۴۰۶

اطلاعات تازه درباره سهمیه‌ها و تسهیلات آزمون دکتری نیمه متمرکز سال ۱۴۰۶

علیرضا استادی: جسارت بازی درنقش‌ تاریخی را پیدا کردم

دست رد ۳ جشنواره بر فیلم جدید پل شریدر؛ «مبانی فلسفه» پسندیده نشد

رونمایی از «هزاردستان» نخستین انیمیشن «دست‌ساز» جهان

نمایشگاه «رد خط» به نیاوران رسید

بسیج دانش‌آموزی در بیش از نیمی از مدارس کشور حضور دارد

نقش سوره‌های کوتاه در آشنایی کودکان با قرآن

رونمایی از نرم‌افزار «ردا کارت» دانشجویی؛ زمان اجرا به زودی مشخص می‌شود

ظرفیت پذیرش پزشکی و دندانپزشکی در سال ۱۴۰۶ تعیین شد

فرهنگستان علوم ظرفیت خود را برای تحقق خیزش علمی کشور به کار می‌گیرد

جزییات افزایش تسهیلات رفاهی دانشجویان علوم پزشکی؛ افزایش وام ازدواج

«گوهر فضیلت»؛ بازخوانی میراث علمی و سلوک معنوی آیت‌الله مروارید

نوبت دوم آزمون کارشناسی ارشد علوم پزشکی سال ۱۴۰۵ در ۳۳ رشته برگزار شد

رویا میرعلمی مهمان آخرین قسمت «هم‌کلام» می‌شود

نقشم در «نسخه آزمایشی» از من دور بود؛ سارقی که بعد از نامزدی توبه کرد

لبیک نهادهای علمی به پیام رهبر انقلاب: برای خیزش علمی شتابان آماده‌ایم

کنار رفتن «حجاب ابزار» برای مستندسازی یک فرصت است؛ فرا رفتن از گزارش

اپل لپ تاپ گرانقیمت با نمایشگر لمسی را معرفی کرد

حریم خصوصی در فضای مجازی؛ انتشار پیام و تصویر دیگران شرعا جایز است؟

تسهیلات جدید برای قبولی‌های ارشد و دکتری از سوی وزارت علوم

از بازتاب سخنان تلخ اکبر زنجان‌پور تا گرامی‌داشتی برای اکبر عبدی

نحوه دریافت ارز از دانشجویان خارجی اعلام شد

وقتی تصویر و صدای جعلی به نام حقیقت منتشر می‌شود؛حکم شرعی تغییر هوشمند

فاطمیه فرصتی برای پیوند محبت فاطمی با فرهنگ وقف و خیر ماندگار

«کافه سلطان»؛ روایت زندگی روزمره در سایه جنگ

حجت‌الاسلام قمی: هیئت، سیاسی‌ترین و استکبارستیزترین محفل شیعه است

معرفی آثار ۲ بخش از جشنواره فیلم مقاومت

تفکیک مسیر ارتقای اساتید علوم انسانی از رشته‌های مهندسی و کشاورزی

گرم‌کن گرافنی ژاپنی در سه ثانیه گرم می‌شود

ثبت‌نام آزمون انتخاب حسابدار رسمی سال ١۴۰۵ آغاز شد؛ اعلام زمان آزمون

کد آیسیک چیست؟ راهنمای انتخاب و استعلام فعالیت اقتصادی | آرمیتاتکس

موسیقی بازی‌ها از قاب نمایشگر تا صحنه ارکسترال

امکان ویرایش معدل و سهمیه در آزمون کارشناسی ارشد علوم پزشکی فراهم شد

کلیداولیه آزمون دکتری تخصصی علوم پزشکی۱۴۰۵ منتشر شد

یک بازار سه روایت؛ بندرعباس در تهران تماشایی شد

آمازون دوباره کارمندانش را بیکار کرد

دانشگاه آزاد اسلامی در زمره ۱۰۰ دانشگاه‌ برتر جهان قرار دارد