کد خبر: 172067
ف
آرش کمانگیر، اسطوره‌ای از اوستا تا شعر معاصر
شعر سیاوش کسرایی و داستان آرش کمانگیر بازآفرینی معنایی است که بارها و بارها تکرار شده است، وطن‌داری با تنها تیری که هرکدام ما در اختیار داریم. حفظ میهن و نگهبانی از مرزها با تیر جان.

به گزارش ثریا یکی از داستان‌هایی که ریشه در اساطیر دارد و هنوز زنده است، داستان آرش کمانگیر و پرتاب تیر اوست. کهن‌ترین روایت درباره آرش کمانگیر در تیشتریشت (یشت هشتم اوستا) در سرودی در ستایش ستاره تشتر با آرش کمانگیر مواجه می‌شویم: تیشتر ستاره رایومند فرهمند را می‌ستاییم که تند به سوی دریای فراخکرت تازد، مانند آن تیرِ در هوا پران که آرش تیرانداز بهترین تیرانداز آریایی از کوه ائیریوخشوث به سوی کوه خوانونت انداخت. آنگاه آفریدگار اهورامزدا به او نفخه‌ای بدمید، آنگاه آب و گیاه و مهر دارنده دشت‌های فراخ از برای او گرداگرد راهی مهیا ساخت.

در میان متون فارسی میانه نیز تنها «ماه فروردین روز خرداد» نام آرش را برده و بازپس‌گیری ایران‌زمین به دست منوچهر و آرش را شرح می‌دهد. «مینوی خرد» نیز به همین واقعه اشاره دارد و از بازستاندن سرزمین‌های میان پدشخوارگر و بن گوزگ سخن می‌گوید؛ ناحیه‌ای که احتمالاً با حدود آمودریا و گوزگان تطبیق دارد.

در دوره اسلامی، منابع فارسی و عربی روایت‌های دقیق‌تر اما متفاوتی از تیراندازی آرش نقل کرده‌اند. طبق این منابع، افراسیاب دوازده سال منوچهر پیشدادی را در طبرستان محاصره کرده بود و سرانجام قرار شد مرز ایران به اندازه یک تیرپرتاب تعیین شود. ابوریحان بیرونی می‌گوید اسفندارمذ فرمان ساخت تیر و کمانی خاص را می‌دهد؛ اما ثعالبی روایت می‌کند که منوچهر خود دستور فراهم آوردن چوب، پر و آهن پیکان را از سرچشمه‌های ویژه صادر می‌کند. آرش، بزرگ‌ترین تیرانداز آن روزگار، پیش از پرتاب تیر برهنه میشود و بدن سالم خود را به همگان نشان می‌دهد و اعلام می‌کند که با رها کردن آن، همه توان و جانش را از دست خواهد داد. او کمان را با نیرو می‌کشد، تیر را رها می‌کند و جان می‌سپارد؛ تیر نیز به یاری باد راهی طولانی می‌پیماید تا مرز دو کشور مشخص شود. با وجود اینکه این داستان در شاهنامه فردوسی نیامده، در بخش تاریخی شاهنامه نام آرش برده می‌شود.

در دوره معاصر و با مطرح شدن دوباره این داستان، سیاوش کسرایی این داستان را به منظومه‌ای بلند تبدیل می‌کند، و به آن حالتی نمایشی نیز می‌بخشد. کل داستان را به صورت قصه‌ای از زبان عمو نوروز برای کودکان تعریف می‌کند و خود مسافری است ناظر بر این ماجرا:

برف می‌بارد
برف می‌بارد به روی خار و خاراسنگ
کوه‌ها خاموش
دره‌ها دلتنگ
راه‌ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ

بر نمی‌شد گر ز بام کلبه‌ها، دودی
یا که سوسوی چراغی گر پیامی‌مان نمی‌آورد
ردپاها گر نمی‌افتاد روی جاده‌های لغزان
ما چه می‌کردیم در کولاک دل آشفته دمسرد؟

آنک آنک کلبه‌ای روشن
روی تپه روبروی من

در گشودندم
مهربانی‌ها نمودندم
زود دانستم که دور از داستان خشم برف و سوز
در کنار شعله آتش
قصه می‌گوید برای بچه‌های خود عمو نوروز:

گفته بودم زندگی زیباست
گفته و ناگفته‌ای بس نکته‌ها کاینجاست
آسمان باز
آفتاب زر
باغ‌های گل
دشت‌های بی در و پیکر
سر برون آوردن گل از درون برف
تاب نرم رقص ماهی در بلور آب
بوی خاک عطر باران خورده در کهسار
خواب گندمزارها در چشمه مهتاب
آمدن رفتن دویدن
عشق ورزیدن
غم انسان نشستن
پا به پای شادمانی‌های مردم پای کوبیدن
کار کردن کار کردن
آرمیدن
چشم‌انداز بیابان‌های خشک و تشنه را دیدن
جرعه‌هایی از سبوی تازه آب پاک نوشیدن
گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن
هم‌نفس با بلبلان کوهی آواره خواندن
در تله افتاده آهوبچگان را شیر دادن
نیم‌روز خستگی را در پناه دره ماندن
گاه گاهی
زیر سقف این سفالین بام‌های مه گرفته
قصه‌های در هم غم را ز نم‌نم‌های باران شنیدن
بی‌تکان گهواره رنگین‌کمان را
در کنار بام دیدن
یا شب برفی
پیش آتش‌ها نشستن
دل به رویاهای دامنگیر و گرم شعله بستن
آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست...

پیرمرد آرام و با لبخند
کنده‌ای در کوره افسرده جان افکند
چشم‌هایش در سیاهی‌های کومه جست‌وجو می‌کرد
زیر لب آهسته با خود گفتگو می‌کرد:
زندگی را شعله باید برفروزنده
شعله‌ها را هیمه سوزنده
جنگلی هستی تو ای انسان!
جنگل ای روییده آزاده
بی دریغ افکنده روی کوه‌ها دامن
آشیان‌ها بر سر انگشتان تو جاوید
چشمه‌ها در سایبان های تو جوشنده
آفتاب و باد و باران بر سرت افشان
جان تو خدمتگر آتش
سر بلند و سبز باش ای جنگل انسان!
زندگانی شعله می‌خواهد...

با این مقدمه‌سازی سیاوش کسرایی داستان آرش را از زبان عمو نوروز برای کودکان گردآمده در کنار آتش تعریف می‌کند:

صدا سر داد عمو نوروز:
شعله‌ها را هیمه باید روشنی افروز
کودکانم! داستان ما ز آرش بود
او به جان خدمتگزار باغ آتش بود
روزگاری بود
روزگار تلخ و تاری بود
بخت ما چون روی بدخواهان ما تیره
دشمنان بر جان ما چیره
شهر سیلی خورده هذیان داشت
بر زبان بس داستان‌های پریشان داشت
زندگی سرد و سیه چون سنگ
روز بدنامی
روزگار ننگ

غیرت اندر بندهای بندگی پیچان
عشق در بیماری دلمردگی بیجان

فصل‌ها فصل زمستان شد
صحنه گلگشت‌ها گم شد نشستن در شبستان شد
در شبستان‌های خاموشی
می تراوید از گل اندیشه ها عطر فراموشی
ترس بود و بالهای مرگ
کس نمی‌جنبید چون بر شاخه برگ از برگ
سنگر آزادگان خاموش
خیمه گاه دشمنان پر جوش
مرزهای ملک
همچو سر حدات دامنگستر اندیشه بی‌سامان

برج‌های شهر
همچو باروهای دل بشکسته و ویران
دشمنان بگذشته از سر حد و از بارو
هیچ سینه کینه‌ای در بر نمی‌اندوخت
هیچ دل مهری نمی‌ورزید
هیچ‌کس دستی به سوی کس نمی‌آورد
هیچ‌کس در روی دیگر کس نمی‌خندید
باغ‌های آرزو بی برگ
آسمان اشک‌ها پر بار
گرمرو آزادگان دربند
روسپی نامردان در کار

انجمن‌ها کرد دشمن
رایزن‌ها گرد هم آورد دشمن
تا به تدبیری که در ناپاک دل دارند
هم به دست ما شکست ما بر اندیشند
نازک اندیشانشان بی‌شرم
که مباداشان دگر روزبهی در چشم
یافتند آخر فسونی را که می‌جستند
چشم‌ها با وحشتی در چشمخانه هر طرف را جست‌وجو می‌کرد
وین خبر را هر دهانی زیر گوشی بازگو می‌کرد:
آخرین فرمان!
آخرین تحقیر!
مرز را پرواز تیری می‌دهد سامان!
گر به نزدیکی فرود آید
خانه‌هامان تنگ
آرزومان کور
ور بپرد دور
تا کجا؟ تا چند؟
آه کو بازوی پولادین و کو سر پنجه ایمان؟

هر دهانی این خبر را بازگو می‌کرد
چشم‌ها بی‌گفت‌وگویی هر طرف را جست‌وجو می‌کرد...

پیر مرد اندوهگین دستی به دیگر دست می‌سایید،
از میان دره‌های دور گرگی خسته می‌نالید،
برف روی برف می‌بارید،
باد بالش را به پشت شیشه می‌مالید،
صبح می آمد

پیرمرد آرام کرد آغاز:
پیش روی لشکر دشمن سپاه دوست
دشت نه دریایی از سرباز!
آسمان الماس اخترهای خود را داده بود از دست
بی‌نفس می‌شد سیاهی در دهان صبح
باد پر می‌ریخت روی دشت باز دامن البرز
لشکر ایرانیان در اضطرابی سخت دردآور
دو دو و سه سه به پچ پچ گرد یکدیگر
کودکان بر بام
دختران بنشسته بر روزن
مادران غمگین کنار در

کم کمک در اوج آمد پچ پچ خفته
خلق چون بحری بر آشفته
به جوش آمد
خروشان شد
به موج افتاد
بُرش بگرفت و مردی چون صدف از سینه بیرون داد:

منم آرش!
_چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن_
منم آرش سپاهی مردی آزاده!
به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را اینک آماده!
مجوییدم نسب
فرزند رنج و کار
گریزان چون شهاب از شب
چو صبح آماده دیدار

مبارک باد آن جامه که اندر رزم پوشندش
گوارا باد آن باده که اندر فتح نوشندش
شما را باده و جامه
گوارا و مبارک باد
دلم را در میان دست می‌گیرم
و می افشارمش در چنگ
دل این جام پر از کین پر از خون را
دل این بی تاب خشم آهنگ
که تا نوشم به نام فتحتان در بزم
که تا بکوبم به جام قلبتان در رزم
که جام کینه از سنگ است
به بزم ما و رزم ما سبو و سنگ را جنگ است

در این پیکار
در این کار
دل خلقی است در مشتم
امید مردمی خاموش هم پشتم
کمان کهکشان در دست
کمانداری کمانگیرم
شهاب تیزرو تیرم
ستیغ سر بلند کوه ماوایم
به چشم آفتاب تازه رس جایم

مرا تیر است آتش پر
مرا باد است فرمانبر
و لیکن چاره را امروز زور و پهلوانی نیست
رهایی با تن پولاد و نیروی جوانی نیست
در این میدان
بر این پیکان هستی سوز سامان ساز
پری از جان بباید تا فرو ننشیند از پرواز!

پس آنگه سر به سوی آٍسمان بر کرد
به آهنگی دگر گفتار دیگر کرد:
درود ای واپسین صبح ای سحر بدرود!
که با آرش ترا این آخرین دیدار خواهد بود
به صبح راستین سوگند
به پنهان آفتاب مهربار پاک بین سوگند
که آرش جان خود در تیر خواهد کرد
پس آنگه بی‌درنگی خواهدش افکند

زمین می‌داند این را آسمان‌ها نیز
که تن بی عیب و جان پاک است
نه نیرنگی به کار من نه افسونی
نه ترسی در سرم نه در دلم باک است...

درنگ آورد و یک دم شد به لب خاموش
نفس در سینه‌های بی‌تاب می‌زد جوش:

ز پیشم مرگ
نقابی سهمگین بر چهره می‌آید
به هر گام هراس افکن
مرا با دیده خونبار می‌پاید
به بال کرکسان گرد سرم پرواز می‌گیرد
به راهم می‌نشیند راه می‌بندد
به رویم سرد می‌خندد
به کوه و دره می‌ریزد طنین زهرخندش را
و بازش باز می‌گیرد

دلم از مرگ بیزار است
که مرگ اهرمن خو آدمی خوار است
ولی آن دم که ز اندوهان روان زندگی تار است
ولی آن دم که نیکی و بدی را گاه پیکاراست
فرو رفتن به کام مرگ شیرین است
همان بایسته آزادگی این است
هزاران چشمِ گویا و لبِ خاموش
مرا پیک امید خویش می‌داند
هزاران دست لرزان و دل پر جوش
گهی می‌گیردم گه پیش می‌راند
پیش می‌آیم
دل و جان را به زیورهای انسانی می‌آرایم
به نیرویی که دارد زندگی در چشم و در لبخند
نقاب از چهره ترس آفرین مرگ خواهم کند!


نیایش را دو زانو بر زمین بنهاد
به سوی قله‌ها دستان ز هم بگشاد:

برآ ای آفتاب ای توشه امید!
برآ ای خوشه خورشید!
تو جوشان چشمه‌ای من تشنه ای بی‌تاب
برآ سر ریز کن تا جان شود سیراب
چو پا در کام مرگی تند خو دارم
چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاش جو دارم
به موج روشنایی شست و شو خواهم
ز گلبرگ تو ای زرینه گل من رنگ و بو خواهم

شما ای قله‌های سرکش خاموش
که پیشانی به تندرهای سهم انگیز می‌سایید
که بر ایوان شب دارید چشم‌انداز رویایی
که سیمین پایه‌های روز زرین را به روی شانه می‌کوبید
که ابر ‌آتشین را در پناه خویش می‌گیرید
غرور و سربلندی هم شما را باد
امیدم را برافرازید
چو پرچم‌ها که از باد سحرگاهان به سر دارید
غرورم را نگه دارید
به سان آن پلنگانی که در کوه و کمر دارید...

زمین خاموش بود و آسمان خاموش
تو گویی این جهان را بود با گفتار آرش گوش
به یال کوه‌ها لغزید کم‌کم پنجه خورشید
هزاران نیزه زرین به چشم آسمان پاشید
نظر افکند آرش سوی شهر آرام
کودکان بر بام
دختران بنشسته بر روزن
مادران غمگین کنار در
مردها در راه

سرود بی‌کلامی با غمی جانکاه
ز چشمان برهمی شد با نسیم صبحدم همراه
کدامین نغمه می‌ریزد
کدام آهنگ آیا می‌تواند ساخت
طنین گام های استواری را که سوی نیستی مردانه می‌رفتند؟
طنین گام‌هایی را که آگاهانه می‌رفتند؟

دشمنانش در سکوتی ریشخند آمیز
راه وا کردند
کودکان از بام‌ها او را صدا کردند
مادران او را دعا کردند
پیر مردان چشم گرداندند
دختران بفشرده گردن بندها در مشت
همره او قدرت عشق و وفا کردند
آرش اما همچنان خاموش
از شکاف دامن البرز بالا رفت
وز پی او
پرده‌های اشک پی در پی فرود آمد...

بست یک دم چشم‌هایش را عمو نوروز
خنده بر لب غرقه در رویا
کودکان با دیدگان خسته و پی جو
در شگفت از پهلوانی‌ها
شعله‌های کوره در پرواز
باد در غوغا:

شامگاهان
راه جویانی که می‌جستند آرش را به روی قله‌ها پی گیر
باز گردیدند
بی‌نشان از پیکر آرش
با کمان و ترکشی بی تیر

آری آری جان خود در تیر کرد آرش
کار صد ها صد هزاران تیغه شمشیر کرد آرش

تیر آرش را سوارانی که می‌راندند بر جیحون
به دیگر نیمروزی از پی آن روز
نشسته بر تناور ساق گردویی فرو دیدند
و آنجا را از آن پس
مرز ایرانشهر و توران بازنامیدند
*
آفتاب
درگریز بی شتاب خویش
سال‌ها بر بام دنیا پاکشان سر زد
ماهتاب
بی‌نصیب از شبروی‌هایش همه خاموش
در دل هر کوی و هر برزن
سر به هر ایوان و هر در زد
آفتاب و ماه را در گشت
سال‌ها بگذشت
سال‌ها و باز
در تمام پهنه البرز
وین سراسر قله مغموم و خاموشی که می‌بینید
وندرون دره‌های برف آلودی که می‌دانید
رهگذرهایی که شب در راه می‌مانند
نام آرش را پیاپی در دل کهسار می‌خوانند
و نیاز خویش می‌خواهند
با دهان سنگ‌های کوه آرش می‌دهد پاسخ
می‌کندشان از فرازواز نشیب جاده‌ها آگاه
می‌دهد امید
می‌نماید راه...

در برون کلبه می‌بارد
برف می بارد به روی خار و خارا سنگ
کوه‌ها خاموش
دره‌ها دلتنگ
راه‌ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ
کودکان دیری است در خوابند
در خوابست عمو نوروز
می‌گذارم کنده‌ای هیزم در آتشدان
شعله بالا می‌رود پر سوز.

داستان‌گویی سیاوش کسرایی، و بازآفرینی داستان کهن آرش و تیری که جان خود را، برای پرتاب آن به دوردست‌ها و بازگرداندن آب‌ها و سرزمین‌ها و نگهبانی از مرز ایران فدا می‌کند؛ بازآفرینی معنایی که بارها و بارها تکرار شده است، وطن‌داری با تنها تیری که هرکدام ما در اختیار داریم. حفظ میهن و نگهبانی از مرزها با تیر جان!


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

اختصاص بورس نخبگان دانشگاه تهران به رتبه های زیر ۱۰۰ در کنکور

تعلیق برنامه گرین‌کارت مایکروسافت

ساعت ۱۲ امشب آخرین مهلت انتخاب رشته در کنکور سراسری سال ۱۴۰۵

مهلت ثبت‌نام آزمون وکالت مرکز وکلای قوه قضائیه مجدد تمدید شد

تمدید مهلت انتخاب رشته آزمون های سراسری و پذیرش دانشجو معلم تا ۱۹ مهر

مخاطرات ورود هوش مصنوعی به کلاس‌های درس

اوپن ای آی میزان استفاده روزانه نوجوانان از چت بات را اعلام کرد

بخشنامه و ضوابط جامع فعالیت مؤسسات جذب دانشجویان بین‌الملل ابلاغ شد

رشته‌محل‌های جدید و اصلاحات دفترچه‌ انتخاب رشته کنکور ۱۴۰۵ اعلام شد

شرایط خوابگاهی دانشگاه‌های کشور برای داوطلبان کنکور ۱۴۰۵ اعلام شد

مجتبی جباری به «هم‌کلام» می‌آید

چهار فضانورد اسپیس ایکس به زمین باز می‌گردند

برندگان نوبل شیمی معرفی شدند

آیا الگوریتمها شخصیت مارا می‌سازند؟

تحلیلی بر مناسبات فقه و تاریخ دوره نبوی

گفتن حقیقت درباره صاحبان قدرت، چه از سوی حوزه و چه قضا، هزینه دارد

بخل از کجا می‌آید؟؛ گنجی که صاحبش را نگهبان ترس می‌کند

«حیوانات» بن افلک بدترین نقدها را گرفت؛ فاجعه بود!

چین و عربستان هم آمدند؛ ۹۸ کشور در رقابت بهترین فیلم بین‌المللی اسکار

غزل شاکری و سیامک صفری به تالار وحدت می‌آیند؛ اجرای اقتباسی از «ویتسک»

داریوش عیاری فیلمبردار سینما درگذشت

حمایت بانک‌ها از ۴ دانشگاه آسیب دیده از جنگ کلید خورد

ساخت چندین ماهواره سنجشی ایران با دقت تصویربرداری یک متر

نوبل فیزیک به «پیام‌های شبح‌وار از فضا» رسید

آرای نهایی ۱۴ پرونده انضباطی دانشجویان مرتبط با حوادث دی‌ماه صادر شد

تصویب صندوق عدالت آموزشی برای حمایت از دانش‌آموزان مناطق محروم

دانشجویان دانشگاه هنر نقوش ایرانی را در طراحی پوشاک به‌کار گرفتند

آغاز اجرای طرح «ردا کارت» دانشجویی در ۲۰ دانشگاه کشور طی ۱۰ روز آینده

مدیر ناسا: یوفوها می‌توانند یک «لحظه اسپوتنیک» باشند

«کامپیوتر شریف» انتخاب اول برترین رتبه های ریاضی کنکور ۱۴۰۵

واتس‌اپ ورود کاربران با سیستم‌عامل قدیمی را مسدود می‌کند

کشف سیاره ای که از خاکستر ستاره اش متولد شد

اوپن ای آی ویکی مدیا را هم هک کرد

رتبه ۶ کنکور: جنگ را مدیریت کردم، نه اینکه تسلیمش شوم

وزیر آموزش و پرورش: معیشت معلمان را جدی پیگیری می‌کنیم

ارتقای کیفیت آموزشی اولویت مدارس غیردولتی است

توزیع ۷۶۵ میلیارد تومان تجهیزات ورزشی در ۶۲ هزار مدرسه

قهرمانی دانش‌آموزان ایرانی در مالزی؛ سه سکوی نخست برای ایران

سرپرست صندوق ذخیره فرهنگیان منصوب شد

وزیر آموزش و پرورش وارد لامرد شد

کاظمی: ظرفیت‌های آموزشی ایران و عراق باید بیش از گذشته توسعه یابد

حضور ۸۹ دانشگاه ایرانی در رتبه بندی دانشگاه‌های جهان تایمز ۲۰۲۷

برندگان نوبل پزشکی ۲۰۲۶ معرفی شدند؛ کنترل سلول‌های عصبی با نور

اسپانیا و پرتغال مقصد جدید اعضای هیئت علمی برای فرصت‌ مطالعاتی

توافق مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی برای بررسی سهمیه‌های کنکور

ثبت نام در رشته‌های بدون آزمون‌ کنکور ۱۴۰۵ آغاز شد

دیار: نخستین همکاری شهرام ناظری و تهمورس پورناظری

تام کروز شکست فیلمش را نپذیرفت

دیوارنگاره میدان جهاد به رنگ پایتخت درآمد

علت لغو کنسرت علیرضا قربانی در شاندیز چه بود؟

پیشنهاد برای ساخت فصل دوم سریال «اکسیر»؛ بازخورد خوبی گرفتیم

کمک اربعین به بازتولید حافظه تاریخی مقاومت و سرمایه اجتماعی فراملیتی

ضرورت انتقال پژوهش‌های علمی هیئات از دانشگاه به هیئت

دوازدهمین شماره «خردورزی» با پرونده‌ای درباره نسل نو منتشر شد

جستارهایی در فلسفه علوم حکمی کتاب شد

آغاز انتخاب رشته کنکور ۱۴۰۵؛ لزوم دریافت رسید انتخاب رشته

شانس‌های جایزه نوبل فیزیک کدامند؟

مطالبات دانشجویان دانشگاه الزهرا(س) در نشست با مسئولان بررسی شد

هوش مصنوعی کسب وکار یابندگان باگ های نرم افزاری را کساد کرد

وجه مغفول شخصیت شهید سید حسن نصرالله امامت اوست

آمادگی ۴۰ کشور برای حضور در مسابقات بین‌المللی قرآن

سید حسن نصرالله رهبران جنبش‌های آزادی‌بخش را تحت‌تأثیر قرار داد

تمدید مهلت ثبت‌نام دومین آزمون بسندگی زبان فارسی ویژه دانشجویان خارجی

اسامی ‌معرفی‌شدگان رشته‌های خاص آزمون کاردانی به کارشناسی اعلام شد

تفاهم‌نامه چهارجانبه طرح رداکارت دانشجویان فردا ۱۴ مهر امضاء می‌شود

گامی تازه در توسعه آموزش بین‌المللی؛ مجتمع آموزشی بین‌المللی حکیم با افتتاح ساختمان جدید به ۷ شعبه رسید

فراخوان بورس ویژه هنگ‌کنگ برای دانشجویان دکتری منتشر شد

نحوه انتخاب رشته‌های بدون آزمون در کنکور ۱۴۰۵ اعلام شد

سامانه راهنمای انتخاب رشته مجازی کنکور ۱۴۰۵ در دسترس قرار گرفت

تعیین تکلیف بدهی وام‌های دانشجویی پس از پایان سنوات مجاز تحصیلی

تقدیر از برگزیدگان سومین همایش علمی هیئت‌ در سالروز ولادت حضرت زینب(س)

آیت‌الله رشاد: خروج آمریکا از عراق باید برای مسئولان درس عبرت باشد

خاموشی: وقت عبور از برنامه‌محوری به اثرمحوری در فعالیت‌های فرهنگی است

واکاوی اندیشه امام شهید در باب امت واحده

ارائه مقالاتی از کشورهای مختلف در نشست اربعین، گفتمان مقاومت

«بی‌نام» روایتگر مفاهیمی از معنویت؛ تئاتری که زندانی آزاد می‌کند!

«اشراق» شنیدنی شد؛ بیان موسیقی ایرانی با امکانات موسیقی عربی!

موسیقی اعتراضی در آمریکا: رئیس جمهورِ من یک جنایتکار است!

سید حسن نصرالله مقاومت را مسیر پیشرفت و عزت بشریت می‌دانست

ناشنوایان فعال اربعینی در همایش ملی «قهرمانان سکوت» تجلیل شدند

ثبت نام در رشته‌های بدون آزمون‌ کنکور ۱۴۰۵ آغاز شد

سامانه راهنمای انتخاب رشته مجازی کنکور ۱۴۰۵ در دسترس قرار گرفت

نحوه انتخاب رشته‌های بدون آزمون در کنکور ۱۴۰۵ اعلام شد

گامی تازه در توسعه آموزش بین‌المللی؛ مجتمع آموزشی بین‌المللی حکیم با افتتاح ساختمان جدید به ۷ شعبه رسید

حضور ۸۹ دانشگاه ایرانی در رتبه بندی دانشگاه‌های جهان تایمز ۲۰۲۷

تعیین تکلیف بدهی وام‌های دانشجویی پس از پایان سنوات مجاز تحصیلی

اسپانیا و پرتغال مقصد جدید اعضای هیئت علمی برای فرصت‌ مطالعاتی

فراخوان بورس ویژه هنگ‌کنگ برای دانشجویان دکتری منتشر شد

آرای نهایی ۱۴ پرونده انضباطی دانشجویان مرتبط با حوادث دی‌ماه صادر شد

دیار: نخستین همکاری شهرام ناظری و تهمورس پورناظری

آیت‌الله رشاد: خروج آمریکا از عراق باید برای مسئولان درس عبرت باشد

پیشنهاد برای ساخت فصل دوم سریال «اکسیر»؛ بازخورد خوبی گرفتیم

واکاوی اندیشه امام شهید در باب امت واحده

توافق مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی برای بررسی سهمیه‌های کنکور

آغاز انتخاب رشته کنکور ۱۴۰۵؛ لزوم دریافت رسید انتخاب رشته

آغاز اجرای طرح «ردا کارت» دانشجویی در ۲۰ دانشگاه کشور طی ۱۰ روز آینده

ارائه مقالاتی از کشورهای مختلف در نشست اربعین، گفتمان مقاومت

خاموشی: وقت عبور از برنامه‌محوری به اثرمحوری در فعالیت‌های فرهنگی است

توزیع ۷۶۵ میلیارد تومان تجهیزات ورزشی در ۶۲ هزار مدرسه

سید حسن نصرالله رهبران جنبش‌های آزادی‌بخش را تحت‌تأثیر قرار داد

کمک اربعین به بازتولید حافظه تاریخی مقاومت و سرمایه اجتماعی فراملیتی

جستارهایی در فلسفه علوم حکمی کتاب شد

هوش مصنوعی کسب وکار یابندگان باگ های نرم افزاری را کساد کرد

برندگان نوبل پزشکی ۲۰۲۶ معرفی شدند؛ کنترل سلول‌های عصبی با نور

نوبل فیزیک به «پیام‌های شبح‌وار از فضا» رسید

وجه مغفول شخصیت شهید سید حسن نصرالله امامت اوست

دیوارنگاره میدان جهاد به رنگ پایتخت درآمد

تفاهم‌نامه چهارجانبه طرح رداکارت دانشجویان فردا ۱۴ مهر امضاء می‌شود

آمادگی ۴۰ کشور برای حضور در مسابقات بین‌المللی قرآن

علت لغو کنسرت علیرضا قربانی در شاندیز چه بود؟