ما اغلب عادت کردهایم مدرنیته را بی هیچ پرسشی چون شیر مادرانمان نیک تلقی کنیم. از این زاویه، مدرنیته در تعریف خود نیک است و جریان یا ایدهای که در برابر آن ایستادگی کند، تفاوت چندانی با آلودگی شیر مادر ندارد. البته گواردینی متفکری احساساتی نیست که بازگشت بشر به باغ عدن را توصیه کند، اما باور دارد که خودآگاهی مدرنیته و تفسیر آن از آغازِ شکوهمندِ خویش، بیش از آنچه به نظر میرسد چالشبرانگیز است. او در بازخواست مدرنیته با کریستفور لاش (نویسنده آثاری چون «تنها بهشت حقیقی» یا «پیشرفت و منتقدان آن») همدلی دارد و برخی از بصیرتهای شاعرانه الیوت را نیز در آثارش به کار گرفته است.
بی تردید چشمانداز مثبت و روشن نسبت به مدرنیته شاهدی بر موفقیت تبلیغاتی آن در اثبات این نکته است که دوران جدید به مثابه پایان تاریخ، تلاش برای چیرگی پیشرفت و ترقی بر نیروهای تیره فلسفی و دینی است. بر چنین اساسی، به طور مثال، یونانیان نه تنها به عنوان قومی «کهن» بلکه به مثابۀ اجتماعی «کهنه و فرسوده» تلقی میشوند؛ تفسیری که نه بر داوری زمانی بلکه بر نوعی اتهام اخلاقی استوار است. در ادامه، با عبور از دوران باستان، قرون وسطا آغاز میشود که به نوعی مقدمه عصر نور و پیشرفت است. این تلقی بیش از همه در اصطلاحِ تاریخیِ «عصر تاریکی» آشکار میشود؛ عصری که پس از آغازِ دوران جدید پایان یافت، خرافات دینی کنار گذاشته شد و رشد علم که هدف اصلی آن آزادی بشر [از قیود خرافی] است (فرانسیس بیکن) محقق گشت. از چنین دیدگاهی، اینکه عصر علم به ظهور دوران تاریکی جدید و رشد درخت علم به نابودی درخت زندگی انجامیده تنها به گسترش ترس از ظهور دوبارۀ دیدگاههای رمانتیک یا بازگشت ایدههای باستانی در باب خطرات بینظمی معنوی دامن میزند [و کاملاً بیفایده است].
یکی از نتایج مستقیم این دیدگاه بیگانگی بشر نسبت به خداوند در مقام خالق جهان و نیز سایر انسانهای ساکن در جهان است. بشرِ بیخانمان، منزلگاه الهی خود را ترک کرده است. او که پیشتر در جهانی ساختهِ خداوند میزیست و بخشی از هدف آفرینش روی زمین بود، اینک به «انسان -در- جهان(1)» بدل شده است؛ صورتی که ریشۀ از خودبیگانگی او است، زیرا انسان در چنین جهانی قادر نیست برای تعالی از جهان پیرامونی مسیری بیابد. البته [گواردینی ناامید نیست و باور دارد که] محدود شدن بنیاد جهانشناختی بشر به فرآیند فهم خویشتن تنها به ظهور ماتریالیسم نینجامیده است، بلکه به جهان روحی دوباره بخشیده است. این همان نقطهای است که گواردینی به درام تاریخی بشر وارد میشود.
[در دوران مدرن] بشر دیگر موضوع صنع و ابداع الهی نیست بلکه به ابژۀ مخلوقات خویش بدل شده است. بشر جهان را میآفریند و آنگاه به مخلوقات خویش جان میدهد. لذا او با چیزی مواجه است که ناچار باید در برابر آن تعظیم کند. مارکس این رویکرد را به تمامی و تحت عنوان «ماتریالیسم تاریخی» به کار گرفته و با بحث از نژاد، طبقه و سازههای اجتماعی گسترش داده است. از این طریق، نیتِ سعادتمحورِ الهی توسط جنبشهای غایتشناختی فرهنگها تصاحب شده است.
فرهنگ(2) از واژه لاتین Cultus مشتق شده است که ریشههای زبانشناختی آن به پایدیا(3) یونانی میرسد؛ مفهومی که ابزاری برای احترام و بزرگداشت امر والا و ارزشمند بود. در هر دو فرهنگ یونانی و رومی، فرهنگ مسیر خود را با نظر به ریشههای آغازینی تعیین میکرد که توسط هدفی الهی تعیین میشد و دایرۀ امکانات و اقدامات بشر را محدود میساخت. نزد یونانیان این کار از طریق فضیلت (arête) صورت میپذیرفت که ابنای بشر در طول تاریخ به سوی آن در حرکت بودند. فضیلت همچنین به انسانها کمک میکرد که این حرکت را به عنوان یک اجتماع انجام دهند.
در حقیقت، فضیلت، اصل نظمدهنده به مدینه(4) بود، چرا که میل جمعی برای تملک زیبایی را بیان میکرد. زیبایی نیز به نوبۀ خود هماهنگی میان واحد و کثیر تلقی میشد. فرهنگ به این امور به عنوان خیر نظر میکرد، در حالی که سنت موفقیت آنها را نشان میداد. این زمینهِ تاریخی در ایدههای گواردینی حضور دارد. او معتقد است که مدرنیته ارتباط بشر را با ریشههای تاریخی گسسته و او را از «موقعیت» در جهان برکنده است. موقعیت [از دید گواردینی] در واقع اهمیتی دوگانه دارد: از یک سو به معنای واقعیتی تجربی در وقایع گذشته بشری است و از سوی دیگر گرایشی را در اعمال انسانها نشان میدهد که روی به سوی نوعی جهانشناسی دارد. این جهانشناسی مقدم بر انسان است و او خود نیز بخشی از آن محسوب میشود؛ اما فرهنگهای جدید به جای حرکت در این مسیر، توسط نوعی ماهیت درونجهانی (و ماتریالیستی) هدایت میشوند که در واقع بنیاد عقلگرایی روشنگری است و هدف از آن سیطره بر زمانمندی بشری است. از این زاویه است که کلام گواردنی مبنی بر اینکه «سیاست یک سره نزاع برای قدرت است» معنای خود را آشکار میسازد.
گواردینی بحث خود را از سرآغاز جهان مدرن، یعنی رنسانس، شروع میکند؛ جایی که [عموماً] به عنوان آستانه امری جدید شناخته میشود. رنسانس بازگشتی به ایدههای کلاسیک بود، بیآنکه از فلسفهِ پشتیبان آنها برخوردار باشد. از این رو ایدههای کهن و مورد استفاده در این عصر، از نیّات جهانشناختی خود تهی شدند و پایان قرون میانه را اعلام کردند. از دید گواردینی، انسانگراییِ مشرکانهِ رنسانس جایگاه بالیدن ایدۀ مدرن دولت و منافع ملی بوده است که در آن، ملت به عنوان واحدی حاکمیتی ظهور یافت. به گفته گواردینی، در عصر باستان و قرون میانه، جهان به مثابه قلمروی محدود نگریسته میشد، اما این قلمرو به سبب یکپارچگی با سراسر عرصه وجود، به لحاظ معنوی شمول و جامعیت کامل داشت. البته او در اینجا مرتکب اشتباه شده است، چراکه یونانیان نیز در پی تعالی جهان بودند [و دیدگاه گواردینی در این باره چندان دقیق نیست].
در واقع، مدینه سقراطی و افلاطونی شباهتی زمانی با نظم جهانشناختی یا همان معیار نادیدنی در الهیات افلاطون داشت؛ اما این نظرگاه، با مرگ سقراط و عقبنشینی افلاطون به آکادمی [و تغییر جهت مباحث] از میان رفت. این دیدگاه، همان جایگاهی است که در اصطلاح گواردینی به عنوان تخته پرشی به سوی تعالی عمل میکند و الگویی است برای تمام کسانی که در پی زیست مشترک در کنار یکدیگر هستند. گواردینی در بیان این نکته بر حق است که قرون میانه «معنای وجود را نزد انسان و دیدگاه او را نسبت به جهان اساساً تغییر داد»؛ زیرا عامل نظم دهنده در [این دوران] همزمان خالق و حاکم بر جهان بود.
خالق بودن خداوند، او که جهان را از «هیچ» خلق کرده است، نه تنها بشر را فروتن ساخت بلکه او را در زمینه جهانی جای داد که در آن، زمان دیگر دشمن بشر نبود. با این حال، تحت شرایط مدرن، زمانمندی به عجلهای بیهوده انجامیده است، چراکه [معنای] وجود در این عصر مادی شده و حیات زیستی در مرکز توجه قرار گرفته است. ضروریات فرآیند زیست [مادی] اصول جدیدی را برای سازماندهی [اجتماعات] بشری معین ساخت. میتوان این دیدگاه را به وضوح در ایدههای متفکر قرن پانزدهمی اروپا، یعنی ماکیاولی و همچنین فیلسوفان قرن هفدهمی، یعنی توماس هابز و جان لاک، مشاهده کرد.
هابز هراس از مرگ را محور اثر اصلی خویش، لویاتان قرار داد، در حالی که لاک نخستین فیلسوف مدرن و متفکر لیبرال در عرصه تفکر سیاسی بود. متفکران لیبرال معاصر در تلاش برای فهم آثار این فیلسوفان بیشتر بر اموری چون نهادها، ساختار قدرت و راههای توجیه آنها تمرکز کردهاند؛ اما نکته مهمتر چگونگی جایگزینی «روانشناسی انگیزهها(5)» با جستجوی نیکی است. از این زاویه، لیبرالها همچنان در مواجهه با انگیزهها به عنوان اموری خودخواهانه و در نتیجه غیرسیاسی ناتوان باقی ماندهاند و به بشر صرفاً از جهت بدن او اشاره میکنند، در حالی که نیکی به امری خارج از انسان اشاره دارد. به علاوه انگیزهها یکپارچه نیستند، چراکه به انحلال اجتماع و ایجاد ائتلافهایی موقتی برای ارضای اغراض آنی میانجامند. [این معنای دقیق مدرنیته است].
بشر عصر رنسانس کوشید واحدهای ملی جدید را با انکار یکپارچگی معنوی مسیحی نجات دهد و بازگشت به عصر باستان، صرفاً ابزاری برای نفی متفکران دوران میانه بود. متفکران رنسانس برای یافتن فضائلی متفاوت با کلِ مسیحیِ دوران میانه، در جستجوی نظامهای فکری یونان و روم برآمدند. به همین دلیل است که نیچه به این نتیجه طعنهآمیز رسیده است که «ایدۀ مدرن فرهنگ چیزی جز مسیحیتی بدون مسیح نیست».
متفکران در دوران رنسانس و بعدتر در عصر روشنگری، نظام معنوی که عامل یکپارچگی فرهنگ غربی بود (یا همان کالبد معنوی مسیحیت)(6) را از گردونه خارج کردند. به لحاظ نظری، تضاد اندکی میان فلسفه یونان و اصول وحیانی مسیحیت وجود دارد، به گونهای که حتی به باور اگوستین، افلاطون تا مسیحی شدن گامی کوچک پیش رو دارد؛ اما گواردینی نوعی همزیستی میان این دو سنت میبیند که فراتر از همزبانی میان متون است. از دید او «رنسانس وفاداری خود را به دوران کلاسیک به عنوان ابزاری برای کنار گذاشتن وحی و مرجعیت کلیسا به کار گرفت». در واقع واژگونی سلسلهمراتب روحانی زمانی کامل شد که کالبد معنوی مسیحیت به کالبد معنوی بشریت(7) بدل شد.
بدین گونه در دوران مدرن، گشودگی معنویِ دوران کلاسیک و میانه به سوی امر متعال، تبدیل به جهانی معنویتزدوده و حلولیافته شد. گواردینی به درستی هر دوی این دورانها [کلاسیک و میانه] را در ترکیبی واحد تحلیل میکند، زیرا آنها تکمیل تلاش برای ساخت فرهنگ غربی و جای دادن فرد [بشری] درون کلیتی از وجود را مدنظر داشتهاند و هر دو به تعالی وجود گشوده بودند. در حدود قرن هفدهم میلادی، تفکر سیاسی حرکت به درون و پایین را آغاز کرد و بشر را به سوی نظمی نازلتر از وجود هدایت نمود و از این طریق بسته شدن حیات معنوی بشر را نخست در دولت سکولار و سپس در قالب ملت اعلام کرد.
اما قدرت اصلی گواردینی در دو بخش پایانی از این کتاب کوچک آشکار شده است. او تاثیرات سیاسی و معنوی [مدرنیته] را ناشی از تبدیل امپراطوری مقدس [مسیحی] به حکومت سکولار میداند. برآمدن سکولاریته [در ابتدا] در دوران رنسانس ریشه داشت، اما تنها زمانی به نیرویی پیشران تبدیل شد (که اریک ووگلین آن را «آگاهی عصری» مینامد) که روشنگری دورهبندی تاریخ را بر اساس نوعی خودپرستی [یا تمجید و محوریت دوران مدرن] سامان داد. در این میان، به سختی میتوان مشابهت این نظرگاه را با ایدۀ قدیمیتر «آورنده نور» یا لوسیفر(8) انکار کرد. آگاهیِ عصریِ مشابهی نیز در دوران عقلانیت و عصر انقلاب وجود داشته است. فرو افتادن روح الهی به مثابه اصل نظمدهنده، از طریق یورش و تهاجم به بدن عرفانی مسیح، به ظهور واحدهای فروبستهِ ملی انجامیده و به سرعت آنها را منزوی ساخته و تحکیم قدرت داخلی را اولویت بخشیده است.
به علاوه نزاع تفرقهآمیز میان فرقهها [ی مسیحی]، به مانند جنگهای سیساله، به ظهور طبقات برگزیده سکولاری انجامید که اغلب اجتماعات خاص خود را برای مقابله با جماعات ایمانیِ مسیحی شکل دادند. این منازعات در معنایی طعنهآمیز به اهرمی برای پدید آمدن نظم سیاسی جدید بدل شدند. آنها در فقدان کامل اقتدارِ الهامبخش برای توجیه حکمرانی خویش، ناچار بودند ایدههای جدیدی را به عنوان مبنای سازماندهی بشری و یا کاربرد آنها به کار گیرند. در نتیجه، ایدۀ دولت از نمادشناسی دینی تهی شد (و به ویژه در انگلستان) ایدۀ ملیت، به عنوان خصوصیتی قومی ظهور خویش را آغاز کرد. گواردینی در بیانی کلی و درست ایدههای جدیدی را شناسایی کرده است که به شکلگیری سکولاریسمِ درونیشده انجامیدهاند. در این راستا، طبیعت بیشتر به عنوان نمادشناسی جدیدی برای نظمبخشی مجدد به حیات بشری، توسط علوم فیزیکی و انسانی تغییر ماهیت داد. شخصیت نیز در این چارچوب به معنای صورتبندی مجدد و هستیشناسانه بشر و جایگزینی پیوستگی به تکالیف با آورندگان حق بود، اما حقوقی در چارچوب انزوای قومی که شخصیت فرد را تعریف میکردند.

در واقع مطابق سومین ایدۀ گواردینی، مدرنیته و فرهنگ از ایدۀ ملت برخواستهاند که شخصیت انسانها را بر اساس تصویر فروبسته از قومیت بازتعریف میکند. برخلاف دیدگاه غالب در دوران حاضر، بسته شدن چشمانداز معنوی فرهنگ غرب از امپراطوری مقدس این نتیجه شوم را در پی داشته است که هستیشناسی فرد را از طریق انزوای قومیت موجود در ایده ملت به صورت جزئی درآورده است، این امر به شکلگیری ویژگیهای مضحک قومشناختی انجامیده که برای تعریف هر یک از واحدهای سیاسی به کار گرفته میشوند. بر این اساس، آمریکا نخستین کشوری در تاریخ است که به عنوان واقعیتی چندملیتی تأسیس شده است، اما [این تلاش] بعدتر به ظهور اصطلاح اخلاقی «غیرآمریکایی» انجامید. این همسانیِ فروبسته و فرهنگی جدید، ملتها را به بازتابی از فایده، سودمندی و کاربردپذیری بدل ساخت که در نسبت با اشتیاق یونانی و مسیحی به خیر، کمال و جاودانگی تفاوت قابل توجهی را نشان میدهد. در همین مسیر، هنر نیز به مانند گونهای از زندگی که مقلد آن است، آشکار ساختن زمانمندی و زودگذر بودن را علیه دوام و اشتیاق متعالی بشر آغاز کرد. به علاوه پیشرفت به عنوان فرآیندی پویا و واقعیتی تجربی تعریف شد که همواره در سیلان است. این معیارها به افراد مدرن اجازه میداد موفقیت خود را با اندازهگیری میزان دور شدن از اسلاف یونانی و مسیحی ارزیابی کنند. درست به همین دلیل است که نیروهای مدرن از ماهیت ایستا و جهانشمول فرامین دهگانه بیزارند؛ چراکه ده فرمان موسی(9) یادآور دائمی شکست مدرنیه در پیشرفت بدون نگاه به گذشته است.
در حالی که تضاد میان جهان روحانی و سیاسی با درجات شدت متفاوتی در واحدهای سیاسی جدید بازتاب یافته است، متفکران فرانسوی چون ولتر و کُنت ترکیبی کامل از سه ایدۀ اصلی دوران مدرن (از دید گواردینی) را به نمایش میگذارند: طبیعت، فرهنگ و شخصیت. این ایدهها نزد این متفکران مدرنیزه و در نهایت برای توجیه تقلیل و فروبستگی بشری بازصورتبندی شده است. ولتر عامدانه در تلاش است تا ساخت سکولاری از جهان را برای جایگزین کردن گشودگی مسیحی به سوی وجود متعال با پیشرفت درونجهانی به اثبات رساند. گشودگی مسیحی به وجود متعال یگانگی تمام موجودات را از طریق تاریخ فرض میگیرد که از آغاز تا پایان زمان، میان دو حد بیکران را در بر دارد و در نتیجه یگانگی تمام بشر را در نظم معنوی امور گواهی میدهد: «اینک چه خوش و چه دلپسند که برادران به یکدلی با هم ساکن شوند» (مزامیر ۱۳۳.۱)
[در چشمانداز مسیحی] خداوند جهان را آغاز کرده است و مسیح راه بشر درون آن را نشان میدهد؛ اما ایدۀ پیشرفت به گاهشماری [تاریخی] اهمیتی حیاتی میدهد، گذشته را نفی میکند و هر نسل را تشویق میکند که خود را به عنوان پایان تاریخ و نقطه اعلای فرهنگ بنگرد. این امر به ظهور گونهای خودشیفتگی میانجامد که نزاع میاننسلی را دامن میزند. ولتر فیض خداوند را از طریق تاریخ رهاییبخشِ خرد با آن جایگزین میکند: «ما باید به خوبی دقت کنیم که چه گامهایی را برای ترقی از روستامنشی و بربریت تا رشد فرهنگی کنونی برداشتهایم». از دید او، این ترقی به صورت نمادین به معنای انقراضِ [حالت پیشین]، نوزایی و پیشرفت روح بشری است.
از این طریق ذهن بشر(10) به موضوع تاریخ عمومی بدل شد و در قالب فلسفههای تاریخ توجیه گشت. نفس متعالی مسیح(11) (روح زنده) نیز به این طریق با روح درونجهانی بشر جایگزین شد؛ اما این جایگزینی زمانی به نقطه نهایی رسید که تغییر احساسات قلبی به تغییر عقاید بدل گردید. شکی نیست که عقیده(12) در عصر دموکراسی بر احساسات بشر حکمفرما است و به طور مشخص، با میل [و عطش] به امر جدید سازگار است.
علم، در طلیعه رشد علوم بشری، در خدمت شکل دادن به عقیدهای عمومی تحت نام «حاکمیت مردم» در آمد. این امر نیز به نوبه خود به جنبشهای دموکراتیک از ابتدای قرن هجدهم تا کنون دامن زده است. منادی این گنوستیسیم مدرن، یعنی آگوست کنت (که بنیانگذار جامعهشناسی است)، عقلانیت روشنگری را با تصاحب فیزیکی طبیعت در جهت ارتقای روح بشری در زمینه «ساخت اجتماعی» به کار گرفته است. برخلاف دیدگاه قدیمی در باب طبیعت که انسان را در پیوستگی با طبیعت میدید و آن را تکامل پذیر میدانست، دیدگاه جدیدِ طبیعی در چارچوب نوعی ساختِ مصنوعی سامان یافت که محصول ارادی ذهن بشر است. انسان جدید یا همان شخصیت مدرن، ذهن خودمختار است که از تمامی قیود تاریخی و روحانی پیشین رها شده و رستگاری از این جهان را هدف خویش نمیداند.
به علاوه، نوعی همراهی غیرطبیعی میان ذهن بشری ولتر و علمگرایی پوزیتیویستی کنت وجود دارد. آنها تنها در چارچوب محدودی با یکدیگر توافق دارند که در آن، تقدم دادههای طبیعی که باید به صورت ذهنی با شرایط کنونی همراه شوند، مورد توجه قرار میگیرد. هر دوی این متفکران به درستی تضاد میان نیروهای زمانمند و روحانی را دریافتهاند؛ نیروهایی که در قرون وسطا ظهور پیدا کردند. به علاوه هر دوی آنها این تضاد را معطوف به نیروی ذهنی و انتقادی میدانند که به شکلگیری دورانی جدید در تاریخ خواهد انجامید؛ اما این کنت بود که این مساله را مشاهده کرد که این تغییر جهت به معنای نزول به بنیادی حسی و حیوانی برای وجود است و میتواند از طریق ایدۀ «علم» صورتبندی دوباره شود.
در حقیقت پویش معنوی بشر از ایمان درونجهانی به روح بشری در ولتر، احترام عمیق کنت به سازماندهی و مهندسی ذهن، ایمان مارکسیستی به طبقه کارگر به عنوان میراثبر حقیقی تاریخ و یا طبیعتگرایی مبتنی بر ملت یا نژاد برگزیده، پیوسته در حال زوال و فرسایش بوده است. درونی ساختن روح در چارچوب واحدهای فروبسته سیاسی که دشمنی میان ملتهای مدرن را به پیش میرانند، در پی خصوصی سازی به وجود آمده است که در آن، رقابت میان گروههای متمایز برای دستیابی به تخصیص بیشتر کالاهای مادی در جریان است. میتوانی گروههایی چون فمینیستها، همجنسگرایان و یا عنوان خودمحورانهِ «سیاهان اصیل» را نیز به فهرست بالا افزود. چنین اصطلاحاتی صرفاً برخی مصادیق معاصر از اصطلاح مورد استفاده اچ اس. چمبرلین یعنی «یهودیسازی(13)» هستند که ایدۀ مقابلِ خلوص نژاد شمالی (نوردیک) است. در حقیقت، هر یک از این نمونهها بخشی از تاریخ کفرآلودی هستند که برای توجیه قدرتطلبی مدرن در جهانی دنیوی به کار گرفته میشود.
[تلقی عمومی آن است که میتوان شرایطی] که به عنوان بخشی از پروژه مدرن با آن رویارو هستیم و از تخریب سریعِ ناشی از رویکرد علمی و عقلانی به وجود آمده را به صورت جایگزین برای دمیدن روحی تازه در یکپارچگی شخصیت به کار گرفت. این امر توضیح مناسبی برای رشد روانشناسیگرو(14) و نیز برآمدن مدیریت درمان دولتی توسط علوم است؛ علومی اجتماعی که با هدف تحقق نتایج خاص اخلاقی مورد استفاده قرار میگیرند.
تاریخ معنویتزدایی از غرب همانا تاریخ شکلگیری نمادشناسی مقابلی است که توسط نظریهپردازان مختلف برای دمیدن روحی تازه در بخشهای خاصی از حیات بشری به کار گرفته شده است (مانند نژاد در گوبینو یا طبقه در مارکس). هدف از این کار مسلح ساختن تعصب مدرن با نوعی برتری اخلاقی بود که در نبرد با جهانشمولی مسیحی به آن نیاز داشت. این امر به ویژه در انگلستان و با تطهیر پیورتانیسم (15) توسط کلیسای انگلستان و اعلام برتری بر سایر گروههای رقیب نمود یافت. تکثر کلیساها در حقیقت بازتابی از تکثر تمدنها بود. در واقع پطر کبیر نخستین کسی بود که به «غرب» به عنوان مجموعه یکپارچهای از ایدهها و یک فرهنگ اشاره کرد. این امر به صورت نمونهای، تمرکز دولتها را در سراسر اروپا آغاز کرد، اما بدون بنیاد انضمامی که قادر باشد آن را توجیه کند. دولت مرجعیت متعالی خود را از دست داد و «حاکمیت مردم» بر شکلگیری گرایشات اخلاقی سیطره یافت. این امر مسالهای است [که از آن زمان] همواره پیش روی لیبرالیسم قرار داشته است.
نبوغ جرج برکلی (۱۷۵۳-۱۶۸۵) در این بود که معنای اصلی جدایی دولت از ایمان [مسیحی] را دریافت. جستجوی او برای امر انضمامی، فقدان گرایش وجودی و ایمانی را آشکار ساخت در حالی که نمادها و مفاهیم یکپارچگی و وجود به مصادره «ملت» در آمده و کاملاً به آن وفادار بودند. در حقیقت، وفاداری به ملت برای جداسازی افراد [با ملیتهای گوناگون] به کار گرفته میشد که در نهایت به رویکرد «چندفرهنگی» کنونی انجامید.
شاید مهمترین آسیب ناشی از زوال نمادهای دینی تلاش مغشوش برای جای دادن انسان در جهانی اخلاقی باشد که به اعمال بشر معنا میبخشد. این امر در عصر حاضر، از طریق رسانههای فرهنگی به ویژه ادبیات و هنر صورت میپذیرد؛ اما فرد بشری هیچ تطابق و سازگاری میان فضایل شخصی، آنچه دولت تشویق میکند، ندای وجدان و امور مطلوب جامعه نمییابد. این معضلی اساسی و حلناشده برای لیبرالیسم است. در واقع این مساله با تضاد میان خانواده و مدینه در افلاطون مشابهت دارد که ارسطو در برطرف نمودن آن کوشیده است. حاکمیت مردم عامدانه با ایدههای جدید نیکی در تقابل است. در نتیجه به نظر میرسد که این شیوه حکمرانی توجیه اخلاقی خاص خود را دارا است؛ چنانکه وودرو ویلسون [رییس جمهور اسبق ایالات متحده] برای ایجاد دمکراسی فرمان جنگ میدهد.
جامعه زوالیابندهای که بر اساس افسانه «حاکمیت عمومی» استوار است، نوعی تطابق و تبیعت را طلب میکند و در نتیجه زندگی خصوصی را دستکم میگیرد. برکلی بیماری عصر خویش را شناسایی و آن را در قالب دو دسته اصلی طبقهبندی کرده بود که امروزه نیز کاملاً معتبر هستند: مادی ساختن جهان خارجی و روانشناختی ساختن نفس. مساله نخست را میتوان نوعی تقلید غریب از لاک و آمیختن آن با گونهای کینهجویی دانست در حالی که دومی ظهور فروید را میسر کرده است. مادی ساختن جهان از خداوند راززدایی میکند، در حالی که روانشناختی کردن نفس او را بر صندلی روانکاوان مینشاند. شاید از همین رو است که پاپ پیوس دهم نتیجه میگیرد «مدرنیسم ترکیبی از تمامی بدعتها است».
پایان جهان مدرن این تاریخچهِ پیچیده را بیش از اندازه فشرده ساخته است. با این حال، رویکرد او برای مخاطب عامی که در پی درکی خلاصهای از نحوه سقوط بشریت از مقام موجودی جهانشناختی (که به صورت معنوی و فراتر از محدودیتهای زمانی یکپارچه بود) به واحدهای ملی، نژادها و طبقات است، سودمند خواهد بود. رومانو گواردینی تاملی عمیق (و البته نه ناامیدانه) در باب فروپاشی فرهنگ غربی ارایه کرده است.
اطلاعات کتابشناختی:
گواردینی، رومانو، پایان جهان مدرن، آیاسآی بوکز، ۱۹۹۸
پینوشتها:
[۱] Man In The World
[۲] Culture
[۳] paideia
[۴] Polis
[۵] psychology of motives
[۶] corpus mysticum Christi
[۷] corpus mysticum humanitatist
[۸] Lucifer
[۹] Decalogue
[۱۰] esprit humain
[۱۱] transcendental pneuma of Christ
[۱۲] doxa
[۱۳] Jewification
[۱۴] Psychologism
[۱۵] Puritanism
مترجم: علی حاتمیان
مرجع: Imaginative Conservative
جنگها و تحولات اخیر به کتابهای درسی نهم و یازدهم رسید
خانه فرهنگ در خوابگاههای دانشگاه فرهنگیان راهاندازی میشود
بازگشت معتمدآریا و یک یادآوری درباره حفظ حرمت سرزمین مادری
چه خبر از گیشه سینماها؟ فروش سینماها رو به افزایش است
فیلم نماینده ایران در اسکار انتخاب شد
سمپوزیوم راهکارهای قرآنی برای حل مشکلات تمدن معاصر
الگوی قرآن برای حل اختلافات شدید خانوادگی چیست؟
مساجد ۳۲ استان به دنبال طراحی برنامههای قرآنی ویژه
بچههای مسجدی با حداقل امکانات، کارهای «نشد» را «شد» میکنند
حکمرانی فضای مجازی در پیچ تعدد نهادها؛ نمیتوان دستوری حکمرانی کرد
وقتی امامزادگان در روزهای جنگ به کانون خدمترسانی تبدیل شدند
ایرباس به فناوری «پوست کوسه» مجهز میشود
نوشته جالب در دانشگاه شهید بهشتی
اعتبار ردیف استخدامی ۴۶۵ نفر از فراخوان سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ تأمین شد
تمدید مهلت معرفی مشمولان پذیرفتهشدگان آزمون دستیاری پزشکی تا ۳۰ مهر
لشکر پهپادهای زیر آبی چین رکورد زد
شرکتهای فناوری درباره هوش مصنوعی با ترامپ چه توافقی کردند؟
اولویتهای استادان برای سال تحصیلی پیشرو بررسی شد
اختصاص ۳۰ میلیارد تومان تسهیلات معاونت علمی به حوزه بازیهای رایانهای
برگزاری همایش ملی نخبگان لغو شد
تشریح جزئیات اجرای آییننامه جذب استعدادهای برتر در دانشگاه فرهنگیان
سالن مطالعه دو دانشکده مهندسی دانشگاه صنعتی امیرکبیر باز طراحی شد
ثبت نام آزمون بسندگی زبان فارسی ویژه دانشجویان بینالملل ۱۴۰۵ آغاز شد
۳۰۰ گروه و کانال فیشینگ در سکوهای خارجی فعالیت میکنند
برنامه مدارس اینستاگرام گسترده تر می شود
پارک فناوری دانشگاه تهران پلتفرم سرمایه گذاری مجازی راه اندازی کرد
حجتالاسلام قمی: زنجیره جنایت باید با خونخواهی رهبر شهید قطع شود
رونمایی از نخستین کیوسک نذر عتبات
برگزاری چهاردهمین کنگره ملی شعر فاطمی در سه زبان؛ توجه ویژه به نوقلمان
جزئیات چهارمین «همایش ایدهپردازان قرآنی» اعلام شد
عالمان عصر صفوی چگونه به قدرت اجتماعی رسیدند؟
اعلام برنامه دروس خارج فقه مسئله محور اساتید حوزوی
زمان ثبت درخواست دانشگاهها برای ایجاد رشتههای جدید اعلام شد
امکان تحصیل بدون آزمون مدالآوران بازیهای آسیایی ناگویا فراهم شد
اجازه نمیدهیم کسی به پرچم ایران اهانت کند
قالیباف: یا بازار نفت احمق است یا آمریکا دروغ میگوید+عکس
پرچم جمهوری اسلامی، محور وحدت و نماد ایستادگی در برابر بدخواهان است
ماه کاملِ امشب از تنگهٔ هرمز+عکس
مهلت ثبتنام آزمون اخذ پروانه وکالت مرکز وکلای قوه قضائیه تمدید شد
سهمیه بومی آزمون کارشناسی ارشد علوم پزشکی سال ۱۴۰۵ اعلام شد
دانشگاه شریف در مسیر توسعه برق تجدیدپذیر؛ احداث و خرید نیروگاه
مهلت مجدد ثبتنام در آزمون دکتری تخصصی علوم پزشکی ۱۴۰۵ از امروز آغاز شد
اعلام تسهیلات ویژه برای برگزیدگان المپیاد علمی دانشجویی کشوری
اعلام نتایج اولیه کنکور سراسری ۱۴۰۵ در نیمه اول مهر
رقابت داوطلبان در سی و یکمین المپیاد علمی دانشجویی کشور آغاز شد
۱۰۹۶ میلیارد ریال به حساب اعضای صندوق ذخیره فرهنگیان واریز شد
استقلال آموزش و پرورش کالپوش؛ گامی در مسیر تحقق عدالت آموزشی
داخلیسازی صنعت نوشتافزار به بیش از ۸۵ درصد رسید
معرفی بستههای تربیت و یادگیری ارزیابی شده ویژه کودکان برای سال تحصیلی جدید
مدارس تراز؛ سامانهای برای پایش، ارزیابی و مدیریت دادهمحور مدارس
اهتمام به نماز، بخش مهمی از فرآیند تربیت دانشآموزان است
بازدید ۴۰۰ میلیونی سکوهای ایرانی برای رئیس جمهور ایران
آنتروپیک بازنده شکایت از پنتاگون شد
درخواست بازنگری در سقف سنی جذب اعضای هیئت علمی توسط جمعی از متقاضیان
تأکید معاون آموزشی دانشگاه شریف بر اهمیت بازگشت به آموزش حضوری
این دانشگاهها از امروز آموزش حضوری را آغاز کردند
ضرورت هماهنگی در سیاستگذاری فضای مجازی؛ اولویت حل مسائل اصلی مردم است
یک پژوهش جدید نشان میدهد: مریخ آب گرم داشت!
فرصت جدید ثبت نام آزمون پذیرش پزشکی از لیسانس ۱۴۰۵ فراهم شد
گوگل هوش مصنوعی را به فضا میبرد
تیک تاک ۱۲.۷ میلیون پوند جریمه میدهد
مهلت مجدد ثبتنام آزمون کارشناسی ارشد گروه پزشکی ۱۴۰۵ از امروز آغاز شد
بانویی که هجرتش آغاز یک تمدن شد
تاکید رهبر شهید بر عمومی کردن فلسفه؛تولید علم دینی بدون مبنا ممکن نیست
واکاوی مفهومی مؤلفهها و حدود مقوله سوءرفتار علیه زنان
دین در جهان شبکهها؛ چرا شیوه گفتوگو با نسل جدید باید تغییر کند؟
سیاستمداران بدون حکمت عملگرایان بی مبنا هستند
روایت رسانههای جهان از یک روز متفاوت در تهران
آغاز ثبتنام ترم پاییز دورههای آموزش قرآن دارالتحفیظ
توجه بازدیدکنندگان نمایشگاه کتاب ابوظبی به مصحف ۱۳۰ ساله مینیاتوری
نوجوان ایرانی، جهانی که آن را نمیشناسیم
چرا ما انتقادپذیر نیستیم؟
زنان جان فدا نیستند، جان فزا هستند
ترامپ باز هم خواب تنگه هرمز را دید+عکس
نخستین آزمون بسندگی زبان عربی برگزار شد
اوپن ای آی عکسهای کاربران را فاش کرد
۴۸ هزار بازمانده از تحصیل به مدرسه بازگشتند
توزیع رایگان شیر و تغذیه در مدارس دولتی ابلاغ شد
پیام تسلیت حجتالاسلام رستمی در پی ارتحال آیتالله شبیری زنجانی
۲۵۰۰ دانشجو در سراسر کشور وام شرافتی دریافت میکنند
اعلام نتایج اولیه کنکور سراسری ۱۴۰۵ در نیمه اول مهر
مهلت مجدد ثبتنام در آزمون دکتری تخصصی علوم پزشکی ۱۴۰۵ از امروز آغاز شد
دانشگاه شریف در مسیر توسعه برق تجدیدپذیر؛ احداث و خرید نیروگاه
اعلام تسهیلات ویژه برای برگزیدگان المپیاد علمی دانشجویی کشوری
سهمیه بومی آزمون کارشناسی ارشد علوم پزشکی سال ۱۴۰۵ اعلام شد
داخلیسازی صنعت نوشتافزار به بیش از ۸۵ درصد رسید
اجازه نمیدهیم کسی به پرچم ایران اهانت کند
استقلال آموزش و پرورش کالپوش؛ گامی در مسیر تحقق عدالت آموزشی
۱۰۹۶ میلیارد ریال به حساب اعضای صندوق ذخیره فرهنگیان واریز شد
رقابت داوطلبان در سی و یکمین المپیاد علمی دانشجویی کشور آغاز شد
مهلت ثبتنام آزمون اخذ پروانه وکالت مرکز وکلای قوه قضائیه تمدید شد
زمان ثبت درخواست دانشگاهها برای ایجاد رشتههای جدید اعلام شد
امکان تحصیل بدون آزمون مدالآوران بازیهای آسیایی ناگویا فراهم شد
ماه کاملِ امشب از تنگهٔ هرمز+عکس
پرچم جمهوری اسلامی، محور وحدت و نماد ایستادگی در برابر بدخواهان است
تمدید مهلت معرفی مشمولان پذیرفتهشدگان آزمون دستیاری پزشکی تا ۳۰ مهر
اولویتهای استادان برای سال تحصیلی پیشرو بررسی شد
قالیباف: یا بازار نفت احمق است یا آمریکا دروغ میگوید+عکس
اعتبار ردیف استخدامی ۴۶۵ نفر از فراخوان سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ تأمین شد
سمپوزیوم راهکارهای قرآنی برای حل مشکلات تمدن معاصر
فیلم نماینده ایران در اسکار انتخاب شد
تشریح جزئیات اجرای آییننامه جذب استعدادهای برتر در دانشگاه فرهنگیان
الگوی قرآن برای حل اختلافات شدید خانوادگی چیست؟
برگزاری همایش ملی نخبگان لغو شد
حکمرانی فضای مجازی در پیچ تعدد نهادها؛ نمیتوان دستوری حکمرانی کرد
مساجد ۳۲ استان به دنبال طراحی برنامههای قرآنی ویژه
بازگشت معتمدآریا و یک یادآوری درباره حفظ حرمت سرزمین مادری
جنگها و تحولات اخیر به کتابهای درسی نهم و یازدهم رسید
نوشته جالب در دانشگاه شهید بهشتی
شرکتهای فناوری درباره هوش مصنوعی با ترامپ چه توافقی کردند؟
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.